منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت کاربران عزیز
در مطالب این سایت
اول متن سخنرانی کوتاه مذهبی آمده
دوم نکات منبرستانی در مورد آن حدیث آمده
سوم متن عربی حدیث و سند آن آورده شده
چهارم فایل صوتی تصویری حدیث با اجرای خود حقیر آورده شده است و تصویر متناسب با روایت روی فایل ویدئویی قرار داده شده است
اگر برای هر یک از مطالب این سایت عنوان مناسبتر یا کلید واژه و یا موضوع مناسبتر یا نکته منبرستانی دقیقتر یا تصویری مناسبتر یا شعر یا ضرب المثلی متناسب با مطلب یافتید حتما در نظرات بنویسید و اگر تجربه سخنرانی دارید دریغ نفرمایید.
من خیلی خوشحال می شوم که از من انتقاد کنید چون انتقاد باعث پیشرفت است لذا یک سربرگ را به انتقاد و پیشنهاد اختصاص دادم ضمنا حقیر هیچ ادعایی در مورد سخنرانی ندارم. خواهشمندم آزادانه نقد کنید.

نویسندگان
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

آخرین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ظهور» ثبت شده است

با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز با توجه به نزذیک بودن به ایام ولادت آقا امام زمان چند سوال است که خیلی نظرم را به خودش جلب کرد و ذهنم را درگیر کرده که آیا دعا در کمتر شدن زمان غیبت تاثیر دارد و آیا در امتهای گذشته مسأله غیبت بوده یا اختصاص به اسلام دارد؟ حالا اگر در اقوام گذشته هم غیبت بوده آیا موردی بوده که با دعای مردم زمان غیبت کوتاه شود؟
وجود نازنین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود چون زمان مرگ حضرت یوسف (علیه السلام) فرا رسید شیعیان و خاندان خود را جمع کرد و حمد و ثناى الهى گفت و سپس آنها را از سختى های فراوان آینده خبر داد و گفت در این سختى مردان شما را بکشند و شکم زنان آبستن را بدرند و کودکان را سر ببرند تا خدا حق را در قائم از فرزندان لاوى بن یعقوب ظاهر کند و او مردى گندم گون و بلند قامت است
و صفات او را برشمرد و سفارش کرد که باین وصیت من متمسک باشید،
دوره غیبت و سختى بنى اسرائیل فرا رسید و مدت چهار صد سال در انتظار قیام قائم بسر بردند تا آنگاه که مژده تولد او را دریافتند و نشانه‏ هاى ظهورش را دیدند و گرفتارى سخت ‏تر شد و با سنگ به آنها حمله شد
و دانشمندى که باحادیث او آرامش می گرفتند تحت تعقیب قرار گرفت و پنهان شد و آنها را واگذاشت به او گفتند ما در هنگام سختى بگفته‏ هاى تو دلخوش بودیم حالا چه کنیم؟ دانشمند آنها را در یک بیابانى برد و نشست و حدیث قائم و اوصاف و مژده نزدیک بودن ظهور او را به آنها گفت آن شب یک شب‏ مهتابى بود و در همین میان حضرت موسى (علیه السلام) بر آنها وارد شد، او در آن وقت تازه جوانى بود و از خانه فرعون بیرون آمده و گردش می کرد از میان موکب خود کناره گرفته و سوار بر استر بود و طیلسان خزى بدوش داشت و نزد آنها آمد، چون آن دانشمند او را دید از روی صفاتش او را شناخت، برخاست و خود را به پاى او انداخت و بوسه زد و گفت حمد خدا را که نمردم تا تو را دیدم چون پیروانش چنین دیدند دانستند که او ناجى آنها است همه بشکرانه خداى عز و جل بر زمین افتادند موسى جز این کلمه نگفت که امیدوارم خداوند بزرگ فرج شما را زود برساند سپس غائب شد و رفت به شهر مدین و نزد شعیب مدتها ماند،
این غیبت دوم براى آنها سخت‏تر از اولى بود و پنجاه و چند سال طول کشید و گرفتارى آنها سخت شد و دانشمند هم پنهان شد، فرستادند خدمت او که ما نمی توانیم بر دوری تو صبر کنیم. دانشمند پنهانی آنها را به یک بیابانى دعوت کرد و با گفته‏ هاى خود خوشدل ساخت و به آنها اعلام کرد که خداى عز و جل به او وحى کرده است که بعد از چهل سال فرج بدهد همه گفتند الحمد للَّه
خدا به او وحى کرد بگو به آنها که آن را به سى سال تخفیف دادم به خاطر اینکه الحمد لله گفتند،
گفتند هر نعمتى از خداست خدا به آن عالم وحى کرد که به آنها بگو آن را تا بیست سال تخفیف دادم،
گفتند کسى خیر نیاورد جز خدا، خدا به او وحى کرد که آن را تا ده سال کم کردم،
گفتند جلو بدى را نگیرد جز خدا، به او خطاب رسید که به آنان بگو از جاى خود حرکت نکنید اکنون اجازه فرج شما را دادم
در این میانه حضرت موسى (علیه السلام) پدیدار شد سوار بر الاغى بود و دانشمند خواست وظائف شیعه را نسبت به او شرح دهد، موسى آمد تا نزد آنها توقف کرد و بر آنها سلام داد دانشمند به او گفت چه نام دارى؟
گفت موسى
گفت نام پدرت چیست؟ گفت عمران،
پدر او کیست فاهت بن لاوى بن یعقوب
براى چه آمدى؟ برای رسالت از طرف خداى عز و جل،
دانشمند برخاست و دست او را بوسید
سپس با آنها نشست و آنها را خوشدل کرد و دستورات خود را به آنها داد و آنها را متفرق ساخت و از این وقت تا غرق فرعون و فرج آنها چهل سال طول کشید .

