منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت کاربران عزیز
در مطالب این سایت
اول متن سخنرانی کوتاه مذهبی آمده
دوم نکات منبرستانی در مورد آن حدیث آمده
سوم متن عربی حدیث و سند آن آورده شده
چهارم فایل صوتی تصویری حدیث با اجرای خود حقیر آورده شده است و تصویر متناسب با روایت روی فایل ویدئویی قرار داده شده است
اگر برای هر یک از مطالب این سایت عنوان مناسبتر یا کلید واژه و یا موضوع مناسبتر یا نکته منبرستانی دقیقتر یا تصویری مناسبتر یا شعر یا ضرب المثلی متناسب با مطلب یافتید حتما در نظرات بنویسید و اگر تجربه سخنرانی دارید دریغ نفرمایید.
من خیلی خوشحال می شوم که از من انتقاد کنید چون انتقاد باعث پیشرفت است لذا یک سربرگ را به انتقاد و پیشنهاد اختصاص دادم ضمنا حقیر هیچ ادعایی در مورد سخنرانی ندارم. خواهشمندم آزادانه نقد کنید.

نویسندگان
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

آخرین مطالب

۵ مطلب با موضوع «اعتقادی :: توحید» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم
حسین بن علوان گوید: در مجلسى نشسته بودیم که دانش مى‏ آموختیم 
و هزینه سفر من تمام شده بود، یکى از رفقا بمن گفت: 
براى این گرفتاریت به که امیدوارى؟ گفتم: بفلانى، گفت: پس به خدا سوگند که حاجتت برآورده نشود و به آرزویت نرسى، و مرادت حاصل نشود، 
گفتم: تو از کجا دانستى خدایت رحمت کند.

گفت: امام صادق (علیه السّلام) به من حدیث فرمود که: در یکى از کتاب ها خوانده است که خداى تبارک و تعالى می فرماید: به عزت و جلال و بزرگوارى و رفعتم بر عرشم سوگند که آرزوى هر کس را که به غیر من امید بندد، با نا امیدى قطع می کنم 
و در نزد مردم بر او جامه خوارى می پوشانم، و او را از تقرب خود میرانم 
و از فضلم دور میکنم، او در گرفتاریها به غیر من آرزو مى‏ بندد، در صورتى که گرفتاریها بدست من است؟ و به غیر من امیدوار مى‏ شود و در فکر خود در خانه ی غیر مرا می کوبد؟ 
با آنکه کلیدهاى همه درهاى بسته نزد من است و در خانه من براى کسى که مرا بخواند باز است.

کیست که در گرفتاری هایش به من امید بسته و من امیدش را قطع کرده باشم؟ 
کیست که در کارهاى بزرگش به من امیدوار گشته و من امیدش را از خود بریده باشم، من آرزوهاى بندگانم را نزد خود محفوظ داشته و آنها به حفظ و نگهدارى من راضى نگشتند و آسمان هایم را از کسانى که از تسبیحم خسته نشوند (فرشتگان) پر کردم و به آنها دستور دادم که درهاى میان من و بندگانم را نبندند. ولى آنها به قول من اعتماد نکردند، مگر آن بنده نمیداند که چون حادثه‏ اى از حوادث من او را بکوبد، کسى جز به اذن من آن را از او برندارد، پس چرا از من روى‏گردانست. 
من با وجود و بخشش خود آنچه را از من نخواسته به او می دهم سپس آن را از او میگیرم، و او برگشتش را از من نمی خواهد و از غیر من می خواهد؟ او در باره من فکر می کند که ابتدا و پیش از خواستن او عطا می کنم، ولى چون از من بخواهد به سائل خود جواب نمی گویم؟ مگر من بخیلم که بنده‏ ام مرا بخیل می داند؟ 
مگر هر جود و کرمى از من نیست؟ مگر عفو و رحمت دست من نیست؟.

