منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت کاربران عزیز
در مطالب این سایت
اول متن سخنرانی کوتاه مذهبی آمده
دوم نکات منبرستانی در مورد آن حدیث آمده
سوم متن عربی حدیث و سند آن آورده شده
چهارم فایل صوتی تصویری حدیث با اجرای خود حقیر آورده شده است و تصویر متناسب با روایت روی فایل ویدئویی قرار داده شده است
اگر برای هر یک از مطالب این سایت عنوان مناسبتر یا کلید واژه و یا موضوع مناسبتر یا نکته منبرستانی دقیقتر یا تصویری مناسبتر یا شعر یا ضرب المثلی متناسب با مطلب یافتید حتما در نظرات بنویسید و اگر تجربه سخنرانی دارید دریغ نفرمایید.
من خیلی خوشحال می شوم که از من انتقاد کنید چون انتقاد باعث پیشرفت است لذا یک سربرگ را به انتقاد و پیشنهاد اختصاص دادم ضمنا حقیر هیچ ادعایی در مورد سخنرانی ندارم. خواهشمندم آزادانه نقد کنید.

نویسندگان
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

آخرین مطالب

۱۶ مطلب با موضوع «عبادی» ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۷ ، ۰۳:۱۸
محمد رضا اعظمی راد
۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۴۱
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا
مردی به نام عکاف می گوید:
به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمدم.

آن حضرت (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: آیا همسر داری؟ گفتم: خیر.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: تو توانائی جسمی و امکانات مالی را برای ازدواج داری؟
گفتم: بله.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: در این صورت تو از یاران شیطان خواهی بود. یا اینکه تو از راهبان نصاری محسوب خواهی شد.
و یا اینکه باید کاری را که مسلمان انجام می دهند تو نیز انجام دهی (ازدواج کنی).

و بدرستی که ازدواج شیوه و سنّت من است و بدترین شما کسانی هستند که ازدواج نکرده باشند و پسترین مردگان شما آنهایی هستند که ازدواج نکرده باشند.
وای بر تو ای عکاف
ای عکاف ازدواج کن. ازدواج کن. و اگر ازدواج نکنی از جمله ی خطاکاران خواهی بود.
در این وقت عکاف گفت: ای پیامبر هم اینک زنی را به همسری من درآور.
در این هنگام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: فلان زن را به عنوان همسر برای تو انتخاب نمودم.
متن عربی حدیث

الشَّیْخُ أَبُو الْفُتُوحِ الرَّازِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ،:

عَنْ عَکَّافِ بْنِ وَدَاعَةَ الْهِلَالِیِّ قَالَ:

أَتَیْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)

فَقَالَ لِی یَا عَکَّافُ أَ لَکَ زَوْجَةٌ

قُلْتُ لَا

قَالَ أَ لَکَ جَارِیَةٌ

قُلْتُ لَا

قَالَ وَ أَنْتَ صَحِیحٌ مُوسِرٌ

قُلْتُ نَعَمْ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ

قَالَ فَإِنَّکَ إِذاً مِنْ إِخْوَانِ الشَّیَاطِینِ

إِمَّا أَنْ تَکُونَ مِنْ رُهْبَانِ النَّصَارَى

وَ إِمَّا أَنْ تَصْنَعَ کَمَا یَصْنَعُ الْمُسْلِمُونَ

وَ إِنَّ مِنْ سُنَّتِنَا النِّکَاحَ

شِرَارُکُمْ عُزَّابُکُمْ وَ أَرَاذِلُ مَوْتَاکُمْ عُزُّابُکُمْ إِلَى أَنْ قَالَ

وَیْحَکَ یَا عَکَّافُ تَزَوَّجْ تَزَوَّجْ

فَإِنَّکَ مِنَ الْخَاطِئِینَ

قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ

زَوِّجْنِی قَبْلَ أَنْ أَقُومَ

فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) زَوَّجْتُکَ کَرِیمَةَ بِنْتَ کُلْثُومٍ الْحِمْیَرِیِّ (1)
____________________________________________
1. مستدرک ج 14 ص 156

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۰۲
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا

انسان ازدواج کرده ای که خواب است، نزد خداوند از انسان مجرد روزه دار شب زنده دار بهتر است!

البته این روایت در مورد کسی است که زمینه از دواج برایش مهیا است و عمدا ازدواج نکند و در مورد کسی است که می تواند شرائط را مهیا کند و نکند.

