منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت کاربران عزیز
در مطالب این سایت
اول متن سخنرانی کوتاه مذهبی آمده
دوم نکات منبرستانی در مورد آن حدیث آمده
سوم متن عربی حدیث و سند آن آورده شده
چهارم فایل صوتی تصویری حدیث با اجرای خود حقیر آورده شده است و تصویر متناسب با روایت روی فایل ویدئویی قرار داده شده است
اگر برای هر یک از مطالب این سایت عنوان مناسبتر یا کلید واژه و یا موضوع مناسبتر یا نکته منبرستانی دقیقتر یا تصویری مناسبتر یا شعر یا ضرب المثلی متناسب با مطلب یافتید حتما در نظرات بنویسید و اگر تجربه سخنرانی دارید دریغ نفرمایید.
من خیلی خوشحال می شوم که از من انتقاد کنید چون انتقاد باعث پیشرفت است لذا یک سربرگ را به انتقاد و پیشنهاد اختصاص دادم ضمنا حقیر هیچ ادعایی در مورد سخنرانی ندارم. خواهشمندم آزادانه نقد کنید.

نویسندگان
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

آخرین مطالب

۱۳ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

به نام خالق و آفریینده هستی که انسان را آفرید و راه و رسم درست زندگی کردن را به او یاد داد و شیطان را برای آزمایش انسان آفرید و گوشزد کرد که به حرفها و وسوسه های شیطان گوش نکنید و قدرتهای زیادی به شیطان عطا کرد از جمله اینکه او انسانها را می بیند ولی ما او را نمی بینیم و قدرت وسوسه در دل آدمیان و قدرتهای فراوان دیگر حالا سؤال این است که در مقابل این قدرتهای شیطانی آیا دست آدمیان را خالی گذاشت یا به آنها هم قدرتهایی عطا نمود؟  
امام صادق (علیه السلام) فرمود: 
زمانی که خداوند به ابلیس آن قدرتهای آن‌چنانی بخشید حضرت آدم (علیه السلام) گفت: ای پروردگار من! ابلیس را بر فرزندان من مسلّط نمودی و همانند خون که در رگهای آنها جریان دادی او را با آنان همراه ساختی و به او آن نیروهای آنچنانی بخشیدی؛ 
پس برای من و فرزندانم چه چیزهایی قراردادی؟ 
خداوند سبحان وحی فرستاد که: 
اولاً؛ برای تو و فرزندانت مقرّر ساخته‏ ام که یک گناهتان یک عقوبت داشته باشد ولی یک کار خوب شما ده برابر پاداش داده شود. 
حضرت آدم (علیه السلام) گفت: ای پروردگار! مرا بیش از این عطا فرما. 
فرمود: دوماً؛ باب‏ توبه را برای شما تا زمانی که جان به گلویتان برسد گسترانده و گشوده‏ ام. 
حضرت آدم (علیه السلام) گفت: ای پروردگار! مرا بیش از این ده. 
فرمود: سوماً؛ می بخشم و مرا باکی نیست. یعنی حتی بزرگترین گناهان را می بخشم 
حضرت آدم (علیه السلام) گفت: مرا بس است.
خلاصه اینکه خداوند در برابر نیروهایی که به ابلیس داده است به حضرت آدم (علیه السلام) و فرزندانش هم عنایت و توجه کرده که می توانند با این سه اسلحه در مقابل مکر شیطان بایستند و خداوند مهربانترین مهربانان است.
نکته های منبرستانی
1. حضرت آدم ابو البشر یعنی پدر همه انسانها توجه و محبت خاصی به همه ی فرزندانش داشته است و برای فرزندانش از خدا طلب کمک بر علیه ابلیس می کند.
2. تا این حد رحمت خدا گسترده است که خوبی ها را ده برابر و بدی ها را همان اندازه حساب می کند
3. سعی کنیم تا حدی شبیه خدا بشویم یعنی بدی های دیگران را بزرگ نکنیم و خوبی های دیگران را خیلی خیلی بزرگ جلوه دهیم.
4. اگر گناه کردیم زود توبه کنیم و خجالت نکشیم و نا امید نباشیم چون توبه اسلحه ی ما بر علیه شیطان است.
5. خدا از ابلیس قوی تر بلکه خالق ابلیس است بنابر این سلاح های الهی کارساز تر است پس در مورد أثر کردن سلاح های خدایی شک نکنیم.
6. ناراحت نباشیم که شیطان قدرتهای آنچنانی دارد ما هم خدایی مهربان داریم که مکر شیطان را خنثی می کند.
7. اگر استاد یا معلم هستیم و برای اینکه مثلا دانش آموزان را امتحان کنیم مشکلی سر راهشان قرار دادیم حتما راه فراری و چاره ای هم قرار دهیم و بن بست درست نکنیم.
متن عربی حدیث
عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)
قَالَ‏ لَمَّا أَعْطَی اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِبْلِیسَ مَا أَعْطَاهُ مِنَ الْقُوَّةِ
قَالَ آدَمُ یَا رَبِّ سَلَّطْتَهُ عَلَی وُلْدِی 
وَ أَجْرَیْتَهُ مَجْرَی الدَّمِ فِی الْعُرُوقِ وَ أَعْطَیْتَهُ مَا أَعْطَیْتَهُ 
فَمَا لِی وَ لِوُلْدِی؟ 
فَقَالَ لَکَ وَ لِوُلْدِکَ السَّیِّئَةُ بِوَاحِدَةٍ وَ الْحَسَنَةُ بِعَشَرَةِ أَمْثَالِهَا
قَالَ یَا رَبِّ زِدْنِی 
قَالَ التَّوْبَةُ مَبْسُوطَةٌ إِلَی حِینِ یَبْلُغُ النَّفْسُ الْحُلْقُومَ 
فَقَالَ یَا رَبِّ زِدْنِی 
قَالَ أَغْفِرُ وَ لَا أُبَالِی 
قَالَ حَسْبِی‏(1)
_____________________________
1. 
تفسیر قمی جلد اول صفحه ی 42 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۰:۰۸
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز همانطور که می دانید در ایام فاطمیه به سر می بریم همان فاطمه ای که در امتحان و آزمایش الهی سر افراز بیرون آمد راستی تازه این سوال ذهنم را به خود مشغول کرده که آیا خدا پیامبران را هم آزمایش می کند؟ اگر آزمایش می کند چگونه آزمایش می کند؟ به این روایت معتبر از کتاب شریف کامل الزیارات توجه کنید؛ 
امام صادق (علیه السّلام) فرمودند:
زمانى که پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) را به معراج بردند به او گفته شد:
خداوند (بلند مرتبه) مى‏ خواهد شما را در سه چیز بیازماید تا ببیند صبرشما چگونه است. 
پیامبر 
(صلّى اللَّه علیه و آله) عرض کرد: پروردگارا من تسلیم امر تو هستم، من نمی توانم صبر کنم مگر به کمک تو، 
آن سه چیز کدامند؟
به پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) گفته شد:
1. گرسنگى و اینکه نیازمندان را بر خودت و بر خانواده ات ترجیح دهی .
پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) فرمود: پذیرفتم ای پروردگار و راضى و تسلیم شدم و توفیق و صبر از جانب تو می باشد.
2. تو را تکذیب می کنند و ترس شدید بر تو عارض می شود و در جنگ با اهل کفر، مال و جان خویش را باید بذل کنی و بر اذیّت و آزارى که از ناحیه ایشان و اهل نفاق به تو مى‏‌رسد صبر کنی و درد و جراحاتى که در جنگ بر تو وارد 
مى‏ شود را تحمّل کنى.
حضرت فرمود: 
پذیرفتم ای پروردگار و راضى و تسلیم شدم و توفیق و صبر از جانب تو می باشد.
3. عبارت است از آنچه بعد از تو به خانواده ات می رسد و آن قتل و کشته شدن ایشان است.
امّا برادرت على: از امّتت، دشنام و خشونت و سرزنش و محرومیت از حق و انکار و ستم می بیند و در آخر او را خواهند کشت.
پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) فرمود:
پذیرفتم ای پروردگار و راضى و تسلیم شدم و توفیق و صبر از جانب تو می باشد.
و امّا دخترت: 
مورد ستم قرار گرفته و حقی را که تو برای او قرار می دهی غاصبانه از او گرفته می شود و او را مى‏‌زنند در حالى که باردار است  و به حریم و منزلش بی اجازه داخل می شوند و افراد پست و فرومایه او را رنجور مى‏ نمایند و وى حامی و پشتیبانی نیافته و به خاطر ضربت و کتکى که مى‏‌خورد حملش سقط شده و به سبب آن ضربه رحلت مى‏ کند.
پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) عرض کرد: (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏) همانا ما برای خداوند هستیم و هرآینه ما به سوی او برمی گردیم(1)، پذیرفتم و راضى و تسلیم شدم و توفیق و صبر از جانب تو می باشد(2).
نکته های منبرستانی
1. آزمایش های انسانها به اندازه ی صبر آنهاست بنابراین پیامبر (صلی الله و علیه و آله) که صبر و ظرفیت بسیار بالایی داشتند آزمایش های سختی هم می شدند.
2. حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بزرگترین مبلغ دین اسلام بودند و این مشکلات مانند تکذیب و ترس شدید و جنگ و ... را در راه تبلیغ تحمل کردند و صبر کردند پس بنابراین همه ی مبلیغین باید صبر کنند و دشواریهای تبلیغ را به جان بخرند.
3. سه موردی که خداوند فرستاده اش را آزموده از آسان به سخت است از گرسنگی شروع می شود تا به قتل و کشتار عزیزترین فرزندان می رسد ما نیز اگر خواستیم در کلاس مثلا دانش آموزان را بیازماییم از آسان به سخت برویم و ناگهان سختترین سؤال را نپرسیم+ تا تحملش ساده تر شود.