مگر من محل آرزوها نیستم؟ پس که میتواند آرزوها را پیش از رسیدن به من قطع کند [که میتواند آرزوها را جز من قطع کند] آیا آنها که بغیر من امید دارند نمیترسند؟ (از عذابم یا از بریدن آرزویشان‏ یا از مقام قربم یا از قطع نعمتهایم از آنها) اگر همه اهل آسمانها و زمینم بمن امید بندند، و بهر یک از آنها باندازه امیدوارى همه دهم، بقدر عضو مورچه‏اى از ملکم کاسته نشود، چگونه کاسته شود از ملکى که من سرپرست او هستم؟ پس بدا بحال آنها که از رحمتم نومیدند، و بدا بحال آنها که نافرمانیم کنند و از من پروا نکنند.
عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ قَالَ: کُنَّا فِی مَجْلِسٍ نَطْلُبُ فِیهِ الْعِلْمَ وَ قَدْ نَفِدَتْ نَفَقَتِی فِی بَعْضِ الْأَسْفَارِ فَقَالَ لِی بَعْضُ أَصْحَابِنَا مَنْ تُؤَمِّلُ لِمَا قَدْ نَزَلَ بِکَ فَقُلْتُ فُلَاناً 
فَقَالَ إِذاً وَ اللَّهِ لَا تُسْعَفُ‏ حَاجَتُکَ وَ لَا یَبْلُغُکَ أَمَلُکَ وَ لَا تُنْجَحُ طَلِبَتُکَ 
قُلْتُ وَ مَا عَلَّمَکَ رَحِمَکَ اللَّهُ قَالَ إِنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ 
(علیه السّلام) حَدَّثَنِی أَنَّهُ قَرَأَ فِی بَعْضِ الْکُتُبِ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَقُولُ: 

وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ مَجْدِی وَ ارْتِفَاعِی عَلَى عَرْشِی 
لَأَقْطَعَنَّ أَمَلَ کُلِّ مُؤَمِّلٍ [مِنَ النَّاسِ‏] غَیْرِی بِالْیَأْسِ 
وَ لَأَکْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ 
وَ لَأُنَحِّیَنَّهُ‏ مِنْ قُرْبِی 
وَ لَأُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَضْلِی 
أَ یُؤَمِّلُ غَیْرِی فِی الشَّدَائِدِ وَ الشَّدَائِدُ بِیَدِی‏ 
وَ یَرْجُو غَیْرِی 
وَ یَقْرَعُ بِالْفِکْرِ بَابَ غَیْرِی‏ 
وَ بِیَدِی مَفَاتِیحُ الْأَبْوَابِ وَ هِیَ مُغْلَقَةٌ وَ بَابِی مَفْتُوحٌ لِمَنْ دَعَانِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَمَّلَنِی لِنَوَائِبِهِ فَقَطَعْتُهُ دُونَهَا 
وَ مَنْ ذَا الَّذِی رَجَانِی لِعَظِیمَةٍ فَقَطَعْتُ رَجَاءَهُ مِنِّی 
جَعَلْتُ آمَالَ عِبَادِی عِنْدِی مَحْفُوظَةً فَلَمْ یَرْضَوْا بِحِفْظِی 
وَ مَلَأْتُ سَمَاوَاتِی مِمَّنْ لَا یَمَلُّ مِنْ تَسْبِیحِی وَ أَمَرْتُهُمْ أَنْ لَا یُغْلِقُوا الْأَبْوَابَ بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی فَلَمْ یَثِقُوا بِقَوْلِی‏ 
أَ لَمْ یَعْلَمْ [أَنَ‏] مَنْ طَرَقَتْهُ نَائِبَةٌ مِنْ نَوَائِبِی أَنَّهُ لَا یَمْلِکُ کَشْفَهَا أَحَدٌ غَیْرِی إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِی 
فَمَا لِی أَرَاهُ لَاهِیاً عَنِّی 
أَعْطَیْتُهُ بِجُودِی مَا لَمْ یَسْأَلْنِی ثُمَّ انْتَزَعْتُهُ عَنْهُ فَلَمْ یَسْأَلْنِی رَدَّهُ وَ سَأَلَ غَیْرِی 
أَ فَیَرَانِی‏ أَبْدَأُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ أُسْأَلُ فَلَا أُجِیبُ سَائِلِی 
أَ بَخِیلٌ أَنَا فَیُبَخِّلُنِی عَبْدِی‏ 
أَ وَ لَیْسَ الْجُودُ وَ الْکَرَمُ لِی 
أَ وَ لَیْسَ الْعَفْوُ وَ الرَّحْمَةُ بِیَدِی 
أَ وَ لَیْسَ أَنَا مَحَلَّ الْآمَالِ فَمَنْ یَقْطَعُهَا دُونِی 
أَ فَلَا یَخْشَى الْمُؤَمِّلُونَ أَنْ یُؤَمِّلُوا غَیْرِی 
فَلَوْ أَنَّ أَهْلَ سَمَاوَاتِی وَ أَهْلَ أَرْضِی أَمَّلُوا جَمِیعاً ثُمَّ أَعْطَیْتُ کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مِثْلَ مَا أَمَّلَ الْجَمِیعُ مَا انْتَقَصَ مِنْ‏ مُلْکِی مِثْلَ عُضْوِ ذَرَّةٍ وَ کَیْفَ یَنْقُصُ مُلْکٌ أَنَا قَیِّمُهُ 
فَیَا بُؤْساً لِلْقَانِطِینَ مِنْ رَحْمَتِی 
وَ یَا بُؤْساً لِمَنْ عَصَانِی وَ لَمْ یُرَاقِبْنِی.
________________________