و قال صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: المتزوّج النائم أفضل عند اللّه من الصائم القائم العزب.
----------------------------------------------
جامع الأخبار(للشعیری)، ص: 101

 

۱۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۲۹
محمد رضا اعظمی راد

به نام تو ای بی نیاز مطلق
اى فرزند آدم! من بى‌نیازى هستم که نیازمند نمى‌شوم؛ مرا در آنچه بدان امر کرده‌ام اطاعت کن تا تو را بى‌نیازى کنم که نیازمند نشوى. اى فرزند آدم! من زنده‌اى هستم که نمى‌میرم، مرا در آنچه امر کرده‌ام اطاعت کن تا تو را زنده‌اى قرار دهم که فنا نشوى. اى فرزند آدم! من چون چیزى را بخواهم، به آن مى‌گویم: باش! پس موجود مى‌شود؛ مرا در آنچه امر کرده‌ام اطاعت کن تا تو را چنین سازم که هر چه را بخواهى، بگویى: باش! پس موجود شود.

یَا ابْنَ آدَمَ أَنَا غَنیٌّ لاَ أَفْتَقِرُ أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلْکَ غَنِیّاً لاتَفْتَقِرُ، یَا ابْنَ‌آدَمَ أَنَا حَىٌّ لاأَمُوتُ أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلُکَ حَیّاً لا تَمُوتُ؛ یَا ابْنَ‌آدَمَ أَنا أَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلُکَ تَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ

 

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۳۷
محمد رضا اعظمی راد

بسم الله الرحمن الرحیم
حسین بن علوان گوید: در مجلسى نشسته بودیم که دانش مى‏ آموختیم 
و هزینه سفر من تمام شده بود، یکى از رفقا بمن گفت: 
براى این گرفتاریت به که امیدوارى؟ گفتم: بفلانى، گفت: پس به خدا سوگند که حاجتت برآورده نشود و به آرزویت نرسى، و مرادت حاصل نشود، 
گفتم: تو از کجا دانستى خدایت رحمت کند.

گفت: امام صادق (علیه السّلام) به من حدیث فرمود که: در یکى از کتاب ها خوانده است که خداى تبارک و تعالى می فرماید: به عزت و جلال و بزرگوارى و رفعتم بر عرشم سوگند که آرزوى هر کس را که به غیر من امید بندد، با نا امیدى قطع می کنم 
و در نزد مردم بر او جامه خوارى می پوشانم، و او را از تقرب خود میرانم 
و از فضلم دور میکنم، او در گرفتاریها به غیر من آرزو مى‏ بندد، در صورتى که گرفتاریها بدست من است؟ و به غیر من امیدوار مى‏ شود و در فکر خود در خانه ی غیر مرا می کوبد؟ 
با آنکه کلیدهاى همه درهاى بسته نزد من است و در خانه من براى کسى که مرا بخواند باز است.

کیست که در گرفتاری هایش به من امید بسته و من امیدش را قطع کرده باشم؟ 
کیست که در کارهاى بزرگش به من امیدوار گشته و من امیدش را از خود بریده باشم، من آرزوهاى بندگانم را نزد خود محفوظ داشته و آنها به حفظ و نگهدارى من راضى نگشتند و آسمان هایم را از کسانى که از تسبیحم خسته نشوند (فرشتگان) پر کردم و به آنها دستور دادم که درهاى میان من و بندگانم را نبندند. ولى آنها به قول من اعتماد نکردند، مگر آن بنده نمیداند که چون حادثه‏ اى از حوادث من او را بکوبد، کسى جز به اذن من آن را از او برندارد، پس چرا از من روى‏گردانست. 
من با وجود و بخشش خود آنچه را از من نخواسته به او می دهم سپس آن را از او میگیرم، و او برگشتش را از من نمی خواهد و از غیر من می خواهد؟ او در باره من فکر می کند که ابتدا و پیش از خواستن او عطا می کنم، ولى چون از من بخواهد به سائل خود جواب نمی گویم؟ مگر من بخیلم که بنده‏ ام مرا بخیل می داند؟ 
مگر هر جود و کرمى از من نیست؟ مگر عفو و رحمت دست من نیست؟.

مگر من محل آرزوها نیستم؟ پس که میتواند آرزوها را پیش از رسیدن به من قطع کند [که میتواند آرزوها را جز من قطع کند] آیا آنها که بغیر من امید دارند نمیترسند؟ (از عذابم یا از بریدن آرزویشان‏ یا از مقام قربم یا از قطع نعمتهایم از آنها) اگر همه اهل آسمانها و زمینم بمن امید بندند، و بهر یک از آنها باندازه امیدوارى همه دهم، بقدر عضو مورچه‏اى از ملکم کاسته نشود، چگونه کاسته شود از ملکى که من سرپرست او هستم؟ پس بدا بحال آنها که از رحمتم نومیدند، و بدا بحال آنها که نافرمانیم کنند و از من پروا نکنند.
عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ قَالَ: کُنَّا فِی مَجْلِسٍ نَطْلُبُ فِیهِ الْعِلْمَ وَ قَدْ نَفِدَتْ نَفَقَتِی فِی بَعْضِ الْأَسْفَارِ فَقَالَ لِی بَعْضُ أَصْحَابِنَا مَنْ تُؤَمِّلُ لِمَا قَدْ نَزَلَ بِکَ فَقُلْتُ فُلَاناً 
فَقَالَ إِذاً وَ اللَّهِ لَا تُسْعَفُ‏ حَاجَتُکَ وَ لَا یَبْلُغُکَ أَمَلُکَ وَ لَا تُنْجَحُ طَلِبَتُکَ 
قُلْتُ وَ مَا عَلَّمَکَ رَحِمَکَ اللَّهُ قَالَ إِنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ 
(علیه السّلام) حَدَّثَنِی أَنَّهُ قَرَأَ فِی بَعْضِ الْکُتُبِ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَقُولُ: 

وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ مَجْدِی وَ ارْتِفَاعِی عَلَى عَرْشِی 
لَأَقْطَعَنَّ أَمَلَ کُلِّ مُؤَمِّلٍ [مِنَ النَّاسِ‏] غَیْرِی بِالْیَأْسِ 
وَ لَأَکْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ 
وَ لَأُنَحِّیَنَّهُ‏ مِنْ قُرْبِی 
وَ لَأُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَضْلِی 
أَ یُؤَمِّلُ غَیْرِی فِی الشَّدَائِدِ وَ الشَّدَائِدُ بِیَدِی‏ 
وَ یَرْجُو غَیْرِی 
وَ یَقْرَعُ بِالْفِکْرِ بَابَ غَیْرِی‏ 
وَ بِیَدِی مَفَاتِیحُ الْأَبْوَابِ وَ هِیَ مُغْلَقَةٌ وَ بَابِی مَفْتُوحٌ لِمَنْ دَعَانِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَمَّلَنِی لِنَوَائِبِهِ فَقَطَعْتُهُ دُونَهَا 
وَ مَنْ ذَا الَّذِی رَجَانِی لِعَظِیمَةٍ فَقَطَعْتُ رَجَاءَهُ مِنِّی 
جَعَلْتُ آمَالَ عِبَادِی عِنْدِی مَحْفُوظَةً فَلَمْ یَرْضَوْا بِحِفْظِی 
وَ مَلَأْتُ سَمَاوَاتِی مِمَّنْ لَا یَمَلُّ مِنْ تَسْبِیحِی وَ أَمَرْتُهُمْ أَنْ لَا یُغْلِقُوا الْأَبْوَابَ بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی فَلَمْ یَثِقُوا بِقَوْلِی‏ 
أَ لَمْ یَعْلَمْ [أَنَ‏] مَنْ طَرَقَتْهُ نَائِبَةٌ مِنْ نَوَائِبِی أَنَّهُ لَا یَمْلِکُ کَشْفَهَا أَحَدٌ غَیْرِی إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِی 
فَمَا لِی أَرَاهُ لَاهِیاً عَنِّی 
أَعْطَیْتُهُ بِجُودِی مَا لَمْ یَسْأَلْنِی ثُمَّ انْتَزَعْتُهُ عَنْهُ فَلَمْ یَسْأَلْنِی رَدَّهُ وَ سَأَلَ غَیْرِی 
أَ فَیَرَانِی‏ أَبْدَأُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ أُسْأَلُ فَلَا أُجِیبُ سَائِلِی 
أَ بَخِیلٌ أَنَا فَیُبَخِّلُنِی عَبْدِی‏ 
أَ وَ لَیْسَ الْجُودُ وَ الْکَرَمُ لِی 
أَ وَ لَیْسَ الْعَفْوُ وَ الرَّحْمَةُ بِیَدِی 
أَ وَ لَیْسَ أَنَا مَحَلَّ الْآمَالِ فَمَنْ یَقْطَعُهَا دُونِی 
أَ فَلَا یَخْشَى الْمُؤَمِّلُونَ أَنْ یُؤَمِّلُوا غَیْرِی 
فَلَوْ أَنَّ أَهْلَ سَمَاوَاتِی وَ أَهْلَ أَرْضِی أَمَّلُوا جَمِیعاً ثُمَّ أَعْطَیْتُ کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مِثْلَ مَا أَمَّلَ الْجَمِیعُ مَا انْتَقَصَ مِنْ‏ مُلْکِی مِثْلَ عُضْوِ ذَرَّةٍ وَ کَیْفَ یَنْقُصُ مُلْکٌ أَنَا قَیِّمُهُ 
فَیَا بُؤْساً لِلْقَانِطِینَ مِنْ رَحْمَتِی 
وَ یَا بُؤْساً لِمَنْ عَصَانِی وَ لَمْ یُرَاقِبْنِی.
________________________

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم            در این سراب فنا چشمه حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من      به عاقبت به من آیی که منتهات منم

نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی           که نقش بند سراپرده رضات منم

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی         مرو به خشک که دریای باصفات منم

نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو            بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم

نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند             که آتش و تبش و گرمی هوات منم

نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند       که گم کنی که سر چشمه صفات منم

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت                     نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم

اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست            وگر خداصفتی دان که کدخدات منم

_____________________________________________

مولوی دیوان شمس غزلیات غزل شماره 1725

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۲۵
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا

امام زین العابدین عَلَیْهِ السَّلَامُ فرمود:

مردى نزد پیغمبر خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ آمد و اظهار داشت: اى رسول خدا! من هر کار زشتى را انجام داده‏ام، آیا برایم راه توبه هست؟

حضرت رسول صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود: آیا از پدر و مادرت کسى زنده هست؟

گفت: آرى، پدرم زنده است، فرمود: برو و به او نیکى و خدمت کن.

وچون آن شخص از مجلس بیرون رفت، حضرت فرمود: ای کاش مادرش زنده بود.

فَضَالَةُ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ حَکَمِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا مِنْ عَمَلٍ قَبِیحٍ إِلَّا قَدْ عَمِلْتُهُ فَهَلْ لِی مِنْ تَوْبَةٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَهَلْ مِنْ وَالِدَیْکَ أَحَدٌ حَیٌّ؟ قَالَ أَبِی قَالَ فَاذْهَبْ فَبَرَّهُ قَالَ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ کَانَتْ‏ أُمُّهُ‏.

______________________________________________
1. الزهد ؛ النص ؛ ص35

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۶ ، ۱۱:۱۵
محمد رضا اعظمی راد

هان!که خداوند بزرگ واحد                        خود خبر از روز قیامت دهد

زود شود بر همه کس اشکار                           راستی وعدی پرودگار

دیده ی دل بازکن اینک ببین                        جلوه ی آیات خدا در زمین

رشد درختان ز دل دانه ها                           ناز گل و گردش پروانه ها

مرغ شب و زمزمه ی جویبار                       ریزش پر همهمه ی آبشار

این همه آیات که بیهوده نیست            غیرخدا خالق و فیاض کیست؟

ای بشر امروزبکن فکر خویش              هست تو را روز حسابی به پیش

روزمکافات گناه و ثواب                            روز گرفتاری و (یوم الحساب)

روز حساب بد و نیک همه                         عدل خدا قاضی این محکمه

هرکه درآن محکمه محکوم شد               خوار و سر افکنده و محروم شد

قسمت او در طبقات جحیم                  حسرت و درد است و عذاب الیم

منزل هر مومن نیکو سرشت                  غرفه ی پر نعمت باغ بهشت

عطر گل و موج خوش نهرها                       برتر از آن قرب و رضای خدا

حسان

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۶ ، ۲۳:۵۴
محمد رضا اعظمی راد

بسم الله الرحمن الرحیم
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام‏ الْبَیْتُ‏ الَّذِی‏ یُقْرَأُ فِیهِ‏ الْقُرْآنُ‏ وَ یُذْکَرُ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ
تَکْثُرُ بَرَکَتُهُ
وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِکَةُ
وَ تَهْجُرُهُ الشَّیَاطِینُ
وَ یُضِی‏ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ کَمَا تُضِی‏ءُ الْکَوَاکِبُ‏ لِأَهْلِ الْأَرْضِ
وَ إِنَّ الْبَیْتَ الَّذِی لَا یُقْرَأُ فِیهِ الْقُرْآنُ وَ لَا یُذْکَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ
تَقِلُّ بَرَکَتُهُ
وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَائِکَةُ
وَ تَحْضُرُهُ الشَّیَاطِینُ.
امیر المؤمنین علیه‌السلام فرمود:
خانه‏ای که در آن قرآن خوانده شود و ذکر خدای عز و جل (و یاد او) در آن بشود،
برکتش بسیار گردد،
و فرشتگان در آن بیایند
و شیاطین از آن دور شوند،
و برای اهل آسمان می‏درخشد چنانچه ستارگان برای اهل زمین می‏درخشند،
و خانه‏ای که در آن‏ قرآن خوانده نشود و ذکر خدای عز و جل در آن نشود
برکتش کم شود،
و فرشتگان از آن دور شوند
و شیاطین در آن حاضر گردند.
_____________________________________
اصول کافی جلد 2 ص 610

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۴۶
محمد رضا اعظمی راد

بسم الله الرحمن الرحیم
رسول خدا (صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله) فرمود:
الا ای امت محمّد یاد کنید محمّد و خاندانش را در هر پیش آمد بد و هر سختی تا خدا فرشته‏ های شما را بر دیوانی که آهنک شما کنند یاری دهد،

زیرا با هر کدام شما یک فرشته است در سمت راست که نیکی ‏های شما را نویسد، و یکی در چپ که کردار بد را نویسد