4. هم حضرت زهرا فرزندش سقط شده بود هم حقش غصب شده بود هم نامردان بدون اجازه وارد حریمش و منزلش شده بودند هم از پشت در او را کتک زده بودند که بدنش کبود شده بود هم پدر بزرگوارش را از دست داده بود و هم ولایت غصب شده بود و... از این مصائب بزرگ می توان فهمید مقام و صبر حضرت زهرا (سلام الله علیها) چقدر بالا بوده است.
متن عربی حدیث
عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَمَّا أُسْرِیَ بِالنَّبِیِّ 
(صلّى اللَّه علیه و آله) إِلَى السَّمَاءِ قِیلَ لَهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَخْتَبِرُکَ‏ فِی‏ ثَلَاثٍ‏ لِیَنْظُرَ کَیْفَ‏ صَبْرُکَ‏ قَالَ أُسَلِّمُ لِأَمْرِکَ یَا رَبِّ وَ لَا قُوَّةَ لِی عَلَى الصَّبْرِ إِلَّا بِکَ فَمَا هُنَّ قِیلَ لَهُ 
أَوَّلُهُنَّ الْجُوعُ وَ الْأَثَرَةُ عَلَى نَفْسِکَ وَ عَلَى أَهْلِکَ لِأَهْلِ الْحَاجَةِ قَالَ قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ 
وَ أَمَّا الثَّانِیَةُ فَالتَّکْذِیبُ وَ الْخَوْفُ الشَّدِیدُ وَ بَذْلُکَ مُهْجَتَکَ فِی مُحَارَبَةِ أَهْلِ الْکُفْرِ بِمَالِکَ وَ نَفْسِکَ وَ الصَّبْرُ عَلَى مَا یُصِیبُکَ مِنْهُمْ مِنَ الْأَذَى وَ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ الْأَلَمِ فِی الْحَرْبِ وَ الْجِرَاحِ قَالَ قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ 
وَ أَمَّا الثَّالِثَةُ فَمَا یَلْقَى أَهْلُ بَیْتِکَ مِنْ بَعْدِکَ مِنَ الْقَتْلِ 
أَمَّا أَخُوکَ عَلِیٌّ فَیَلْقَى مِنْ أُمَّتِکَ الشَّتْمَ وَ التَّعْنِیفَ وَ التَّوْبِیخَ وَ الْحِرْمَانَ وَ الْجَحْدَ [وَ الْجُهْدَ] وَ الظُّلْمَ وَ آخِرُ ذَلِکَ الْقَتْلُ 
فَقَالَ یَا رَبِّ قَبِلْتُ وَ رَضِیتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ 
وَ أَمَّا ابْنَتُکَ فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ یُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِی تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِیَ حَامِلٌ وَ یُدْخَلُ عَلَیْهَا وَ عَلَى حَرِیمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَیْرِ إِذْنٍ ثُمَّ یَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لَا تَجِدُ مَانِعاً وَ تَطْرَحُ مَا فِی بَطْنِهَا
 مِنَ الضَّرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِکَ الضَّرْبِ قُلْتُ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ- قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ ...

_______________________________________________

1. سوره بقره آیه‌ ی 156
2. کامل الزیارات، صفحه‌ی: 332

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۵ ، ۲۲:۲۴
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدایی که خود بهترین دوست است و اصلا یکی از اسماء الهی رفیق است به معنای دوست. دوستی از چیزهایی است که اگر با انسانهای خوب باشد تاثیر فراوانی روی انسان می گذارد و اگر با انسانهای بد باشد انسان را تباه می کند البته بعضی وقتها دوست خیلی خوب می تواند زندگی انسان را از این رو به آن رو کند و مطلب مهمی که اینجاست این است که دوست ِدوست هم می تواند در زندگی  انسان مؤثر باشد یکی از دوستان امام صادق (علیه السلام) شخصی بود به نام ابو بصیر.  
ابو بصیر نقل می کند که: من همسایه‏ اى داشتم که پیرو سلطانی بود و از راه های حرام مالهایی بدست آورده بود و مجلسی براى زنان آوازه خوان آماده می ساخت و همگی نزدش جمع می شدند، خودش هم شراب می نوشید و باعث آزار و اذیت من می شد. من بارها به او شکایت بردم و گله کردم، ولی او دست برنداشت، چون پافشارى زیاد کردم، به من گفت: من مردى گرفتارم و تو مردى 
آزاد هستی، اگر حال مرا به دوستت یعنی امام صادق (علیه السلام) بگویی، امیدوارم خدا مرا هم به وسیله تو نجات بخشد، 
ابو بصیر می گوید: گفتار او در دلم نشست، چون خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم، حال او را بیان کردم، حضرت به من فرمود: چون به کوفه باز گردى، نزد تو می آید به او بگو جعفر بن محمد می گوید: دیر نشده، دست از کارهای زشتت بردار، بهشت تو با من.
چون به کوفه بازگشتم، او و دیگران نزد من آمدند، من او را نزد خود نگه داشتم تا منزل خلوت شد آنگاه به او گفتم: اى مرد من حال تو را به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم‏ به من فرمود: چون به کوفه بازگشتی نزد تو می آید، به او بگو جعفر بن محمد گفته که: دیر نشده، دست از کارهای زشتت بردار، بهشت تو با من، 
او گریست و گفت: تو را به خدا سوگند، امام صادق (علیه السلام) به تو چنین گفت؟ من سوگند یاد کردم که او به من چنین گفت، گفت همین اندازه بر عهده تو بود و باقی بر عهده من، سپس رفت و بعد از چند روز نزد من فرستاد و مرا دعوت کرد، چون رفتم دیدم پشت در خانه خود برهنه نشسته است، به من گفت: ابابصیر! هر چه در منزل داشتم به صاحبانش رسانیدم و در راه خدا دادم حتی لباسهایم را و اکنون این چنین هستم که میبین و کاملا کاهای زشتم را کنار گذاشتم.
ابو بصیر گوید: من نزد دوستانم رفتم و پوشاکی برایش گرد آوردم، چند روز دیگر گذشت، دنبالم فرستاد که من بیمارم، نزد من بیا، من نزدش رفتم و براى معالجه او در رفت و آمد بودم تا مرگش فرا رسید، نزدش نشسته بودم که جان می داد،  ناگهان بیهوش شد و سپس به هوش آمد، و گفت: ابا بصیر! دوست تو به ضمانتِ خود وفا کرد و سپس درگذشت رحمت خدا بر او باد.
چون حج گزاردم نزد امام صادق (علیه السلام) رسیدم و اجازه خواستم، چون خدمتش رفتم، هنوز یک پایم در صحن خانه و یک پایم در راه رو بود که از داخل اتاق بی ‏آنکه چیزى بگویم، فرمود: اى ابا بصیر! ما براى دوستت وفا کردیم.
1. امام صادق (علیه السلام) در دنیی است ولی دستان پرتوانش در آخرت کار می کند.
2. پیروی از اهل بیت انسان را به سعادت ابدی می رساند واقعا مانند کشتی نوح هستند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: مثل خانواده من مانند کشتی نوح است هرکس سوار شود نجات یابد و هرکس آن را ترک کند غرق شود.
3. یک کلام ممکن است در جان انسان اثر کند و انسان را دگرگون کند.
4. دوست خوب باعث نجات انسان می شود و امیر المؤمنین فرمودند: دوستِ دوست هم مانند دوست انسان است. برای نمایش کامل روایت دوستی 
اینجا کلیک کنید.
5. اگر یک بار نهی از منکر اثر نکرد در تمام موارد نباید رها کنیم شاید اگر اصرار کنیم آن شخص اصلاح شود.
6. اگر به کسی برخوردیم که غرق در گناه است در دلمان احساس نکنیم که بهتر از او هستیم اولاً شاید مثل همسایه ی ابو بصیر امام زمانش از او دستگیری کرد و خیلی بهتر از ما شد. دوماً امام باقر (علیه السلام) فرمودند که: اگر به کسی برخوردید که غرق گناه است در دلتان بگویید او از من بهتر و با تقوا تر است زیرا شاید باطنش از باطن من پاکتر و با صفاتر باشد و شاید عاقبت به خیر شود. برای نمایش کامل روایت امام باقر (علیه السلام) به 
اینجا  بروید.

متن عربی حدیث: 