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم            در این سراب فنا چشمه حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من      به عاقبت به من آیی که منتهات منم

نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی           که نقش بند سراپرده رضات منم

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی         مرو به خشک که دریای باصفات منم

نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو            بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم

نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند             که آتش و تبش و گرمی هوات منم

نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند       که گم کنی که سر چشمه صفات منم

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت                     نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم

اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست            وگر خداصفتی دان که کدخدات منم

_____________________________________________

مولوی دیوان شمس غزلیات غزل شماره 1725

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۲۵
محمد رضا اعظمی راد

هان!که خداوند بزرگ واحد                        خود خبر از روز قیامت دهد

زود شود بر همه کس اشکار                           راستی وعدی پرودگار

دیده ی دل بازکن اینک ببین                        جلوه ی آیات خدا در زمین

رشد درختان ز دل دانه ها                           ناز گل و گردش پروانه ها

مرغ شب و زمزمه ی جویبار                       ریزش پر همهمه ی آبشار

این همه آیات که بیهوده نیست            غیرخدا خالق و فیاض کیست؟

ای بشر امروزبکن فکر خویش              هست تو را روز حسابی به پیش

روزمکافات گناه و ثواب                            روز گرفتاری و (یوم الحساب)

روز حساب بد و نیک همه                         عدل خدا قاضی این محکمه

هرکه درآن محکمه محکوم شد               خوار و سر افکنده و محروم شد

قسمت او در طبقات جحیم                  حسرت و درد است و عذاب الیم

منزل هر مومن نیکو سرشت                  غرفه ی پر نعمت باغ بهشت

عطر گل و موج خوش نهرها                       برتر از آن قرب و رضای خدا

حسان

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۶ ، ۲۳:۵۴
محمد رضا اعظمی راد

بسم الله الرحمن الرحیم
رسول خدا (صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله) فرمود:
الا ای امت محمّد یاد کنید محمّد و خاندانش را در هر پیش آمد بد و هر سختی تا خدا فرشته‏ های شما را بر دیوانی که آهنک شما کنند یاری دهد،

زیرا با هر کدام شما یک فرشته است در سمت راست که نیکی ‏های شما را نویسد، و یکی در چپ که کردار بد را نویسد

و با هر کس دو شیطان است از سوی ابلیس که او را گمراه کنند.
و چون در دلش وسوسه کنند باید بگوید:

«لا حول و لا قوة الا باللَّه العلی العظیم و صلّی اللَّه علی محمد و آله»

که آن دو شیطان گم شوند و نزد ابلیس روند و شکوه کنند و گویند کار او ما را درمانده کرده ما را با دیوان پلید کمک کن و پیوسته بدانها کمک رساند تا بهزار دیو پلید و گرد او آیند و هرگاه آهنگ او کنند یاد خدا کند و بر محمّد و خاندان پاکش صلوات فرستند و راه و روزنه‏ای به او نیابند، و به ابلیس گویند، جز خودت کسی مرد او نیست،

باید خودت با لشکریانت بروی و او را مغلوب سازی و گمراه کنی.
ابلیس با لشکریانش آهنگ او کنند، و خدا تعالی بفرشته ‏ها فرماید

این ابلیس است که با لشکرش آهنگ فلان بنده یا فلان کنیز مرا کرده

الا باید با او نبرد کنید، و با آنها کارزار کنند و در برابر هر دیو پلیدی صد هزار فرشته اسب سوار که شمشیر و نیزه و کمان و تیر و کارد آتشین دارند بیایند و این اسلحه آتشین را در آنها گزارند و آنها را بیرون رانند و بکشند و ابلیس را اسیر کنند و زیر اسلحه آرند.
و او گوید پروردگارا وعده‏ات، وعده‏ات، تو مرا تا روز وقت معلوم مهلت دادی، خدا بفرشته ‏ها فرماید بدو وعده دادم که او را نمیرانم، وعده ندادم که زیر اسلحه نباشد و شکنجه و درد بکشد، او را با اسلحه خود بزنید و از او تشفی کنید که من جانش را بگیرم و زخم فراوان بدو زنند وانگه او را رها کنند و پیوسته بر خود و فرزندان کشته‏اش گریان باشد و برای زخمهای‏ او مرهمی نیست جز شنیدن آواز کفر منش بت پرستان.
و اگر آن مؤمن بطاعت خدا و یاد او و صلوات بر محمّد و خاندانش بپاید آن زخمها بر تن ابلیس بمانند و اگر بنده از وضع خود بگردد و در مخالفت با خدا عزّ و جلّ و در گناهان اندر شود، زخمهای ابلیس خوب شوند، و بر آن بنده نیرو یابد تا باو دهنه زند و بر پشتش سوار شود و بزیر آید و شیطان دیگرش سوار شود و یکی پس از دیگری بر او سوار شوند، و بیارانش گوید در یاد ندارید که ما از دست او چه کشیدیم، اکنون زبون و فرمانبر ما شده تا به نوبت این و آن او سوار شوند.
و آنگاه رسول خدا فرمود: اگر خواهید پیوسته چشم ابلیس را گریان دارید و زخمهای او را دردناک سازید پیوسته بر طاعت خدا و یاد او صلوات بر محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم و خاندانش باشید، و اگر از آن دست بکشید اسیر گردید و دیوان پلید بر پشت شما سوار شوند.