متن عربی حدیث

 وَ أَمَّا غَیْبَةُ مُوسَى النَّبِیِّ ع فَإِنَّهُ حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِی قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو سَعِیدٍ سَهْلُ بْنُ زِیَادٍ الْآدَمِیُّ الرَّازِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ آدَمَ النَّسَائِیُّ عَنْ أَبِیهِ آدَمَ بْنِ أَبِی إِیَاسٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْمُبَارَکُ بْنُ فَضَالَةَ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنْ سَیِّدِ الْعَابِدِینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ سَیِّدِ الشُّهَدَاءِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ص قَالَ
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏
لَمَّا حَضَرَتْ یُوسُفَ ع الْوَفَاةُ جَمَعَ شِیعَتَهُ وَ أَهْلَ بَیْتِهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَیْهِ
ثُمَّ حَدَّثَهُمْ بِشِدَّةٍ تَنَالُهُمْ یُقْتَلُ فِیهَا الرِّجَالُ وَ تُشَقُّ بُطُونُ الْحَبَالَى وَ تُذْبَحُ الْأَطْفَالُ
حَتَّى یُظْهِرَ اللَّهُ الْحَقَّ فِی الْقَائِمِ مِنْ وُلْدِ لَاوَى بْنِ یَعْقُوبَ
وَ هُوَ رَجُلٌ أَسْمَرُ طُوَالُ وَ نَعَتَهُ لَهُمْ بِنَعْتِهِ فَتَمَسَّکُوا بِذَلِکَ
وَ وَقَعَتِ الْغَیْبَةُ وَ الشِّدَّةُ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ‏ 
وَ هُمْ مُنْتَظِرُونَ قِیَامَ الْقَائِمِ أَرْبَعَ مِائَةِ سَنَةٍ
حَتَّى إِذَا بُشِّرُوا بِوِلَادَتِهِ وَ رَأَوْا عَلَامَاتِ ظُهُورِهِ وَ اشْتَدَّتْ عَلَیْهِمُ الْبَلْوَى وَ حُمِلَ عَلَیْهِمْ بِالْخَشَبِ وَ الْحِجَارَةِ
وَ طُلِبَ الْفَقِیهُ الَّذِی کَانُوا یَسْتَرِیحُونَ إِلَى أَحَادِیثِهِ فَاسْتَتَرَ وَ رَاسَلُوهُ
فَقَالُوا کُنَّا مَعَ الشِّدَّةِ نَسْتَرِیحُ إِلَى حَدِیثِکَ فَخَرَجَ بِهِمْ إِلَى بَعْضِ الصَّحَارِی وَ جَلَسَ یُحَدِّثُهُمْ حَدِیثَ الْقَائِمِ وَ نَعْتَهُ وَ قُرْبَ الْأَمْرِ وَ کَانَتْ لَیْلَةً قَمْرَاءَ
فَبَیْنَا هُمْ کَذَلِکَ إِذْ طَلَعَ عَلَیْهِمْ مُوسَى ع
وَ کَانَ فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ حَدِیثَ السِّنِّ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ دَارِ فِرْعَوْنَ یُظْهِرُ النُّزْهَةَ فَعَدَلَ عَنْ مَوْکِبِهِ وَ أَقْبَلَ إِلَیْهِمْ وَ تَحْتَهُ بَغْلَةٌ وَ عَلَیْهِ طَیْلَسَانُ خَزٍّ
فَلَمَّا رَآهُ الْفَقِیهُ عَرَفَهُ بِالنَّعْتِ فَقَامَ إِلَیْهِ وَ انْکَبَّ عَلَى قَدَمَیْهِ فَقَبَّلَهُمَا
ثُمَّ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یُمِتْنِی حَتَّى أَرَانِیَکَ فَلَمَّا رَأَى الشِّیعَةُ ذَلِکَ عَلِمُوا أَنَّهُ صَاحِبُهُمْ فَأَکَبُّوا عَلَى الْأَرْضِ شُکْراً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