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: کَانَ لِی جَارٌ یَتَّبِعُ السُّلْطَانَ 
فَأَصَابَ مَالًا فَأَعَدَّ قِیَاناً وَ کَانَ یَجْمَعُ الْجَمِیعَ إِلَیْهِ وَ یَشْرَبُ الْمُسْکِرَ وَ یُؤْذِینِی 
فَشَکَوْتُهُ إِلَی نَفْسِهِ غَیْرَ مَرَّةٍ فَلَمْ یَنْتَهِ 
فَلَمَّا أَنْ أَلْحَحْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ لِی یَا هَذَا أَنَا رَجُلٌ مُبْتَلًى وَ أَنْتَ رَجُلٌ مُعَافًی فَلَوْ عَرَضْتَنِی لِصَاحِبِکَ رَجَوْتُ أَنْ یُنْقِذَنِیَ اللَّهُ بِکَ 
فَوَقَعَ ذَلِکَ لَهُ فِی قَلْبِی 
فَلَمَّا صِرْتُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ذَکَرْتُ لَهُ حَالَهُ فَقَالَ لِی إِذَا رَجَعْتَ إِلَی الْکُوفَةِ سَیَأْتِیکَ 
فَقُلْ لَهُ یَقُولُ لَکَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ دَعْ مَا أَنْتَ عَلَیْهِ وَ أَضْمَنَ لَکَ عَلَی اللَّهِ الْجَنَّةَ فَلَمَّا رَجَعْتُ إِلَی الْکُوفَةِ أَتَانِی فِیمَنْ أَتَی فَاحْتَبَسْتُهُ عِنْدِی حَتَّی خَلَا مَنْزِلِی 
ثُمَّ قُلْتُ لَهُ یَا هَذَا إِنِّی ذَکَرْتُکَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ (علیه السلام) 
فَقَالَ لِی إِذَا رَجَعْتَ إِلَی الْکُوفَةِ سَیَأْتِیکَ فَقُلْ لَهُ یَقُولُ لَکَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ دَعْ مَا أَنْتَ عَلَیْهِ وَ أَضْمَنَ لَکَ عَلَی اللَّهِ الْجَنَّةَ
قَالَ فَبَکَی ثُمَّ قَالَ لِیَ اللَّهِ لَقَدْ قَالَ لَکَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ هَذَا 
قَالَ فَحَلَفْتُ لَهُ أَنَّهُ قَدْ قَالَ لِی مَا قُلْتُ فَقَالَ لِی حَسْبُکَ وَ مَضَی 
فَلَمَّا کَانَ بَعْدَ أَیَّامٍ بَعَثَ إِلَیَّ فَدَعَانِی وَ إِذَا هُوَ خَلْفَ دَارِهِ عُرْیَانٌ 
فَقَالَ لِی یَا أَبَا بَصِیرٍ لَا وَ اللَّهِ مَا بَقِیَ فِی مَنْزِلِی شَیْ‏ءٌ إِلَّا وَ قَدْ أَخْرَجْتُهُ وَ أَنَا کَمَا تَرَى 
قَالَ فَمَضَیْتُ إِلَی إِخْوَانِنَا فَجَمَعْتُ لَهُ مَا کَسَوْتُهُ بِهِ ثُمَّ لَمْ تَأْتِ عَلَیْهِ أَیَّامٌ یَسِیرَةٌ حَتَّی بَعَثَ إِلَیَّ أَنِّی عَلِیلٌ فَأْتِنِی فَجَعَلْتُ أَخْتَلِفُ إِلَیْهِ وَ أُعَالِجُهُ 
حَتَّی نَزَلَ بِهِ الْمَوْتُ فَکُنْتُ عِنْدَهُ جَالِساً وَ هُوَ یَجُودُ بِنَفْسِهِ فَغُشِیَ عَلَیْهِ غَشْیَةً ثُمَّ أَفَاقَ 
فَقَالَ لِی یَا أَبَا بَصِیرٍ قَدْ وَفَی صَاحِبُکَ لَنَا ثُمَّ قُبِضَ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ 
فَلَمَّا حَجَجْتُ أَتَیْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَاسْتَأْذَنْتُ عَلَیْهِ فَلَمَّا دَخَلْتُ قَالَ لِیَ ابْتِدَاءً مِنْ دَاخِلِ الْبَیْتِ وَ إِحْدَى رِجْلَیَ‏ فِی الصَّحْنِ وَ الْأُخْرَى فِی دِهْلِیزِ دَارِهِ یَا أَبَا بَصِیرٍ قَدْ وَفَیْنَا لِصَاحِبِکَ‏(1).
______________________________
1. اصول کافی جلد اول صفحه 474 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۶:۳۱
محمد رضا اعظمی راد

بسم الله الرحمن الرحیم

امام صادق علیه السلام که فرمودند: آنگاه که پیامبر قبض روح شدند 

و ابوبکر در مقام ایشان نشست، به وکیل حضرت زهرا سلام الله علیها مأموری فرستاد 

و وی را از فدک اخراج نمود...

پس از این وقایع حضرت زهرا سلام الله علیها از خانه خارج شدند در حالی که امیرالمؤمنین علیه السلام ایشان را بر چهارپایی که بر روی آن عبایی از جنس پارچه بود حمل می‌نمودند؛ پس با آن چهل شبانه روز بر در خانه مهاجر و انصار می‌رفتند در حالیکه امام حسن و امام حسین علیهما السلام با ایشان بودند. ایشان می‌فرمودند: ای جماعت مهاجرین و انصار خدا را و دختر نبیتان را یاری نمایید. و همانا رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در همان روزی که از شما بیعت گرفت؛ از شما عهد گرفت بر اینکه از هرآنچه خود و خانواده‌ی خود را نگه می‌دارید از همان موارد ایشان و خانواده ایشان را حفظ نمایید؛ پس بعهدی که با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بسته اید وفا کنید.
روای گوید: پس هیچکس وی را پاسخ نگفت و کمک نکرد. و در ادامه می گوید: پس سرانجام به معاذ بن جبل رسیدند و حضرتش فرمود: ای معاذ بن جبل همانا من بسوی تو آمده ام به جهت یاری طلبی و همانا سول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم با تو بیعت نمود بر اینکه او و خانواده‌اش را یاری نمایی و از هرآنچه خودت و خانواده‌ات را حفظ می‌نمایی؛ آنها را نیز حفظ نمایی! و همانا ابوبکر فدکم را غصب نموده و وکیل من در آنجا را اخراج نموده. پس عرضه داشت: آیا به همراه من کسی هست؟ حضرت فرمودند: خیر، هیچکس مرا پاسخ نداد! پس عرضه داشت: پس چگونه می‌توانم یاریتان کنم؟ پس حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها او را ترک فرمودند...

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ جَلَسَ أَبُو بَکْرٍ مَجْلِسَهُ بَعَثَ إِلَى وَکِیلِ فَاطِمَةَ ص فَأَخْرَجَهُ مِنْ فَدَکَ فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ علیها السلام فَقَالَتْ یَا أَبَا بَکْرٍ ادَّعَیْتَ أَنَّکَ خَلِیفَةُ أَبِی وَ جَلَسْتَ مَجْلِسَهُ وَ أَنَّکَ بَعَثْتَ إِلَى وَکِیلِی فَأَخْرَجْتَهُ مِنْ فَدَکَ وَ قَدْ تَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص صَدَّقَ بِهَا عَلَیَّ وَ أَنَّ لِی بِذَلِکَ شُهُوداً
فَقَالَ لَهَا إِنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله لَا یُورَثُ فَرَجَعَتْ إِلَى عَلِیٍّ علیه السلام فَأَخْبَرَتْهُ فَقَالَ ارْجِعِی إِلَیْهِ وَ قُولِی لَهُ زَعَمْتَ أَنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه وآله لَا یُورَثُ‏ وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ وَ وَرِثَ یَحْیَى زَکَرِیَّا
وَ کَیْفَ لَا أَرِثُ أَنَا أَبِی
فَقَالَ عُمَرُ أَنْتِ مُعَلَّمَةٌ قَالَتْ وَ إِنْ کُنْتُ مُعَلَّمَةً فَإِنَّمَا عَلَّمَنِی ابْنُ عَمِّی وَ بَعْلِی
فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ فَإِنَّ عَائِشَةَ تَشْهَدُ وَ عُمَرُ أَنَّهُمَا سَمِعَا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ یَقُولُ إِنَّ النَّبِیَّ لَا یُورَثُ فَقَالَتْ هَذَا أَوَّلُ شَهَادَةِ زُورٍ شَهِدَا بِهَا فِی الْإِسْلَامِ ثُمَّ قَالَتْ فَإِنَّ فَدَکَ إِنَّمَا هِیَ صَدَّقَ بِهَا عَلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ لِی بِذَلِکَ بَیِّنَةٌ فَقَالَ لَهَا هَلُمِّی بِبَیِّنَتِکِ قَالَ فَجَاءَتْ بِأُمِّ أَیْمَنَ وَ عَلِیٍّ علیه السلام فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ یَا أُمَّ أَیْمَنَ إِنَّکِ سَمِعْتِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ فِی فَاطِمَةَ
فَقَالا سَمِعْنَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ إِنَّ فَاطِمَةَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ ثُمَّ قَالَتْ أُمُّ أَیْمَنَ فَمَنْ کَانَتْ سَیِّدَةَ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ تَدَّعِی مَا لَیْسَ لَهَا وَ أَنَا امْرَأَةٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ مَا کُنْتُ لِأَشْهَدَ إِلَّا بِمَا سَمِعْتُ‏ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله 

فَقَالَ عُمَرُ دَعِینَا یَا أُمَّ أَیْمَنَ مِنْ هَذِهِ الْقِصَصِ بِأَیِّ شَیْ‏ءٍ تَشْهَدَانِ فَقَالَتْ کُنْتُ جَالِسَةً فِی بَیْتِ فَاطِمَةَ ع‏لیها السلام

وَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله جَالِسٌ حَتَّى نَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ

یَا مُحَمَّدُ قُمْ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَمَرَنِی أَنْ أَخُطَّ لَکَ فَدَکاً بِجَنَاحِی فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَعَ جَبْرَئِیلَ علیه السلام فَمَا لَبِثْتُ أَنْ رَجَعَ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام یَا أَبَتِ أَیْنَ ذَهَبْتَ فَقَالَ خَطَّ جَبْرَئِیلُ علیه السلام لِی فَدَکاً بِجَنَاحِهِ وَ حَدَّ لِی حُدُودَهَا

فَقَالَتْ یَا أَبَتِ إِنِّی أَخَافُ الْعَیْلَةَ وَ الْحَاجَةَ مِنْ بَعْدِکَ فَصَدِّقْ بِهَا عَلَیَّ

فَقَالَ هِیَ صَدَقةٌ عَلَیْکِ فَقَبَضْتُهَا قَالَتْ نَعَمْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا أُمَّ أَیْمَنَ اشْهَدِی وَ یَا عَلِیُّ اشْهَدْ

فَقَالَ عُمَرُ أَنْتِ امْرَأَةٌ وَ لَا نُجِیزُ شَهَادَةَ امْرَأَةٍ وَحْدَهَا وَ أَمَّا عَلِیٌّ فَیَجُرُّ إِلَى نَفْسِهِ

قَالَ فَقَامَتْ مُغْضَبَةً وَ قَالَتْ اللَّهُمَّ إِنَّهُمَا ظَلَمَا ابْنَةَ مُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ حَقَّهَا فَاشْدُدْ وَطْأَتَکَ عَلَیْهِمَا

ثُمَّ خَرَجَتْ وَ حَمَلَهَا عَلِیٌّ عَلَى أَتَانٍ عَلَیْهِ کِسَاءٌ لَهُ خَمْلٌ

فَدَارَ بِهَا أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فِی بُیُوتِ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ علیهما السلام مَعَهَا وَ هِیَ تَقُولُ یَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ انْصُرُوا اللَّهَ

فَإِنِّی ابْنَةُ نَبِیِّکُمْ وَ قَدْ بَایَعْتُمْ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَوْمَ بَایَعْتُمُوهُ أَنْ تَمْنَعُوهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ مِمَّا تَمْنَعُونَ مِنْهُ أَنْفُسَکُمْ وَ ذَرَارِیَّکُمْ