دحر إبلیس و أعوانه بمحمد و آله صلوات الله علیهم أجمعین:
ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‏ (صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله) هَذِهِ نُصْرَةُ اللَّهِ تَعَالَی لِلْیَهُودِ عَلَی الْمُشْرِکِینَ بِذِکْرِهِمْ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.
أَلَا فَاذْکُرُوا یَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ، مُحَمَّداً وَ آلَهُ عِنْدَ نَوَائِبِکُمْ وَ شَدَائِدِکُمْ لِیَنْصُرَ اللَّهُ بِهِ مَلَائِکَتَکُمْ عَلَی الشَّیَاطِینِ الَّذِینَ یَقْصِدُونَکُمْ.
فَإِنَّ کُلَّ وَاحِدٍ مِنْکُمْ مَعَهُ مَلَکٌ عَنْ یَمِینِهِ یَکْتُبُ حَسَنَاتِهِ، وَ مَلَکٌ عَنْ یَسَارِهِ یَکْتُبُ سَیِّئَاتِهِ، وَ مَعَهُ شَیْطَانَانِ مِنْ عِنْدِ إِبْلِیسَ یُغْوِیَانِهِ، 
فَإِذَا وَسْوَسَا فِی قَلْبِهِ، ذَکَرَ اللَّهَ وَ قَالَ:
لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ، 
خَنَسَ الشَّیْطَانَانِ 
ثُمَّ صَارَا إِلَی إِبْلِیسَ فَشَکَوَاهُ 
وَ قَالا لَهُ: قَدْ أَعْیَانَا أَمْرُهُ، 
فَأَمْدِدْنَا بِالْمَرَدَةِ.
فَلَا یَزَالُ یُمِدُّهُمَا حَتَّی یُمِدَّهُمَا بِأَلْفِ مَارِدٍ، 
فَیَأْتُونَهُ، فَکُلَّمَا رَامُوهُ ذَکَرَ اللَّهَ، وَ صَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ لَمْ یَجِدُوا عَلَیْهِ طَرِیقاً وَ لَا مَنْفَذاً.
قَالُوا لِإِبْلِیسَ: لَیْسَ لَهُ غَیْرُکَ تُبَاشِرُهُ بِجُنُودِکَ- فَتَغْلِبَهُ وَ تُغْوِیَهُ، فَیَقْصِدُهُ إِبْلِیسُ بِجُنُودِهِ.
فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَةِ: «هَذَا إِبْلِیسُ قَدْ قَصَدَ عَبْدِی فُلَاناً، أَوْ أَمَتِی فُلَانَةَ بِجُنُودِهِ أَلَا فَقَاتِلُوهُمْ» فَیُقَاتِلُهُمْ بِإِزَاءِ کُلِّ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ مِنْهُمْ، مِائَةُ [أَلْفِ‏] مَلَکٍ، وَ هُمْ عَلَی أَفْرَاسٍ مِنْ نَارٍ بِأَیْدِیهِمْ سُیُوفٌ مِنْ نَارٍ وَ رِمَاحٌ مِنْ نَارٍ، وَ قِسِیٌّ وَ نَشَاشِیبُ وَ سَکَاکِینُ وَ أَسْلِحَتُهُمْ مِنْ نَارٍ، فَلَا یَزَالُونَ یُخْرِجُونَهُمْ وَ یَقْتُلُونَهُمْ بِهَا، وَ یَأْسِرُونَ إِبْلِیسَ، فَیَضَعُونَ عَلَیْهِ تِلْکَ الْأَسْلِحَةِ فَیَقُولُ: یَا رَبِّ وَعْدَکَ وَعْدَکَ، قَدْ أَجَّلْتَنِی إِلَی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ.
فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَةِ: «وَعَدْتُهُ أَنْ لَا أُمِیتَهُ، وَ لَمْ أَعِدْهُ أَنْ لَا أُسَلِّطَ عَلَیْهِ السِّلَاحَ وَ الْعَذَابَ وَ الْآلَامَ، اشْتَفُوا مِنْهُ ضَرْباً بِأَسْلِحَتِکُمْ فَإِنِّی لَا أُمِیتُهُ» فَیُثْخِنُونَهُ بِالْجِرَاحَاتِ ثُمَّ یَدْعُونَهُ، فَلَا یَزَالُ سَخِینَ الْعَیْنِ عَلَی نَفْسِهِ- وَ أَوْلَادِهِ الْمَقْتُولِینَ... 
فَإِنْ بَقِیَ هَذَا الْمُؤْمِنُ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ وَ ذِکْرِهِ، وَ الصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، 
بَقِیَ عَلَی إِبْلِیسَ تِلْکَ الْجِرَاحَاتُ، وَ إِنْ زَالَ الْعَبْدُ عَنْ ذَلِکَ، وَ انْهَمَکَ فِی مُخَالَفَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَعَاصِیهِ، 
انْدَمَلَتْ جِرَاحَاتُ إِبْلِیسَ، 
ثُمَّ قَوِیَ عَلَی ذَلِکَ الْعَبْدِ حَتَّی یُلْجِمَهُ وَ یُسْرِجَ عَلَی ظَهْرِهِ وَ یَرْکَبَهُ، 
ثُمَّ یَنْزِلُ عَنْهُ وَ یُرْکِبُ عَلَی ظَهْرِهِ شَیْطَاناً مِنْ شَیَاطِینِهِ، 
وَ یَقُولُ لِأَصْحَابِهِ:
أَ مَا تَذْکُرُونَ مَا أَصَابَنَا مِنْ شَأْنِ هَذَا ذَلَّ وَ انْقَادَ لَنَا الْآنَ حَتَّی صَارَ یَرْکَبُهُ هَذَا.
ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله): فَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تُدِیمُوا عَلَی إِبْلِیسَ سُخْنَةَ عَیْنِهِ وَ أَلَمَ جِرَاحَاتِهِ فَدَاوِمُوا عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ وَ ذِکْرِهِ، وَ الصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ إِنْ زِلْتُمْ عَنْ ذَلِکَ کُنْتُمْ‏
أُسَرَاءَ إِبْلِیسَ فَیَرْکَبُ أَقْفِیَتَکُمْ بَعْضُ مَرَدَتِهِ.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۰:۰۰
محمد رضا اعظمی راد