و با هر کس دو شیطان است از سوی ابلیس که او را گمراه کنند.
و چون در دلش وسوسه کنند باید بگوید:

«لا حول و لا قوة الا باللَّه العلی العظیم و صلّی اللَّه علی محمد و آله»

که آن دو شیطان گم شوند و نزد ابلیس روند و شکوه کنند و گویند کار او ما را درمانده کرده ما را با دیوان پلید کمک کن و پیوسته بدانها کمک رساند تا بهزار دیو پلید و گرد او آیند و هرگاه آهنگ او کنند یاد خدا کند و بر محمّد و خاندان پاکش صلوات فرستند و راه و روزنه‏ای به او نیابند، و به ابلیس گویند، جز خودت کسی مرد او نیست،

باید خودت با لشکریانت بروی و او را مغلوب سازی و گمراه کنی.
ابلیس با لشکریانش آهنگ او کنند، و خدا تعالی بفرشته ‏ها فرماید

این ابلیس است که با لشکرش آهنگ فلان بنده یا فلان کنیز مرا کرده

الا باید با او نبرد کنید، و با آنها کارزار کنند و در برابر هر دیو پلیدی صد هزار فرشته اسب سوار که شمشیر و نیزه و کمان و تیر و کارد آتشین دارند بیایند و این اسلحه آتشین را در آنها گزارند و آنها را بیرون رانند و بکشند و ابلیس را اسیر کنند و زیر اسلحه آرند.
و او گوید پروردگارا وعده‏ات، وعده‏ات، تو مرا تا روز وقت معلوم مهلت دادی، خدا بفرشته ‏ها فرماید بدو وعده دادم که او را نمیرانم، وعده ندادم که زیر اسلحه نباشد و شکنجه و درد بکشد، او را با اسلحه خود بزنید و از او تشفی کنید که من جانش را بگیرم و زخم فراوان بدو زنند وانگه او را رها کنند و پیوسته بر خود و فرزندان کشته‏اش گریان باشد و برای زخمهای‏ او مرهمی نیست جز شنیدن آواز کفر منش بت پرستان.
و اگر آن مؤمن بطاعت خدا و یاد او و صلوات بر محمّد و خاندانش بپاید آن زخمها بر تن ابلیس بمانند و اگر بنده از وضع خود بگردد و در مخالفت با خدا عزّ و جلّ و در گناهان اندر شود، زخمهای ابلیس خوب شوند، و بر آن بنده نیرو یابد تا باو دهنه زند و بر پشتش سوار شود و بزیر آید و شیطان دیگرش سوار شود و یکی پس از دیگری بر او سوار شوند، و بیارانش گوید در یاد ندارید که ما از دست او چه کشیدیم، اکنون زبون و فرمانبر ما شده تا به نوبت این و آن او سوار شوند.
و آنگاه رسول خدا فرمود: اگر خواهید پیوسته چشم ابلیس را گریان دارید و زخمهای او را دردناک سازید پیوسته بر طاعت خدا و یاد او صلوات بر محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم و خاندانش باشید، و اگر از آن دست بکشید اسیر گردید و دیوان پلید بر پشت شما سوار شوند.