فَفُوا لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بِبَیْعَتِکُمْ قَالَ فَمَا أَعَانَهَا أَحَدٌ وَ لَا أَجَابَهَا وَ لَا نَصَرَهَا

قَالَ فَانْتَهَتْ إِلَى مُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ

فَقَالَتْ یَا مُعَاذَ بْنَ جَبَلٍ إِنِّی قَدْ جِئْتُکَ مُسْتَنْصِرَةً وَ قَدْ بَایَعْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله عَلَى أَنْ تَنْصُرْهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ وَ تَمْنَعَهُ مِمَّا تَمْنَعُ مِنْهُ نَفْسَکَ وَ ذُرِّیَّتَکَ وَ إِنَّ أَبَا بَکْرٍ قَدْ غَصَبَنِی عَلَیَّ فَدَکَ وَ أَخْرَجَ وَکِیلِی مِنْهَا قَالَ فَمَعِی غَیْرِی

قَالَتْ لَا مَا أَجَابَنِی أَحَدٌ قَالَ فَأَیْنَ أَبْلُغُ أَنَا مِنْ نُصْرَتِکَ قَالَ فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ وَ دَخَلَ ابْنُهُ‏ فَقَالَ مَا جَاءَ بِابْنَةِ مُحَمَّدٍ إِلَیْکَ

قَالَ جَاءَتْ تَطْلُبُ نُصْرَتِی عَلَى أَبِی بَکْرٍ فَإِنَّهُ أَخَذَ مِنْهَا فَدَکاً

قَالَ فَمَا أَجَبْتَهَا بِهِ قَالَ قُلْتُ وَ مَا یَبْلُغُ مِنْ نُصْرَتِی أَنَا وَحْدِی قَالَ فَأَبَیْتَ أَنْ تَنْصُرَهَا قَالَ نَعَمْ قَالَ فَأَیَّ شَیْ‏ءٍ قَالَتْ لَکَ قَالَ قَالَتْ لِی وَ اللَّهِ لَأُنَازِعَنَّکَ الْفَصِیحَ مِنْ رَأْسِی حَتَّى أَرِدَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله 

قَالَ فَقَالَ أَنَا وَ اللَّهِ لَأُنَازِعَنَّکَ الْفَصِیحَ مِنْ رَأْسِی حَتَّى أَرِدَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِذْ لَمْ تُجِبْ ابْنَةَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله 

قَالَ وَ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام مِنْ عِنْدِهِ وَ هِیَ تَقُولُ وَ اللَّهِ لَا أُکَلِّمُکَ کَلِمَةً حَتَّى اجْتَمَعَ أَنَا وَ أَنْتَ عِنْدَ

رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ثُمَّ انْصَرَفَتْ

فَقَالَ عَلِیٌّ علیه السلام لَهَا ائْتِی أَبَا بَکْرٍ وَحْدَهُ فَإِنَّهُ أَرَقُّ مِنَ الْآخَرِ وَ قُولِی لَهُ ادَّعَیْتَ مَجْلِسَ أَبِی وَ أَنَّکَ خَلِیفَتُهُ وَ جَلَسْتَ مَجْلِسَهُ وَ لَوْ کَانَتْ فَدَکُ لَکَ ثُمَّ اسْتَوْهَبْتُهَا مِنْکَ لَوَجَبَ رَدُّهَا عَلَیَّ فَلَمَّا أَتَتْهُ وَ قَالَتْ لَهُ ذَلِکَ قَالَ صَدَقْتِ

قَالَ فَدَعَا بِکِتَابٍ فَکَتَبَهُ لَهَا بِرَدِّ فَدَکَ فَقَالَ فَخَرَجَتْ وَ الْکِتَابُ مَعَهَا

فَلَقِیَهَا عُمَرُ

فَقَالَ یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ مَا هَذَا الْکِتَابُ الَّذِی مَعَکَ

فَقَالَتْ کِتَابٌ کَتَبَ لِی أَبُو بَکْرٍ بِرَدِّ فَدَکَ

فَقَالَ هَلُمِّیهِ إِلَیَّ

فَأَبَتْ أَنْ تَدْفَعَهُ إِلَیْهِ

فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ

وَ کَانَتْ حَامِلَةً بِابْنٍ اسْمُهُ الْمُحَسِّنُ فَأَسْقَطَتِ الْمُحَسِّنَ مِنْ بَطْنِهَا

ثُمَّ لَطَمَهَا فَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى قُرْطٍ فِی أُذُنِهَا حِینَ نُقِفَتْ‏ 

ثُمَّ أَخَذَ الْکِتَابَ فَخَرَقَهُ فَمَضَتْ وَ مَکَثَتْ خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً مَرِیضَةً مِمَّا ضَرَبَهَا عُمَرُ

ثُمَّ قُبِضَتْ

فَلَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ دَعَتْ عَلِیّاً علیه السلام فَقَالَتْ إِمَّا تَضْمَنُ وَ إِلَّا أَوْصَیْتُ إِلَى ابْنِ الزُّبَیْرِ

فَقَالَ عَلِیٌّ علیه السلام أَنَا أَضْمَنُ وَصِیَّتَکِ یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ

قَالَتْ سَأَلْتُکَ بِحَقِّ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله 

إِذَا أَنَا مِتُّ أَلَّا یَشْهَدَانِی وَ لَا یُصَلِّیَا عَلَیَّ قَالَ فَلَکِ ذَلِکِ

فَلَمَّا قُبِضَتْ علیها السلام دَفَنَهَا لَیْلًا فِی بَیْتِهَا

وَ أَصْبَحَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ یُرِیدُونَ حُضُورَ جِنَازَتِهَا وَ أَبُو بَکْرٍ وَ عُمَرُ کَذَلِکَ فَخَرَجَ إِلَیْهِمَا عَلِیٌّ علیه السلام

فَقَالا لَهُ مَا فَعَلْتَ بِابْنَةِ مُحَمَّدٍ أَخَذْتَ فِی جَهَازِهَا یَا أَبَا الْحَسَنِ فَقَالَ عَلِیٌّ علیه السلام

قَدْ وَ اللَّهِ دَفَنْتُهَا

قَالا فَمَا حَمَلَکَ عَلَى أَنْ دَفَنْتَهَا وَ لَمْ تُعْلِمْنَا بِمَوْتِهَا

قَالَ هِیَ أَمَرَتْنِی

فَقَالَ عُمَرُ وَ اللَّهِ لَقَدْ هَمَمْتُ بِنَبْشِهَا وَ الصَّلَاةِ عَلَیْهَا

فَقَالَ عَلِیٌّ علیه السلام أَمَا وَ اللَّهِ مَا دَامَ قَلْبِی بَیْنَ جَوَانِحِی وَ ذُو الْفَقَارِ فِی یَدِی إِنَّکَ لَا تَصِلُ إِلَى نَبْشِهَا

فَأَنْتَ أَعْلَمُ فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ اذْهَبْ فَإِنَّهُ أَحَقُّ بِهَا مِنَّا وَ انْصَرَفَ النَّاسُ.(1)