فَلَمْ یَزِدْهُمْ عَلَى أَنْ قَالَ أَرْجُو أَنْ یُعَجِّلَ اللَّهُ فَرَجَکُمْ ثُمَّ غَابَ بَعْدَ ذَلِکَ وَ خَرَجَ إِلَى مَدِینَةِ مَدْیَنَ فَأَقَامَ عِنْدَ شُعَیْبٍ مَا أَقَامَ
فَکَانَتِ الْغَیْبَةُ الثَّانِیَةُ أَشَدَّ عَلَیْهِمْ مِنَ الْأُولَى وَ کَانَتْ نَیِّفاً وَ خَمْسِینَ سَنَةً
وَ اشْتَدَّتِ الْبَلْوَى عَلَیْهِمْ وَ اسْتَتَرَ الْفَقِیهُ فَبَعَثُوا إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا صَبْرَ لَنَا عَلَى اسْتِتَارِکَ عَنَّا فَخَرَجَ إِلَى بَعْضِ الصَّحَارِی وَ اسْتَدْعَاهُمْ وَ طَیَّبَ نُفُوسَهُمْ
وَ أَعْلَمَهُمْ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَیْهِ أَنَّهُ مُفَرِّجٌ عَنْهُمْ بَعْدَ أَرْبَعِینَ سَنَةً
فَقَالُوا بِأَجْمَعِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ قُلْ لَهُمْ قَدْ جَعَلْتُهَا ثَلَاثِینَ سَنَةً لِقَوْلِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ
فَقَالُوا کُلُّ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ قُلْ لَهُمْ قَدْ جَعَلْتُهَا عِشْرِینَ سَنَةً
فَقَالُوا لَا یَأْتِی بِالْخَیْرِ إِلَّا اللَّهُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ قُلْ لَهُمْ قَدْ جَعَلْتُهَا عَشْراً
فَقَالُوا لَا یَصْرِفُ السُّوءَ إِلَّا اللَّهُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ قُلْ لَهُمْ لَا تَبْرَحُوا فَقَدْ أَذِنْتُ لَکُمْ فِی فَرَجِکُمْ
فَبَیْنَا هُمْ کَذَلِکَ إِذْ طَلَعَ مُوسَى ع رَاکِباً حِمَاراً فَأَرَادَ الْفَقِیهُ أَنْ یُعَرِّفَ الشِّیعَةَ مَا یَسْتَبْصِرُونَ بِهِ فِیهِ
وَ جَاءَ مُوسَى حَتَّى وَقَفَ عَلَیْهِمْ فَسَلَّمَ عَلَیْهِمْ
فَقَالَ لَهُ الْفَقِیهُ مَا اسْمُکَ
فَقَالَ مُوسَى قَالَ ابْنُ مَنْ
قَالَ ابْنُ عِمْرَانَ قَالَ ابْنُ مَنْ 
قَالَ ابْنُ قَاهِثِ بْنِ لَاوَى بْنِ یَعْقُوبَ
قَالَ بِمَا ذَا جِئْتَ قَالَ جِئْتُ بِالرِّسَالَةِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
فَقَامَ إِلَیْهِ فَقَبَّلَ یَدَهُ ثُمَّ جَلَسَ بَیْنَهُمْ فَطَیَّبَ نُفُوسَهُمْ وَ أَمَرَهُمْ أَمْرَهُ ثُمَّ فَرَّقَهُمْ
فَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ الْوَقْتِ وَ بَیْنَ فَرَجِهِمْ بِغَرْقِ فِرْعَوْنَ أَرْبَعُونَ سَنَةً.(1)
_____________________________________________________________
1. کمال الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص: 146

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۲۰
محمد رضا اعظمی راد