دحر إبلیس و أعوانه بمحمد و آله صلوات الله علیهم أجمعین:
ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‏ (صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله) هَذِهِ نُصْرَةُ اللَّهِ تَعَالَی لِلْیَهُودِ عَلَی الْمُشْرِکِینَ بِذِکْرِهِمْ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.
أَلَا فَاذْکُرُوا یَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ، مُحَمَّداً وَ آلَهُ عِنْدَ نَوَائِبِکُمْ وَ شَدَائِدِکُمْ لِیَنْصُرَ اللَّهُ بِهِ مَلَائِکَتَکُمْ عَلَی الشَّیَاطِینِ الَّذِینَ یَقْصِدُونَکُمْ.
فَإِنَّ کُلَّ وَاحِدٍ مِنْکُمْ مَعَهُ مَلَکٌ عَنْ یَمِینِهِ یَکْتُبُ حَسَنَاتِهِ، وَ مَلَکٌ عَنْ یَسَارِهِ یَکْتُبُ سَیِّئَاتِهِ، وَ مَعَهُ شَیْطَانَانِ مِنْ عِنْدِ إِبْلِیسَ یُغْوِیَانِهِ، 
فَإِذَا وَسْوَسَا فِی قَلْبِهِ، ذَکَرَ اللَّهَ وَ قَالَ:
لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ، 
خَنَسَ الشَّیْطَانَانِ 
ثُمَّ صَارَا إِلَی إِبْلِیسَ فَشَکَوَاهُ 
وَ قَالا لَهُ: قَدْ أَعْیَانَا أَمْرُهُ، 
فَأَمْدِدْنَا بِالْمَرَدَةِ.
فَلَا یَزَالُ یُمِدُّهُمَا حَتَّی یُمِدَّهُمَا بِأَلْفِ مَارِدٍ، 
فَیَأْتُونَهُ، فَکُلَّمَا رَامُوهُ ذَکَرَ اللَّهَ، وَ صَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ لَمْ یَجِدُوا عَلَیْهِ طَرِیقاً وَ لَا مَنْفَذاً.
قَالُوا لِإِبْلِیسَ: لَیْسَ لَهُ غَیْرُکَ تُبَاشِرُهُ بِجُنُودِکَ- فَتَغْلِبَهُ وَ تُغْوِیَهُ، فَیَقْصِدُهُ إِبْلِیسُ بِجُنُودِهِ.
فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَةِ: «هَذَا إِبْلِیسُ قَدْ قَصَدَ عَبْدِی فُلَاناً، أَوْ أَمَتِی فُلَانَةَ بِجُنُودِهِ أَلَا فَقَاتِلُوهُمْ» فَیُقَاتِلُهُمْ بِإِزَاءِ کُلِّ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ مِنْهُمْ، مِائَةُ [أَلْفِ‏] مَلَکٍ، وَ هُمْ عَلَی أَفْرَاسٍ مِنْ نَارٍ بِأَیْدِیهِمْ سُیُوفٌ مِنْ نَارٍ وَ رِمَاحٌ مِنْ نَارٍ، وَ قِسِیٌّ وَ نَشَاشِیبُ وَ سَکَاکِینُ وَ أَسْلِحَتُهُمْ مِنْ نَارٍ، فَلَا یَزَالُونَ یُخْرِجُونَهُمْ وَ یَقْتُلُونَهُمْ بِهَا، وَ یَأْسِرُونَ إِبْلِیسَ، فَیَضَعُونَ عَلَیْهِ تِلْکَ الْأَسْلِحَةِ فَیَقُولُ: یَا رَبِّ وَعْدَکَ وَعْدَکَ، قَدْ أَجَّلْتَنِی إِلَی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ.
فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَةِ: «وَعَدْتُهُ أَنْ لَا أُمِیتَهُ، وَ لَمْ أَعِدْهُ أَنْ لَا أُسَلِّطَ عَلَیْهِ السِّلَاحَ وَ الْعَذَابَ وَ الْآلَامَ، اشْتَفُوا مِنْهُ ضَرْباً بِأَسْلِحَتِکُمْ فَإِنِّی لَا أُمِیتُهُ» فَیُثْخِنُونَهُ بِالْجِرَاحَاتِ ثُمَّ یَدْعُونَهُ، فَلَا یَزَالُ سَخِینَ الْعَیْنِ عَلَی نَفْسِهِ- وَ أَوْلَادِهِ الْمَقْتُولِینَ... 
فَإِنْ بَقِیَ هَذَا الْمُؤْمِنُ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ وَ ذِکْرِهِ، وَ الصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، 
بَقِیَ عَلَی إِبْلِیسَ تِلْکَ الْجِرَاحَاتُ، وَ إِنْ زَالَ الْعَبْدُ عَنْ ذَلِکَ، وَ انْهَمَکَ فِی مُخَالَفَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَعَاصِیهِ، 
انْدَمَلَتْ جِرَاحَاتُ إِبْلِیسَ، 
ثُمَّ قَوِیَ عَلَی ذَلِکَ الْعَبْدِ حَتَّی یُلْجِمَهُ وَ یُسْرِجَ عَلَی ظَهْرِهِ وَ یَرْکَبَهُ، 
ثُمَّ یَنْزِلُ عَنْهُ وَ یُرْکِبُ عَلَی ظَهْرِهِ شَیْطَاناً مِنْ شَیَاطِینِهِ، 
وَ یَقُولُ لِأَصْحَابِهِ:
أَ مَا تَذْکُرُونَ مَا أَصَابَنَا مِنْ شَأْنِ هَذَا ذَلَّ وَ انْقَادَ لَنَا الْآنَ حَتَّی صَارَ یَرْکَبُهُ هَذَا.
ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله): فَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تُدِیمُوا عَلَی إِبْلِیسَ سُخْنَةَ عَیْنِهِ وَ أَلَمَ جِرَاحَاتِهِ فَدَاوِمُوا عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ وَ ذِکْرِهِ، وَ الصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ إِنْ زِلْتُمْ عَنْ ذَلِکَ کُنْتُمْ‏
أُسَرَاءَ إِبْلِیسَ فَیَرْکَبُ أَقْفِیَتَکُمْ بَعْضُ مَرَدَتِهِ.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۰:۰۰
محمد رضا اعظمی راد