----------------------------------------------------------------------

1. اختصاص شیخ مفید صفحه 183

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۹۵ ، ۲۳:۳۸
محمد رضا اعظمی راد
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدا کاربران عزیز و دوستان منبرستانی؛ سلام امیدوارم روز خوبی داشته باشید و در این ایام فاطمیه شناختتان نسبت به حضرت فاطمه زهرا و سایر اهل بیت روز به روز بیشتر شود ایام فاطمیه بهترین فرصت است برای شناخت حضرت زهرا (سلام الله علیها). یکی از مطالبی که در مورد حضرت زهرا مطرح است؛ توجه امامان معصوم به فاطمه زهراست. مثلا وجود قدسی امام صادق (علیه السلام) توجه خاصی به مادرشان داشتند. یک روز که امام صادق (علیه السلام) به کوفه آمده بودند؛ یکی از اصحاب آن حضرت به نام «بَشّارِ مُکاری» خدمت امام رسید.  بَشّارِ نقل می کند که خدمت آن جناب ظرفی از خرمای شیرین بود که میل می نمودند و بعد از سلام و احوالپرسی امام فرمودند: بشار؛ بیا جلو بخور. گفتم: گوارای وجودتان باد فدایتان شوم چیزی در بین راه دیدم که سخت ناراحتم کرده و قلبم را به درد آورده و بغض گلویم را گرفته و تأثیر زیادی در من  گذاشته است. حضرت فرمودند: تو را به حقی که بر گردنت دارم جلو بیا و بخور.
شروع به خوردن نمودم. فرمود: چه دیده بودی بگو؟ 
گفتم: در بین راه پاسبانی را دیدم که بر سر زنی می زد و او را به طرف زندان می‏ برد او با صدای بلند می گفت: پناه به خدا و پیامبر می‌برم به فریادم برسید ولی هیچ کس به داد او نرسید. فرمود: برای چه او را چنین می‌زدند؟ گفتم:
از مردم شنیدم که آن زن به زمین خورده در این موقع گفته: «خدا لعنت کند ظالمین تو را ای فاطمه ی زهرا» 
این آزار و شکنجه برای همان حرف بوده؛ امام دست از خوردن کشید شروع کرد زار زار به گریستن به طوری که دستمال و محاسن و سینه‏ اش پر از اشک چشمهایش شد. 
فرمود: بشار حرکت کن برویم به مسجد سهله تا دعا کنیم و از خداوند عزیز خلاصی آن زن را بخواهیم، 
امام یکی از شیعیان را فرستاد به دربار سلطان و فرمود: از آنجا تکان نمی خوری تا فرستاده ی ما بیاید اگر پیش آمدی برای آن زن کرد می‏ آیی و ما را پیدا می کنی. 
رفتیم به مسجد سهله هر کدام دو رکعت نماز خواندیم آنگاه امام صادق (علیه السلام) دست به آسمان بلند نموده این دعا را خواند «انت اللَّه ...» بعد از دعا به سجده رفت که من جز صدای نفس آقا چیزی نمی‏ شنیدم سر بلند نموده فرمود: حرکت کن که آن زن آزاد شد.
از مسجد خارج شدیم در بین راه آن مردی که فرستاده بود به دربار سلطان را ملاقات کردیم. امام (علیه السّلام) پرسید چه خبر شد؟ گفت: آزادش کردند فرمود: چطور شد که آزادش کردند؟ گفت: من نفهمیدم ولی کنار دربار ایستاده بودم یک نفر دربان آمد و او را خواست گفت: چه گفته بودی؟ 
جواب داد: من به زمین خوردم گفتم: «خدا لعنت کند ظالمین تو را ای فاطمه زهرا» مأموران مرا این چنین آزردند، 
دربان، دویست درهم به او داد و گفت: «این پول را بگیر و امیر را حلال کن» ولی آن زن نگرفت؛ وقتی دید از گرفتن پول خودداری کرد به امیر خبر داد بعد بیرون آمد و گفت: برو به منزلت و آن زن آزاد شد و به منزلش رفت.
امام (علیه السّلام) فرمود: از گرفتن دویست درهم خود داری کرد!؟ گفت آری با اینکه به خدا سوگند به آن پول احتیاج داشت. امام از جیب خود کیسه ی پولی بیرون آورد که هفت دینار در آن بود. فرمود: این پول را ببر به منزلش و به او بده و سلام مرا به او برسان. ما با هم رفتیم به خانه ی آن زن و سلام امام را رساندیم. آن زن گفت: به خدا قسم جعفر بن محمّد (علیه السّلام) به من سلام رسانده!؟ 
گفتم: خدا تو را بیامرزد به خدا سوگند جعفر بن محمّد (علیه السّلام) سلام به تو رساند؛ آن زن دست برد گریبان خود را چاک زد و بیهوش گردید.
ایستادیم تا به هوش آمد آنگاه گفت: سخن امام را برایم دو مرتبه بگویید. تکرار کردیم تا سه مرتبه این کار را کرد بعد گفتیم: بگیر این پول را امام (علیه السّلام) برایت فرستاده و مژده باد تو را. پول را گرفت و گفت به امام (علیه السّلام) بگویید از خدا بخواهد این کنیزش را ببخشد من کسی از او و آباء گرامی اش و اجداد طاهرینش را بیشتر در نزد خدا محبوب نمی دانم که واسطه توسل شود. 
خدمت حضرت صادق برگشتیم و داستان زن را برای آن جناب نقل کردیم امام (علیه السّلام) شروع بگریه کرده و برایش دعا کردند.
نکته ها
1. امام صادق (علیه السلام) روی نام مادرشان فاطمه ی زهرا سلام الله علیها خیلی حساس بودند.
2. اگر کسی در راه دفاع از اهل بیت حرکت کند و ایستادگی کند اهل بیت او را پشتیبانی و دعا می کنند.
3. پول نگرفتن از دشمنان اهل بیت و رد کردن دشمن سب6+ب خوشحالی دوست می شود.
4. دعای امام حتماً مستجاب می شود و معجزه می کند.
5. امام به حل مشکلات شیعیان می پرداختند و اصلا نمی گفتند به من چه ارتباطی دارد؟ و نمی گفتند این مشکل خودت است. واقعا برای حل مشکل دیگران تلاش پیگیر می کردند.
6. امام قلب رئوفی داشتند و برای ستمی که به دیگران شده زار زار گریه می کردند. 
7. ما هم سعی کنیم مثل امام در گرفتاریها و مشکلاتمان به خدا توسل کنیم و به مسجد برویم و دو رکعت نماز بخوانیم و بعد دعا کنیم و از خدا بخواهیم که کارمان یا کار دیگران را اصلاح کند.
8. برای دیگران از ته دل دعا کنیم.
9. مسجد سهله در نزدیکی نجف واقع شده و یک مکان فوق العاده مقدس و معنوی است و دعای امام در آنجا مستجاب شد و در کتاب «المزار الکبیر» ابن مشهدی و همچنین کتاب «مزار» شهید ثانی و هم «بحار الانوار» این روایت در باب عظمت مسجد سهله آمده است.
10. کسی که ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را در دل داشته باشد و دشمنی دشمنانشان را در دل داشته باشد اهل بیت از او دستگیری می کنند.
متن عربی حدیث 

عَنْ بَشَّارٍ الْمُکَارِی، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) بِالْکُوفَةِ 
وَ قَدْ قُدِّمَ لَهُ طَبَقُ رُطَبٍ طَبَرْزَدٍ (1) وَ هُوَ یَأْکُلُ فَقَالَ لِی: یَا بَشَّارُ اُدْنُ فَکُلْ، فَقُلْتُ: هَنَّاکَ اللَّهُ وَ جَعَلَنِی فِدَاکَ 
قَدْ أَخَذَتْنِی الْغِیْرَةُ مِنْ شَیْ‏ءٍ رَأَیْتُهُ فِی طَرِیقِی أَوْجَعَ قَلْبِی وَ بَلَغَ مِنِّی، 
فَقَالَ لِی: بِحَقِّی لَمَّا دَنَوْتَ فَأَکَلْتَ، قَالَ: فَدَنَوْتُ فَأَکَلْتُ، 
فَقَالَ لِی: حَدِیثَکَ، 
قُلْتُ: رَأَیْتُ جِلْوَازاً یَضْرِبُ رَأْسَ امْرَأَةٍ وَ یَسُوقُهَا إِلَی الْحَبْسِ 
وَ هِیَ تُنَادِی بِأَعْلَی صَوْتِهَا: الْمُسْتَغَاثُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ، وَ لَا یُغِیثُهَا أَحَدٌ، 
قَالَ: وَ لِمَ فَعَلَ بِهَا ذَاکَ، 
قَالَ: سَمِعْتُ النَّاسَ یَقُولُونَ: إِنَّهَا عَثَرَتْ فَقَالَتْ:لَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِیکِ یَا فَاطِمَةُ، فَارْتَکَبَ مِنْهَا مَا ارْتَکَبَ.
قَالَ: فَقَطَعَ الْأَکْلَ وَ لَمْ یَزَلْ یَبْکِی حَتَّی ابْتَلَّ مِنْدِیلُهُ وَ لِحْیَتُهُ وَ صَدْرُهُ بِالدُّمُوعِ، 
ثُمَّ قَالَ: یَا بَشَّارُ قُمْ بِنَا إِلَی مَسْجِدِ السَّهْلَةِ 
فَنَدْعُوَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَسْأَلَهُ خَلَاصَ هَذِهِ الْمَرْأَةِ، 
قَالَ: وَ وَجَّهَ بَعْضَ الشِّیعَةِ إِلَی بَابِ السُّلْطَانِ وَ تَقَدَّمَ إِلَیْهِ بِأَنْ لَا یَبْرَحَ إِلَی أَنْ یَأْتِیَهُ رَسُولُهُ فَإِنْ حَدَثَ بِالْمَرْأَةِ حَدَثٌ صَارَ إِلَیْنَا حَیْثُ کُنَّا.
قَالَ: فَصِرْنَا إِلَی مَسْجِدِ السَّهْلَةِ وَ صَلَّی کُلُّ وَاحِدٍ مِنَّا رَکْعَتَیْنِ، 
ثُمَّ رَفَعَ‏ الصَّادِقُ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) یَدَهُ إِلَی السَّمَاءِ وَ قَالَ:
أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ مُبْدِئُ الْخَلْقِ وَ مُعِیدُهُمْ، وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ خَالِقُ الْخَلْقِ وَ رَازِقُهُمْ، وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْقَابِضُ الْبَاسِطُ، وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ وَ بَاعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، أَنْتَ وَارِثُ الْأَرْضِ وَ مَنْ عَلَیْهَا، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَخْزُونِ الْمَکْنُونِ الْحَیِّ الْقَیُّومِ.
وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَالِمُ السِّرِّ وَ أَخْفَی، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی إِذَا دُعِیتَ بِهِ أَجَبْتَ، وَ إِذَا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَیْتَ، وَ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ بِحَقِّهِمُ الَّذِی أَوْجَبْتَهُ عَلَی نَفْسِکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِیَ لِی حَاجَتِی السَّاعَةَ السَّاعَةَ.
یَا سَامِعَ الدُّعَاءِ، یَا سَیِّدَاهْ یَا مَوْلَاهْ یَا غِیَاثَاهْ، أَسْأَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَکَ، أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعَجِّلَ خَلَاصَ هَذِهِ الْمَرْأَةِ، یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ، یَا سَمِیعَ الدُّعَاءِ.
قَالَ: ثُمَّ خَرَّ سَاجِداً لَا أَسْمَعُ مِنْهُ إِلَّا النَّفَسَ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ: قُمْ فَقَدْ أُطْلِقَتِ المَرْأَةُ، قَالَ: فَخَرَجْنَا جَمِیعاً فَبَیْنَمَا نَحْنُ فِی بَعْضِ الطَّرِیقِ إِذْ لَحِقَ بِنَا الرَّجُلُ الَّذِی وَجَّهْنَاهُ إِلَی بَابِ السُّلْطَانِ فَقَالَ لَهُ: مَا الْخَبَرُ، قَالَ: قَدْ أُطْلِقَ عَنْهَا، قَالَ: کَیْفَ کَانَ إِخْرَاجُهَا، قَالَ: لَا أَدْرِی وَ لَکِنَّنِی کُنْتُ وَاقِفاً عَلَی بَابِ السُّلْطَانِ إِذْ خَرَجَ حَاجِبٌ فَدَعَاهَا 
وَ قَالَ لَهَا: مَا الَّذِی تَکَلَّمْتِ بِهِ، 
قَالَتْ: عَثَرْتُ، فَقُلْتُ: لَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِیکِ یَا فَاطِمَةُ فَفَعَلَ بِی مَا فَعَلَ.
قَالَ: فَأَخْرَجَ مِائَتَیْ دِرْهَمٍ وَ قَالَ: خُذِی هَذِهِ وَ اجْعَلِی الْأَمِیرَ فِی حِلٍّ، 
فَأَبَتْ أَنْ تَأْخُذَهَا، فَلَمَّا رَأَی ذَلِکَ مِنْهَا دَخَلَ وَ أَعْلَمْ صَاحِبَهُ بِذَلِکَ 
ثُمَّ خَرَجَ فَقَالَ: انْصَرِفِی إِلَی بَیْتِکِ، فَذَهَبَتْ إِلَی مَنْزِلِهَا، 
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ: أَبَتْ أَنْ تَأْخُذَ الْمِائَتَیْ دِرْهَمٍ، قَالَ: نَعَمْ وَ هِیَ وَ اللَّهِ مُحْتَاجَةٌ إِلَیْهَا، 
قَالَ: فَأَخْرَجَ مِنْ جَیْبِهِ صُرَّةً فِیهَا سَبْعَةُ دَنَانِیرَ وَ قَالَ: اذْهَبْ أَنْتَ بِهَذِهِ إِلَی مَنْزِلِهَا 
فَاقْرَأْهَا مِنِّی السَّلَامَ وَ ادْفَعْ إِلَیْهَا هَذِهِ الدَّنَانِیرَ.
قَالَ: فَذَهَبْنَا جَمِیعاً فَأَقْرَأْنَاهَا مِنْهُ السَّلَامَ، 
فَقَالَتْ: بِاللَّهِ أَقْرَأَنِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّلَامَ، 
فَقُلْتُ لَهَا: رَحِمَکِ اللَّهُ وَ اللَّهِ إِنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ أَقْرَأَکِ السَّلَامَ، 
فَشَهِقَتْ وَ وَقَعَتْ مَغْشِیَّةً عَلَیْهَا، 
قَالَ: فَصَبَرْنَا حَتَّی أَفَاقَتْ وَ قَالَتْ: أَعِدْهَا عَلَیَّ، فَأَعَدْنَا عَلَیْهَا حَتَّی فَعَلَتْ ذَلِکَ ثَلَاثاً،
ثُمَّ قُلْنَا لَهَا: خُذِی هَذَا مَا أَرْسَلَ بِهِ إِلَیْکِ وَ أَبْشِرِی بِذَلِکِ، فَأَخَذَتْهُ مِنَّا 
وَ قَالَتْ: سَلُوهُ أَنْ یَسْتَوْهِبَ أَمَتَهُ مِنَ اللَّهِ (به امام علیه السّلام بگوئید از خدا بخواهد این کنیزش را ببخشد)
فَمَا أَعْرِفُ أَحَداً أَتَوَسَّلُ بِهِ إِلَی اللَّهِ أَکْثَرَ مِنْهُ وَ مِنْ آبَائِهِ وَ أَجْدَادِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ.
قَالَ: فَرَجَعْنَا إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَجَعَلْنَا نُحَدِّثُهُ بِمَا کَانَ مِنْهَا، فَجَعَلَ یَبْکِی وَ یَدْعُو لَهَا (2)
____________________________________
1. عسل‏ الطَّبَرْزَد: یؤخذ من تمر شدید الحلاوة، و هو المعروف بسُکَّر طَبَرْزَد، مُعرّب  «تَبَرْزَذْ». (کتاب الماء، ج‏3، ص: 892)
الطَّبَرْزَذُ: السُّکَّرُ، فَارِسِىٌّ مُعَرَّبٌ، یُریدُ تَبَرْزَدْ بالفارِسِیَّةِ، کأَنَّه نُحِتَ من نَوَاحِیه بالفَأْسِ، (
المحکم و المحیط الأعظم، ج‏9، ص: 123)
(الطبرزد: نوع من التمر سمّی به لشدّة حلاوته تشبیها بالسُّکر الطبرزد)
2. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏97، ص: 441  و مصدر اصلی: المزار الکبیر صفحه 137