به نام خالق هستی 
یک سوال کوچک 
تا حالا شما خرید کرده اید!؟ 
جواب می دهید بله زیاد 
سوال بعد اینکه با چه کسانی معامله کردید؟ 
اصلا فقط با انسانها می شود معامله کرد یا با خداوند هم می شود خرید و فروش کرد؟ مقدمه را طولانی نمی کنیم چون روایت فوق العاده زیباست.
امام هشتم از پدرش موسی بن جعفر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: 
امام صادق (علیه السّلام) با گروهی که اموالی برای تجارت به همراه داشتند از راهی می گذشتند، 
به ایشان خبر دادند که راهزنانی مسلّح در راه هستند و اموالتان را به سرقت می‏ برند. 
همراهان به خود لرزیدند و همگی به وحشت افتادند، پس امام صادق (علیه السلام) به آنان فرمود: 
چه شده که این چنین پریشانید؟ گفتند: با ما اموالی است و می ترسیم که از ما به سرقت ببرند. 
آیا تو آنها را از ما می‏ ستانی؟ شاید دزدان چون ببینند از آن توست نگیرند و صرف نظر کنند و مزاحم ما نشوند! 
و بعد دوباره به ما پس دهی. 
امام فرمود: شما از کجا می‏ دانید، ممکن است آنها غیر مرا قصد نداشته باشند و جان مرا به خطر اندازید، 
گفتند: پس چه کار کنیم؟ 
آیا آن را دفن کنیم ؟ فرمود: این بدتر است شاید غریبه ی تازه واردی آن را بیابد و مال را ببرد یا اینکه شما پس از دفن آن را پیدا نکنید، 
گفتند: پس چه کنیم؟ ما را راهنمائی کن، 
حضرت فرمود: آن را نزد کسی به ودیعه گذارید، کسی که آن را کاملا حفظ نماید و نگهداری کند و آن را رشد دهد و هر واحدی از آن را بزرگتر از دنیا و آنچه در آن است نماید، سپس به شما باز گرداند با زیاده و بهره، هنگامی که شما سخت بدان محتاج باشید، پرسیدند که او کیست؟ 
فرمود: او خداوند عالم است، 
پرسیدند چگونه بدو ودیعه سپاریم؟ 
فرمود: به فقرا و تهی‏دستان از مسلمانان بدهید، 
گفتند: اکنون به مستمندان دسترسی نداریم، چه کنیم؟ 
امام صادق (علیه السلام) فرمود: قصد کنید که یک سوّم آن را صدقه دهید تا خداوند از باقیمانده ی آن محافظت کند و آن را از آنچه شما از آن می‏ ترسید حفظ نماید، 
گفتند: قبول کردیم و عهد کردیم که چنین کنیم. 
فرمود: اکنون در امان خداوند (عزّ و جلّ) هستید، پس حرکت کنید، همه به راه افتادند، 
ناگهان علامت حرامیان ظاهر گشت و همه قافله را ترس شدید گرفت، 
وجود قدسی امام صادق (علیه السلام) فرمود: چرا این چنین می‏ ترسید، گفتم شما در امان خدای تعالی هستید، اصلا بیم به خود راه ندهید. 
چند لحظه بعد گروه راهزنان سواره رسیدند، و از اسبهای خود پیاده شدندو نزد امام صادق (علیه السلام) آمدند و دست مبارک آن حضرت را بوسیده و گفتند که دیشب در خواب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را دیدیم و به ما فرمان داده تا خود را تسلیم شما کنیم و اکنون در اختیار شما هستیم و از شما و این گروه جدا نمی‏ شویم تا همه را محافظت نموده به منزل رسانیم، 
امام صادق (علیه السلام) فرمود: ما نیازی به شما نداریم، همان کس که ما را از خطر شما حفظ فرمود همو حافظ و یار و یاور ما خواهد بود و از شرّ دشمنان حفظمان خواهد فرمود، 
پس همگی به سلامت گذشتند و به منزل رسیدند و یک سوم اموال خود را به فقرا و بی‏نوایان دادند و خیلی سود کردند و هر درهمی ده برابر شد، و آنان با خود می‏ گفتند: 
چه بسیار بود برکت همراهی با امام صادق (علیه السلام) 
سپس امام به ایشان فرمودند: اکنون به خوبی دانستید که معامله با خداوند چقدر پربرکت و سودمند است، 
پس بر آن مداومت کنید.
نکات منبرستانی
1. نباید امام را سپر خود قرار دهیم مثل این کاروانیان که می خواستند اموالشان را به طور صوری به امام بدهند و دوباره پس بگیرند بلکه ما باید سپر بلای امام شویم مانند آن یار امام حسین (علیه السلام) که تیرها را به جان خرید تا جان امام را حفظ کند ولی این کاروانیان می خواستند جان امام را به خطر اندازند.
2. داد و ستد با پروردگار در قرآن آمده آنجا که می فرماید 
:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ 

یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فی‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیم‏(2)
اى کسانی که ایمان آورده‏ اید آیا شما را به دادوستدى راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک نجات دهد؟! 
به خدا و فرستاده‏ اش ایمان آورید و با اموال و جان‏ هایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این براى شما بهتر است اگر بدانید. 
تا گناهانتان را براى شما بیامرزد و شما را در بهشتی که نهرها از زیر درختان‏ش روان است و در خانه‏ هاى پاکیزه در بوستان‏هاى  ماندگار وارد کند؛ این کامیابی بزرگ است.

دقیقا کلمه تجارت در قرآن به کار برده شده

                    تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار        که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

متن عربی روایتی که در سخنرانی آمده
عَنِ الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ (علیه السلام) 
قَالَ‏ کَانَ الصَّادِقُ 
(علیه السلام) فِی طَرِیقٍ وَ مَعَهُ قَوْمٌ مَعَهُمْ أَمْوَالٌ 
وَ ذُکِرَ لَهُمْ أَنَّ بَارِقَةً فِی الطَّرِیقِ یَقْطَعُونَ عَلَی ‏النَّاسِ فَارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُمْ‏ 
فَقَالَ لَهُمُ الصَّادِقُ 
(علیه السلام)مَا لَکُمْ قَالُوا مَعَنَا أَمْوَالُنَا نَخَافُ عَلَیْهَا أَنْ تُؤْخَذَ مِنَّا 
أَ فَتَأْخُذُهَا مِنَّا فَلَعَلَّهُمْ یَنْدَفِعُونَ عَنْهَا إِذَا رَأَوْا أَنَّهَا لَکَ 
فَقَالَ وَ مَا یُدْرِیکُمْ لَعَلَّهُمْ لَا یَقْصِدُونَ غَیْرِی 
وَ لَعَلَّکُمْ تَعْرِضُونِّی بِهَا لِلتَّلَفِ 
فَقَالُوا فَکَیْفَ نَصْنَعُ نَدْفِنُهَا ؟ قَالَ ذَلِکَ أَضْیَعُ لَهَا فَلَعَلَّ طَارِیاً یَطْرِی عَلَیْهَا فَیَأْخُذَهَا وَ لَعَلَّکُمْ لَا تَغْتَدُونَ إِلَیْهَا بَعْدُ 
فَقَالُوا کَیْفَ نَصْنَعُ دُلَّنَا 
قَالَ أَوْدِعُوهَا مَنْ یَحْفَظُهَا وَ یَدْفَعُ عَنْهَا وَ یُرْبِیهَا وَ یَجْعَلُ الْوَاحِدَ مِنْهَا أَعْظَمَ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا ثُمَّ یَرُدُّهَا وَ یُوَفِّرُهَا عَلَیْکُمْ أَحْوَجَ مَا تَکُونُونَ إِلَیْهَا 
قَالُوا مَنْ ذَاکَ قَالَ ذَاکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ 
قَالُوا وَ کَیْفَ نُودِعُهُ قَالَ تَتَصَدَّقُونَ بِهِ عَلَی ضُعَفَاءِ الْمُسْلِمِینَ 
قَالُوا وَ أَنَّی لَنَا الضُّعَفَاءُ بِحَضْرَتِنَا هَذِهِ 
قَالَ فَاعْرِضُوا عَلَی أَنْ تَتَصَدَّقُوا بِثُلُثِهَا لِیَدْفَعَ اللَّهُ عَنْ بَاقِیهَا مَنْ تَخَافُونَ 
قَالُوا قَدْ عَزَمْنَا قَالَ فَأَنْتُمْ فِی أَمَانِ اللَّهِ فَامْضُوا فَمَضَوْا 
فَظَهَرَتْ لَهُمُ الْبَارِقَةُ فَخَافُوا فَقَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) کَیْفَ تَخَافُونَ وَ أَنْتُمْ فِی أَمَانِ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ) 
فَتَقَدَّمَ الْبَارِقَةُ وَ تَرَجَّلُوا وَ قَبَّلُوا یَدَ الصَّادِقِ (علیه السلام) 
وَ قَالُوا رَأَیْنَا الْبَارِحَةَ فِی مَنَامِنَا رَسُولَ اللَّهِ 
(صلی الله علیه و آله) 
یَأْمُرُنَا بِعَرْضِ أَنْفُسِنَا عَلَیْکَ فَنَحْنُ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَصْحَبُکَ وَ هَؤُلَاءِ لِنَدْفَعَ عَنْهُمُ الْأَعْدَاءَ وَ اللُّصُوصَ 
فَقَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) لَا حَاجَةَ بِنَا إِلَیْکُمْ فَإِنَّ الَّذِی دَفَعَکُمْ عَنَّا یَدْفَعُهُمْ 
فَمَضَوْا سَالِمِینَ وَ تَصَدَّقُوا بِالثُّلُثِ وَ بُورِکَ لَهُمْ فِی تِجَارَاتِهِمْ فَربَحُوا لِلدِّرْهَمِ عَشَرَةً 
فَقَالُوا مَا أَعْظَمَ بَرَکَةَ الصَّادِقِ (علیه السلام) 
فَقَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) قَدْ تَعَرَّفْتُمُ الْبَرَکَةَ فِی مُعَامَلَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ 
فَدُومُوا عَلَیْهَا(2)
_______________________________________________
1. سوره صف آیه های 10 و 11 و 12

2. عیون اخبار الرضا (علیه السلام) جلد 2 صفحه 4

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۴ ، ۱۸:۰۱
محمد رضا اعظمی راد