بسم الله الرحمن الرحیم
عبد الرحمن بن سمره گوید: ما یک روز نزد رسول خدا | بودیم که فرمود: من دیشب عجایبی دیدم عرض کردم یا رسول اللَّه چه دیدید؟ برای ما نقل کنید. جان ما و اهل و فرزندان ما به قربان شما باد.
رسول خدا | فرموند: 
1- مردی از امتم را دیدم که ملک الموت آمده بود جانش را بگیرد و احسان به پدر و مادر آمد و او را بازداشت، 
2- مردی از امتم را دیدم که عذاب قبر بر او چنگال گشوده وضویش آمد و آن را بازداشت.
3- مردی از امتم را دیدم که شیاطین گردش را گرفته بودند یاد خدای عز و جل آمد از میان آنها نجاتش داد. 
4- مردی از امتم را دیدم که فرشته‏های عذاب دوره‏اش کرده بودند و نمازش آمد و جلو آنها را گرفت. 
5- مردی از امتم را دیدم که از تشنگی له له میزد و بهر حوضی میرسید رانده می­شد روزه ماه رمضانش آمد و او را سیراب کرد. 
6- مردی از امتم را دیدم که بهر حلقه‏ای از انبیاء نزدیک می­شد او را می­راندند و غسل جنابتش آمد دست او را گرفت و پهلوی منش نشانید. 
7- مردی از امتم را دیدم که از شش جهت در تاریکی فرو بود حج و عمره‏اش آمدند و او را از تاریکی در آوردند و بروشنی رسانیدند. 
8- مردی از امتم را دیدم که با مؤمنان سخن می­کرد و با او سخن نمی­کردند و صله رحمش آمد و گفت ای گروه مؤمنان با او سخن کنید که او صله رحم می­کرد مؤمنان با او سخن کردند و دست دادند و با آنها همراه شد. 
9- مردی از امتم را دیدم که دست و روی خود را سپر شراره آتش کرده بود، صدقه‏اش آمد سرپوش سر و سپر روی او شد. 
10- مردی از امتم را دیدم که مأموران دوزخ او را از هر سو درگرفته بودند و امر به معروف و نهی از منکرش آمدند و او را از دست آنها رها کردند و بملائکه رحمت سپردند. 
11- مردی از امتم را دیدم که به زانو در آمده و میان او و رحمت خدا پرده ایست حسن خلقش آمد و او را وارد رحمت خدا کرد.
12- مردی از امتم را دیدم که نامه عملش از سمت چپ روان بود خوف او از خدا آمد و نامه عملش را گرفت و بدست راستش داد. 
13- مردی از امتم را دیدم که میزانش سبک بود نمازهای زیادی که بجا آورده بود آمد و میزانش را سنگین کرد. 
14- مردی از امتم را دیدم که بر پرتگاه دوزخ بود و امید او بخدا آمد و او را نجات داد. 
15- مردی از امتم را دیدم در آتش سرازیر بود اشکها که از خوف خدا ریخته بود آمدند او را در آوردند. 
16- مردی از امتم را دیدم چون شاخه خرما در برابر باد سخت بر پل صراط می­لرزید خوش‏گمانی او به خدا آمد و او را آرام کرد و از صراط گذشت.
17- مردی از امتم را دیدم روی صراط گاهی سینه می­کشید و گاهی سر دست می­رفت و گاهی آویزان می­شد صلواتی که بر من فرستاده بود آمد و او را بر پا داشت و از صراط گذشت. 
18- مردی از امتم را دیدم که بدرهای بهشت می­رفت و بهر دری می­رسید بروی او بسته می­شد شهادت او بیگانگی خدا از روی راستی آمد و درهای بهشت را بروی او گشود.
عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ: کُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ | یَوْماً فَقَالَ إِنِّی رَأَیْتُ الْبَارِحَةَ عَجَائِبَ‏ قَالَ‏ فَقُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا رَأَیْتَ حَدِّثْنَا بِهِ فِدَاکَ أَنْفُسُنَا وَ أَهْلُونَا وَ أَوْلَادُنَا
فَقَالَ |:
1- رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی وَ قَدْ أَتَاهُ مَلَکُ الْمَوْتِ لِیَقْبِضَ رُوحَهُ فَجَاءَهُ بِرُّهُ بِوَالِدَیْهِ فَمَنَعَهُ مِنْهُ
2- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی قَدْ بُسِطَ عَلَیْهِ عَذَابُ الْقَبْرِ فَجَاءَهُ وُضُوؤُهُ فَمَنَعَهُ مِنْهُ
3- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی قَدِ احْتَوَشَتْهُ الشَّیَاطِینُ فَجَاءَهُ ذِکْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَنَجَّاهُ مِنْ بَیْنِهِمْ
4- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی یَلْهَثُ عَطَشاً کُلَّمَا وَرَدَ حَوْضاً مُنِعَ مِنْهُ فَجَاءَهُ صِیَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَسَقَاهُ وَ أَرْوَاهُ
5- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی قَدِ احْتَوَشَتْهُ مَلَائِکَةُ الْعَذَابِ فَجَاءَتْهُ صَلَاتُهُ فَمَنَعَتْهُ مِنْهُمْ
6- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی وَ النَّبِیُّونَ حَلَقاً حَلَقاً کُلَّمَا أَتَی حَلْقَةً طُرِدَ فَجَاءَهُ اغْتِسَالُهُ مِنَ الْجَنَابَةِ فَأَخَذَ بِیَدِهِ فَأَجْلَسَهُ إِلَی جَنْبِی
7- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی بَیْنَ یَدَیْهِ ظُلْمَةٌ وَ مِنْ خَلْفِهِ ظُلْمَةٌ وَ عَنْ یَمِینِهِ ظُلْمَةٌ وَ عَنْ شِمَالِهِ ظُلْمَةٌ وَ مِنْ تَحْتِهِ ظُلْمَةٌ مُسْتَنْقِعاً فِی الظُّلْمَةِ فَجَاءَهُ حَجُّهُ وَ عُمْرَتُهُ فَأَخْرَجَاهُ مِنَ الظُّلْمَةِ وَ أَدْخَلَاهُ النُّورَ
8- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی یُکَلِّمُ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُکَلِّمُونَهُ فَجَاءَهُ صِلَتُهُ لِلرَّحِمِ فَقَالَ یَا مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِینَ کَلِّمُوهُ فَإِنَّهُ کَانَ وَاصِلًا لِرَحِمِهِ فَکَلَّمَهُ الْمُؤْمِنُونَ وَ صَافَحُوهُ وَ کَانَ مَعَهُمْ
9- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی یَتَّقِی وَهْجَ النِّیرَانِ وَ شَرَرَهَا بِیَدِهِ وَ وَجْهِهِ فَجَاءَتْهُ صَدَقَتُهُ فَکَانَتْ ظِلًّا عَلَی رَأْسِهِ وَ سِتْراً عَلَی وَجْهِهِ
10- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی قَدْ أَخَذَتْهُ الزَّبَانِیَةُ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَجَاءَهُ أَمْرُهُ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهْیُهُ عَنِ الْمُنْکَرِ فَخَلَّصَاهُ مِنْ بَیْنِهِمْ وَ جَعَلَاهُ مَعَ مَلَائِکَةِ الرَّحْمَةِ
11- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی جَاثِیاً عَلَی رُکْبَتَیْهِ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ رَحْمَةِ اللَّهِ حِجَابٌ فَجَاءَهُ حُسْنُ خُلُقِهِ فَأَخَذَهُ بِیَدِهِ وَ أَدْخَلَهُ فِی رَحْمَةِ اللَّهِ
12- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی قَدْ هَوَتْ صَحِیفَتُهُ قِبَلَ شِمَالِهِ فَجَاءَهُ خَوْفُهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَخَذَ صَحِیفَتَهُ فَجَعَلَهَا فِی یَمِینِهِ
13- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی قَدْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَجَاءَهُ إِفْرَاطُهُ فِی صَلَاتِهِ فَثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ [فَجَاءَهُ أَفْرَاطُهُ فَثَقَّلُوا مَوَازِینَهُ‏]
14- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی قَائِماً عَلَی شَفِیرِ جَهَنَّمَ فَجَاءَهُ رَجَاؤُهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاسْتَنْقَذَهُ مِنْ ذَلِکَ
15- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی قَدْ هَوَی فِی النَّارِ فَجَاءَتْهُ دُمُوعُهُ الَّتِی بَکَی مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ فَاسْتَخْرَجَتْهُ مِنْ ذَلِکَ
16- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی عَلَی الصِّرَاطِ یَرْتَعِدُ کَمَا یَرْتَعِدُ السَّعَفَةُ فِی یَوْمِ رِیحٍ عَاصِفٍ فَجَاءَهُ حُسْنُ ظَنِّهِ بِاللَّهِ فَسَکَنَ رَعْدَتُهُ وَ مَضَی عَلَی الصِّرَاطِ
17- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی عَلَی الصِّرَاطِ یَزْحَفُ أَحْیَاناً وَ یَحْبُو أَحْیَاناً وَ یَتَعَلَّقُ أَحْیَاناً فَجَاءَتْهُ صَلَاتُهُ عَلَیَّ فَأَقَامَتْهُ عَلَی قَدَمَیْهِ وَ مَضَی عَلَی الصِّرَاطِ
18- وَ رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی انْتَهَی إِلَی أَبْوَابِ الْجَنَّةِ کُلَّمَا انْتَهَی إِلَی بَابٍ أُغْلِقَ دُونَهُ فَجَاءَتْهُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ صَادِقاً بِهَا فَفَتَحَتْ لَهُ الْأَبْوَابَ وَ دَخَلَ الْجَنَّةَ.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۹:۵۵
محمد رضا اعظمی راد