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۵ ، ۱۵:۱۵
محمد رضا اعظمی راد
به نام خداوند بخشنده و مهربان
راستی مهربانیِ خدا چگونه است با یک حدیث کوتاه و شیرین در خدمت شما هستیم 
امام صادق (علیه السلام) می‏ فرمایند: که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: 
فرشته طرف راست آدمی بر فرشته طرف چپ حکومت دارد، پس فرشته سمت راستی سرور است و فرشته سمت چپی زیر دست اوست. 
هر گاه بنده‏ ای مرتکب گناه شود فرشته طرف راست به فرشته طرف چپ می گوید شتاب نکن و هفت ساعت او را مهلت بده تا توبه و استغفار کند. 
همین مهلت دادن از رحمت و مهربانی خداست و در ادامه فرشته سمت راستی می گوید: اگر هفت ساعت تمام شد و این بنده گنه کار پشیمان نشد و توبه نکرد گناهش را در پرونده اعمالش بنویس چقدر ‏شرم و حیا این بنده کم است.
نکته های منبرستانی
1. اگر حتی دو نفر با هم خواستیم برویم به سفر یا کاری را شراکتی انجام دهیم حتما یکی رییس باشد.
2. یکی از موارد رحمت و مهربانی گسترده الهی همین مهلت دادن به بندگان برای توبه بعد از گناه است.
3. در عدد هفت اسراری نهفته است. روزهای هفته - طواف- و ...
4. اگر هفت ساعت تمام شد و گناه ثبت شد باز هم فرصت توبه و بازگشت هست ولی قبل از هفت ساعت خیلی توبه راحت تر و بهتر است و اصلا ثبت نمی شود.
5. حیا خیلی صفت خوبی است که اگر در انسان باشد او را از خیلی از گناهان باز می دارد.
متن عربی حدیث:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ، 
عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، 
قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): 
صَاحِبُ الْیَمِینِ أَمِیرٌ عَلَی صَاحِبِ الشِّمَالِ، 
فَإِذَا عَمِلَ الْعَبْدُ السَّیِّئَةَ 
قَالَ صَاحِبُ الْیَمِینِ لِصَاحِبِ الشِّمَالِ: لَا تَعْجَلْ وَ أَنْظِرْهُ سَبْعَ سَاعَاتٍ، 
فَإِنْ مَضَی سَبْعَ سَاعَاتٍ وَ لَمْ یَسْتَغْفِرْ قَالَ: اکْتُبْ، فَمَا أَقَلَّ حَیَاءَ هَذَا الْعَبْدِ!(1)
________________________________________
1. امالی شیخ طوسی صفحه 207

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۵ ، ۱۳:۳۴
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت کاربران عزیز و گرامی یک روایت کوتاه می آوریم و چند نکته ی منبرستانی می آوریم. 
یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) گوید که امام فرمودند: حضرت علیّ بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) می‏ فرمودند: وای به حال کسی که یکی هایش بیشتر از ده تایی هایش باشد. به آن بزرگوار گفتم: منظور شما چیست؟ فرمود: آیا نشنیده‏ ای خدای عزّ و جلّ فرموده: (مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزی‏ إِلَّا مِثْلَها) (1) هر کس عمل نیکی انجام دهد به او ده برابر اجر و ثواب داده شود و هر کس کار بدی انجام دهد فقط به همان اندازه جزا می بیند. 
بنا بر این هر کس که یک کار نیک انجام دهد در نامه عملش ده برابر آن اجر و ثواب نوشته گردد، و هر گاه کسی کار بدی انجام دهد جزا داده نشود مگر به قدر خود آن، پس پناه می‏ بریم به خدا از شخصی که در یک روز ده گناه انجام دهد و یک حسنه نداشته باشد که گناهان او بر ثواب هایش غلبه کند.
نکته های منبرستانی
1. با اینکه خدا این لطف بزرگ را در حق ما کرده که خوبیهایمان را ده برابر می کند و بدی هایمان را همان یکی حساب می نماید باز هم باید دقت کنیم و مواظب باشیم که یکی هایمان بیشتر از ده تایی هایمان نشود.
2. اینکه خداوند کاهای خوبمان را ده برابر می کند و کارهای بدمان را ده برابر نمی کند از لطف بیکرانش است که لطف و رحمتش تمام اشیاء را در بر گرفته است.
3. وقتی خدا قدرتهای زیادی به ابلیس داد حضرت آدم (علیه السلام) هم از خدا درخواست سلاحی بر علیه ابلیس کرد؛ خدا یکی از آن سلاحها را ده برابر کردن خوبی ها قرار داد برای مشاهده ی کامل روایت 
اینجا کلیک کنید.

متن عربی حدیث:
عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ 
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)
قَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یَقُولُ‏ 
وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ‏ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ‏ 
فَقُلْتُ لَهُ وَ کَیْفَ هَذَا 
فَقَالَ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزی‏ إِلَّا مِثْلَها 
فَالْحَسَنَةُ الْوَاحِدَةُ إِذَا عَمِلَهَا کُتِبَتْ لَهُ عَشْراً 
وَ السَّیِّئَةُ الْوَاحِدَةُ إِذَا عَمِلَهَا کُتِبَتْ لَهُ وَاحِدَةً 
فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِمَّنْ یَرْتَکِبُ فِی یَوْمٍ وَاحِدٍ عَشْرَ سَیِّئَاتٍ 
وَ لَا تَکُونُ لَهُ حَسَنَةٌ وَاحِدَةٌ فَتَغْلِبَ حَسَنَاتُهُ سَیِّئَاتِهِ(2).
_________________________________
1. سوره انعام آیه ی 160
2. معانی الاخبار صفحه 248 آمده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۵ ، ۲۳:۱۴
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا
همین نام خدا و ذکر و یاد خداوند پاک و سبحان باعث دوری شیطان می شود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) راههای گوناگونی برای راندن شیطان به اصحاب خود آموختند روزی از روزها به یاران خود فرمودند: 
آیا دوست دارید کارهایی به شما یاد دهم که اگر آنها را بجا انجام دهید شیطان به اندازه ی فاصله مشرق تا مغرب از شما دور شود؟ 
گفتند: بلی یا رسول الله، 
فرمود: روزه روی شیطان را سیاه می‌کند و شیطان را به اندازه بیشترین فاصله از انسان دور می کند 
و صدقه پشتش را می‌شکند و شیطان را می راند
و دوستی در راه خدا و همکاری بر انجام عمل صالح شیطان را ریشه کن می‌سازد 
و استغفار شاهرگ قلب شیطان را قطع می‌کند.
و هر چیزی را زکاتی است، و زکات بدن‌ها روزه است.

نکته های منبرستانی
1. دور بودن شیطان همیشه مطلوب است و در روایت خانه های قرآنی آمده است که یکی از ویژگیهای خانه ای که در آن قرآن می خوانند دور بودن شیطان است و یکی از ویژگی های خانه هایی که در آن قرآن نمی خوانند نزدیک بودن شیطان است.
2. مشرق تا مغرب یعنی بیشترین فاصله
3. ابلیس از کارهای خوب ما آزرده خاطر و از کاهای بد ما خوشحال می شود درست بر عکس امام زمان (عجل الله فرجه)
4. چون که توبه و استغفار یکی از اسلحه های انسان بر علیه شیطان است و این اسلحه را طبق روایت سلاحهای انسان بر علیه شیطان خداوند به فرزندان آدم عطا کرده توبه و استغفار بیشترین تاثیر را بر ابلیس می گذارد و تمام رشته هایش را پنبه می کند.
5. هر چیزی زکات دارد و زکات بدن روزه است و زکات دانش و علم یاد دادن به دیگران و دریغ نکردن از دیگران است.

متن عربی حدیث

أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله)

قَالَ لِأَصْحَابِهِ أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِشَیْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ فَعَلْتُمُوهُ
تَبَاعَدَ الشَّیْطَانُ مِنْکُمْ کَمَا تَبَاعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِبِ
قَالُوا بَلَی
قَالَ الصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ
وَ الصَّدَقَةُ تَکْسِرُ ظَهْرَهُ
وَ الْحُبُّ فِی اللَّهِ وَ الْمُوَازَرَةُ عَلَی الْعَمَلِ الصَّالِحِ یَقْطَعُ دَابِرَهُ
وَ الِاسْتِغْفَارُ یَقْطَعُ وَتِینَهُ‏
وَ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ زَکَاةٌ وَ زَکَاةُ الْأَبْدَانِ الصِّیَامُ. (1)
__________________________________

1. اصول کافی؛ جلد 4 ؛ صفحه 62

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۵ ، ۱۳:۱۶
محمد رضا اعظمی راد

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) شخصی بود به نام مِسمَع بصری.

امـام صـادق (علیه‌السّلام) به او فرمودند:

ای مسمع :تو از اهـل عـراق هستی،

آیا به زیـارت قبـر امـام حسـین (علیه‌السّلام) می ‏روی؟ گـفـتـم: خـیـر،

مـن نـزد اهـل بصـره، مـردی مـشـهـور هستـم و نـزد ما کـسانـی هـستـنـد

کـه خواسته‌ی این خلیفه را طالب بوده و دشمنـان ما از گـروه ناصبی‏ها و دیـگران زیـاد هستند 

و من در امـان نیـستـم از اینکه حال من را نزد خلیفه گزارش کنند.

در نتیجه او با من کاری کند که مایه‌ی عبرت دیگران گردد به همین خاطر به زیارت آن حضرت نمی ‏روم.

حضرت به من فرمودند: آیا یاد می‏ کنی مصائبی را که برای آن جنـاب فراهم کرده

و آزار و اذیت‏هائی که به حضرتش روا داشتند؟ عرض کردم: بلی. حضرت فرمودند: آیا گریه می کنی؟

عرض کردم: بلی به خدا قسم و به خاطر یاد کردن مصائب آن بزرگوار اشک می‌ریزم

و چنان غمگین و حزین می ‏شوم که اهل و عیالم اثر آن را در من مشاهده می‏کنند

و چنان حالم دگرگون می‏ شود که از خوردن طعام و غذا امتناع نموده و نشانه های حزن و اندوه

در صورتم نمایان می‏ گردد. حضرت فرمودند: خدا رحمت کند اشکهای تو را

(یعنی خدا به خاطر این اشک‏ها تو را رحمت‏ نماید) بدان قطعاً تو از کسانی محسوب می ‏شوی

که به خاطر ما گریه نموده و به واسطه سرور و فرح ما مسرور گشته و به خاطر حزن ما محزون گردیده اند.

توجه داشته باش حتما هنگام مرگ اجدادم را بالای سرت خواهی دید

که به ملک الموت سفارش تو را خواهند نمود و بشارتی که به تو خواهند داد برتر و بالاتر از هر چیزی است

و خواهی دید که ملک الموت از مادر مهربان به فرزندش به تو مهربان‏تر و رحیم‏تر خواهد بود.

مسمع می‏ گوید:

سپس حضرت گریستند و اشگهای مبارکشان جاری شد و من نیز با آن جناب اشگ ریختم.

بعد از گریه فرمودند: ای مسمع توجّه داشته باش که هیچ کس به خاطر ترحم به ما

و به جهت مصائبی که بر ما وارد شده گریه نمی‏‌کند مگر آنکه قبل از آمدن اشگ از چشمش حق تعالی

او را رحمت خواهد نمود و وقتی اشک‏ها بر گونه‌‏هایش جاری گشت

اگر یک قطره از آن اشک‌های با ارزش در جهنّم بیفتد حرارت و آتش آن را خاموش و آرام می ‏کند

تا اینکه برای آن حرارتی پیدا نمی‌‏شود.

متن عربی حدیث

عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکٍ الْبَصْرِیِّ
قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السّلام) یَا مِسْمَعُ أَنْتَ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ أَ مَا تَأْتِی قَبْرَ الْحُسَیْنِ (علیه‌السّلام)
قُلْتُ لَا أَنَا رَجُلٌ مَشْهُورٌ عِنْدَ أَهْلِ الْبَصْرَةِ وَ عِنْدَنَا مَنْ یَتَّبِعُ هَوَی هَذَا الْخَلِیفَةِ
وَ عَدُوُّنَا کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ القَبَائِلِ مِنَ النُّصَّابِ وَ غَیْرِهِمْ وَ لَسْتُ آمَنُهُمْ أَنْ یَرْفَعُوا حَالِی عِنْدَ خلیفه فَیُمَثِّلُونَ بِی
قَالَ لِی أَ فَمَا تَذْکُرُ مَا صُنِعَ بِهِ؟
قُلْتُ نَعَمْ
قَالَ فَتَجْزَعُ ؟
قُلْتُ إِی وَ اللَّهِ وَ أَسْتَعْبِرُ لِذَلِکَ حَتَّی یَرَی أَهْلِی أَثَرَ ذَلِکَ عَلَیَّ فَأَمْتَنِعُ مِنَ الطَّعَامِ حَتَّی‏ یَسْتَبِینَ‏ ذَلِکَ‏ فِی‏ وَجْهِی‏
قَالَ رَحِمَ اللَّهُ دَمْعَتَکَ أَمَا إِنَّکَ مِنَ الَّذِینَ یُعَدُّونَ مِنْ أَهْلِ الْجَزَعِ لَنَا وَ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا
أَمَا إِنَّکَ سَتَرَی عِنْدَ مَوْتِکَ حُضُورَ آبَائِی لَکَ وَ وَصِیَّتَهُمْ مَلَکَ الْمَوْتِ بِکَ
وَ لَمَلَکُ الْمَوْتِ أَرَقُّ عَلَیْکَ وَ أَشَدُّ رَحْمَةً لَکَ مِنَ الْأُمِّ الشَّفِیقَةِ عَلَی وَلَدِهَا
قَالَ ثُمَّ اسْتَعْبَرَ وَ اسْتَعْبَرْتُ مَعَهُ
فَقَالَ... وَ مَا بَکَی أَحَدٌ رَحْمَةً لَنَا وَ لِمَا لَقِینَا إِلَّا رَحِمَهُ اللَّهُ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ الدَّمْعَةُ مِنْ عَیْنِهِ
فَإِذَا سَالَتْ دُمُوعُهُ عَلَی خَدِّهِ فَلَوْ أَنَّ قَطْرَةً مِنْ دُمُوعِهِ سَقَطَتْ فِی جَهَنَّمَ لَأَطْفَأَتْ حَرَّهَا
حَتَّی لَا یُوجَدَ لَهَا حَرٌّ (1)

--------------------------------------------------
1. این روایت در کتاب معتبرِ (کامل الزیارات) صفحه 101 آمده است.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۵ ، ۰۹:۴۳
محمد رضا اعظمی راد

به نام خالق پرهیزکاران

مُفَضَّل، یکی از یاران با وفای امام صادق (علیه السلام) بود. او چنین نقل می کند که: روزی از روزها خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که موضوع اعمال و رفتار انسانها مطرح شد. 

من گفتم: عمل من چه اندازه کم و ضعیف است؟! 

حضرت فرمود: خاموش باش و از خدا آمرزش بخواه، 

آنگاه فرمود: عمل کم با تقوی بهتر از عمل بسیار بدون تقوی است.

عرض کردم: منظور شما از «عمل بسیار بدون ‏تقوی» چیست؟ 

فرمود: آری مانند مردی که از غذای خود به مردم می خوراند و با همسایگانش مهربانی می کند و در خانه‏اش باز است، 

ولی چون دردی از حرام برویش باز شود وارد آن می­شود این است عمل بدون تقوی. 

و شخص دیگری هست که اینها را ندارد، ولی چون در حرامی برویش 

باز شود وارد آن نمی­شود و از حرام پرهیز می کند و این شخص دوم نزد خدا بسیار با  ارزشتر است.

نکات منبرستانی

1. تقوی و دوری از گناه به اعمال کم انسان ارزش فوق العادة می دهد.

2. انسانهایی که خیرات زیاد نمی کنند را دست کم نگیریم شاید تقوی داشته باشند و نزد خدا از خیلی دیگر از بندگان محبوبتر باشند.

متن عربی حدیث

عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: 

کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَذَکَرْنَا الْأَعْمَالَ 

فَقُلْتُ أَنَا مَا أَضْعَفَ عَمَلِی 

فَقَالَ مَهْ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ 

ثُمَّ قَالَ لِی 

إِنَّ قَلِیلَ الْعَمَلِ مَعَ التَّقْوَی خَیْرٌ مِنْ کَثِیرِ الْعَمَلِ بِلَا تَقْوَی 

قُلْتُ کَیْفَ یَکُونُ کَثِیرٌ بِلَا تَقْوَی 

قَالَ نَعَمْ مِثْلُ الرَّجُلِ یُطْعِمُ طَعَامَهُ وَ یَرْفُقُ جِیرَانَهُ وَ یُوَطِّئُ رَحْلَهُ فَإِذَا ارْتَفَعَ لَهُ الْبَابُ مِنَ الْحَرَامِ دَخَلَ فِیهِ فَهَذَا الْعَمَلُ بِلَا تَقْوَی 

وَ یَکُونُ الْآخَرُ لَیْسَ عِنْدَهُ 

فَإِذَا ارْتَفَعَ لَهُ الْبَابُ مِنَ الْحَرَامِ لَمْ یَدْخُلْ فِیهِ.(1)

-------------------------------------------------------------

1. اصول کافی جلد 2 صفحه 76

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۵ ، ۱۱:۳۷
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا

حالـیـا مصـلـحت وقت در آن مـی‌بیـنـم                  که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام مـی گیرم و از اهـل ریــا دور شوم                 یـعنـی از اهــل جـهـان پـاکـدلـی بـگـزیـنــم

جز صــراحـــی و کــتـابم نبود یار و ندیم                 تـا حـریــفـان دغـا را بـه جـهـان کـم بـیـنـم

سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو                 گر دهد دست کـه دامـن ز خسان درچیـنـم

بس که در خرقه آلوده زدم لاف صـــلاح                شـرمـسـار از رخ ســاقـی و مــی رنـگـیـنـم

سینه تنگ من و بـــــار غم او هیهـــات                 مرد ایـن بار گـران نـیـسـت دل مـسـکـیـنـم

من اگر رند خـراباتـــم و گر زاهـــد شهر                این مـتـاعـم که هـمـی‌بـیـنـی و کـمـتر زینم

بنــده آصـف عـهـدم دلـــم از راه مـبـــر                 کـه اگـر دم زنــم از چـرخ بــخــواهـد کـیـنـم

بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسنـــد                کــه مـکــدر شـود آیـیــنـه مــهــر آیـــیـــنــم

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۵ ، ۰۵:۴۲
محمد رضا اعظمی راد

به نام پناه بی پناهان

در زمان امام صادق (علیه السلام) سلطان ستمگری بر عراق حکومت می کرد به نام «ابن هُبَیره». او خدمتکاری داشت که نامش رُفَید بود. رفید این ماجرا را تعریف کرده که روزی از روزها «ابن هبیره» بر من غضب کرد و قسم خورد که مرا بکشد من از او گریختم و به سمت شهر مدینه رفتم و به امام صادق (علیه السلام) پناهنده شدم و گزارش خود را به حضرت بیان کردم، امام به من فرمودند: برو و سلام من را به او برسان و به او بگو: من غلامت رفید را پناه دادم، مبادا آسیبی به او برسانی، به حضرت گفتم: قربانت گردم او اهل شام است و عقیده پلیدی دارد و رحم نمی کند، فرمود: چنان که به تو می‌گویم نزدش برو، من به راه افتادم ولی قلبم آرام نمی گرفت ناگهان در بیابانی مرد عربی به من رو آورد و گفت کجا میروی؟
من مرگ را در چهره ی تو می بینم، تا این جمله را گفت نگرانی من بیشتر شد.
آنگاه گفت: دستت را بیرون بیاور، چون بیرون آوردم، گفت: دست مردیست که به سوی مرگ می رود،
سپس گفت: پایت را نشان ده، چون نشان دادم، گفت پای مردیست که کشته می‏شود،
باز گفت: تنت را ببینم، چون تنم را دید. گفت: تن مردیست که کشته شود
آنگاه گفت: زبانت را بیرون کن، چون بیرون آوردم، گفت: برو که باکی بر تو نیست،
زیرا بر زبان‏ تو پیغامی است که اگر آن را به کوههای استوار برسانی، مطیع تو شوند.با این کلامش آرامشی در قلبم ایجاد شد و کم کم به خانه ابن هبیره نزدیک شدم و اجازه خواستم، چون وارد شدم:
گفت: خیانتکار، با پای خود نزد تو آمد.
غلام! زود سفره چرمی و شمشیر را بیاور، و دستور داد شانه و سر مرا بستند و جلاد بالای سرم ایستاد تا گردنم را بزند.
من گفتم: ای امیر! تو که

با جبر و زور، بر من دست نیافتی، بلکه با پای خود پیش تو آمده ام، من پیغامی دارم که باید بگویم،
سپس خود دانی، گفت بگو: گفتم مجلس را خلوت کن، او به حاضرین دستور داد بیرون رفتند،
گفتم: جعفر بن محمد الصادق به تو سلام رساند و گفت: من غلامت رفید را پناه دادم، مبادا با خشم خود به او آسیبی برسانی،
گفت: تو را به خدا جعفر بن محمد به تو چنین گفت و به من سلام رسانید؟! من سوگند خوردم، او تا سه بار سخنش را تکرار کرد.
سپس شانه‏ های مرا باز کرد و گفت، من به این قناعت نمی‌کنم و از تو خرسند نمی‌شوم، جز اینکه همان کار که با تو کردم با من بکنی،
گفتم: من نمی توانم این کار را بکنم و به خود اجازه نمیدهم، گفت:
به خدا که من جز به آن قانع نشوم، پس من هم چنان که بسرم آورد، بسرش آوردم، و بازش کردم،
او خاتم خود را به من داد و گفت: تو اختیار دار کارهای من هستی، هر گونه خواهی رفتار کن.
این است جایگاه کسی که به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) پناه ببرد.
نکات منبرستانی
1- حتی یک بیابانگرد هم ممکن است چشم بصیرت داشته باشد. دیده ای خواهم به باشد شه شناس تا شناسد شاه را در هر لباس
2- پناه بردن به اهل بیت انسان را از غلامی به پادشاهی می رساند.
3- ما هم در زمان خودمان باید به امام زمان پناه ببریم.

عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ رُفَیْدٍ مَوْلَی یَزِیدَ بْنِ عَمْرِو بْنِ هُبَیْرَةَ قَالَ:
سَخِطَ عَلَیَّ ابْنُ هُبَیْرَ

ةَ وَ حَلَفَ عَلَیَّ لَیَقْتُلُنِی فَهَرَبْتُ مِنْهُ
وَ عُذْتُ بِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام
فَأَعْلَمْتُهُ خَبَرِی فَقَالَ لِیَ انْصَرِفْ وَ أَقْرِئْهُ مِنِّی السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُ إِنِّی قَدْ آجَرْتُ عَلَیْکَ مَوْلَاکَ- رُفَیْداً فَلَا تَهِجْهُ بِسُوءٍ
فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ شَامِیٌّ خَبِیثُ الرَّأْیِ
فَقَالَ اذْهَبْ إِلَیْهِ کَمَا أَقُولُ لَکَ فَأَقْبَلْتُ فَلَمَّا کُنْتُ فِی بَعْضِ الْبَوَادِی اسْتَقْبَلَنِی أَعْرَابِیٌّ
فَقَالَ أَیْنَ تَذْهَبُ إِنِّی أَرَی وَجْهَ مَقْتُولٍ
ثُمَّ قَالَ لِی أَخْرِجْ یَدَکَ فَفَعَلْتُ فَقَالَ یَدُ مَقْتُولٍ
ثُمَّ قَالَ لِی أَبْرِزْ رِجْلَکَ فَأَبْرَزْتُ رِجْلِی فَقَالَ رِجْلُ مَقْتُولٍ
ثُمَّ قَالَ لِی أَبْرِزْ جَسَدَکَ فَفَعَلْتُ فَقَالَ جَسَدُ مَقْتُولٍ
ثُمَّ قَالَ لِی أَخْرِجْ لِسَانَکَ فَفَعَلْتُ فَقَالَ لِیَ امْضِ فَلَا بَأْسَ عَلَیْکَ فَإِنَّ فِی لِسَانِکَ رِسَالَةً لَوْ أَتَیْتَ بِهَا الْجِبَالَ الرَّوَاسِیَ لَانْقَادَتْ لَکَ
قَالَ فَجِئْتُ حَتَّی وَقَفْتُ عَلَی بَابِ ابْنِ هُبَیْرَةَ فَاسْتَأْذَنْتُ فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَیْهِ
قَالَ أَتَتْکَ بِحَائِنٍ رِجْلَاهُ یَا غُلَامُ النَّطْعَ وَ السَّیْفَ ثُمَّ أَمَرَ بِی فَکُتِّفْتُ وَ شُدَّ رَأْسِی وَ قَامَ عَلَیَّ السَّیَّافُ لِیَضْرِبَ عُنُقِی
فَقُلْتُ أَیُّهَا الْأَمِیرُ لَمْ تَظْفَرْ بِی عَنْوَةً وَ إِنَّمَا جِئْتُکَ مِنْ ذَاتِ نَفْسِی وَ هَاهُنَا أَمْرٌ أَذْکُرُهُ لَکَ ثُمَّ أَنْتَ وَ شَأْنَکَ
فَقَالَ قُلْ فَقُلْتُ أَخْلِنِی فَأَمَرَ مَنْ حَضَرَ فَخَرَجُوا فَقُلْتُ لَهُ
جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ قَدْ آجَرْتُ عَلَیْکَ مَوْلَاکَ رُفَیْداً فَلَا تَهِجْهُ بِسُوءٍ
فَقَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ قَالَ لَکَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ هَذِهِ الْمَقَالَةَ وَ أَقْرَأَنِی السَّلَامَ فَحَلَفْتُ لَهُ فَرَدَّهَا عَلَیَّ ثَلَاثاً
ثُمَّ حَلَّ أَکْتَافِی ثُمَّ قَالَ لَا یُقْنِعُ

نِی مِنْکَ حَتَّی تَفْعَلَ بِی مَا فَعَلْتُ بِکَ قُلْتُ مَا تَنْطَلِقُ یَدِی بِذَاکَ وَ لَا تَطِیبُ بِهِ نَفْسِی فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا یُقْنِعُنِی إِلَّا ذَاکَ فَفَعَلْتُ بِهِ کَمَا فَعَلَ بِی وَ أَطْلَقْتُهُ
فَنَاوَلَنِی خَاتَمَهُ وَ قَالَ أُمُورِی فِی یَدِکَ فَدَبِّرْ فِیهَا مَا شِئْتَ.(1)

--------------------------------------------------------

1. اصول کافی جلد 1 صفحه 473



۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۵ ، ۱۱:۴۴
محمد رضا اعظمی راد