منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت کاربران عزیز
در مطالب این سایت
اول متن سخنرانی کوتاه مذهبی آمده
دوم نکات منبرستانی در مورد آن حدیث آمده
سوم متن عربی حدیث و سند آن آورده شده
چهارم فایل صوتی تصویری حدیث با اجرای خود حقیر آورده شده است و تصویر متناسب با روایت روی فایل ویدئویی قرار داده شده است
اگر برای هر یک از مطالب این سایت عنوان مناسبتر یا کلید واژه و یا موضوع مناسبتر یا نکته منبرستانی دقیقتر یا تصویری مناسبتر یا شعر یا ضرب المثلی متناسب با مطلب یافتید حتما در نظرات بنویسید و اگر تجربه سخنرانی دارید دریغ نفرمایید.
من خیلی خوشحال می شوم که از من انتقاد کنید چون انتقاد باعث پیشرفت است لذا یک سربرگ را به انتقاد و پیشنهاد اختصاص دادم ضمنا حقیر هیچ ادعایی در مورد سخنرانی ندارم. خواهشمندم آزادانه نقد کنید.

نویسندگان
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

آخرین مطالب

۶ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

ابو عبد اللَّه صادق (ع) به راوی گفت:

با هر کس مواجه شدى و فکر کردى که از من اطاعت مى‏کند

و سخن مرا مى‏شنود،

سلام مرا برسان و بگو من سفارش مى‏کنم

که از خداى عز و جل بپرهیزید،

در دین خود پارسا باشید،

در بندگى و طاعت خدا تلاش کنید،

سخن را درست و راستا نقل کنید،

در اداى امانت امین و با وفا باشید،

سجده‏ها را طولانى کنید، حق همسایگان را به نیکى بشناسید که رسول خدا با این برنامه‏‌ها مبعوث شد.

هر کس که شما را امین دانست و امانتى به شما سپرد، امانت او را باز پس دهید،

چه نیکوکار باشد و چه بد کار باشد.

رسول خدا دستور اکید مى‏داد که حتى نخ و سوزن را به صاحبش بازگردانند.

به فامیل خود برسید،

در مراسم تشییع جنازه ی آنان (یعنی اهل سنت) شرکت کنید ،

از بیمارانشان دلجوئى نمائید،

حق مردم را ادا کنید.

هر یک از شما که در دین خود پارسا و راستگو و امین و خوش اخلاق باشد

مردم با شگفتى مى‏گویند:

این مرد مذهب جعفرى دارد،

و این مایه سرور و شادمانى من است

و اگر بر خلاف این برنامه رفتار کند، نکوهش و عار آن به من مى‏رسد که با مسخره و استهزا مى‏ گویند:

افتضاى مذهب جعفرى بهتر از این نیست.

بخدا سوگند پدرم مى‏گفت که پیش از این اگر در میان یک قبیله یک تن از شیعیان علىّ بود همان یک تن افتخار قبیله محسوب مى‌‏شد

و در امانت دارى، حق‏شناسى، راستگوئى یک فرد نمونه بود.

همه او را وصى خود مى‏‌کردند و امانات خود را به او مى‏‌سپردند

و از هر کس سؤال مى‌‏کردى که فلانى چگونه آدمى است؟

مى‌‏گفت که او مثل و مانند ندارد، او در امانت دارى و راستگوئى بر همه ما مقدم است.

أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً

عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَبِی أُسَامَةَ زَیْدٍ الشَّحَّامِ

قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام)‏

اقْرَأْ عَلَى مَنْ تَرَى أَنَّهُ یُطِیعُنِی مِنْهُمْ وَ یَأْخُذُ بِقَوْلِیَ السَّلَامَ

وَ أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ

وَ الْوَرَعِ فِی دِینِکُمْ

وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ

وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ

وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ

وَ طُولِ السُّجُودِ

وَ حُسْنِ الْجِوَارِ

فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَیْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً

فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) 

کَانَ یَأْمُرُ بِأَدَاءِ الْخَیْطِ وَ الْمِخْیَطِ 

صِلُوا عَشَائِرَکُمْ

وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ

وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ

وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ

فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ

وَ صَدَقَ الْحَدِیثَ

وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ

وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ

قِیلَ هَذَا جَعْفَرِیٌّ

فَیَسُرُّنِی‏ ذَلِکَ‏

وَ یَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ

وَ إِذَا کَانَ عَلَى غَیْرِ ذَلِکَ

دَخَلَ عَلَیَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ

فَوَ اللَّهِ لَحَدَّثَنِی أَبِی (علیه‌السلام)‏

أَنَّ الرَّجُلَ کَانَ یَکُونُ فِی الْقَبِیلَةِ مِنْ شِیعَةِ عَلِیٍّ (علیه‌السلام)‏ فَیَکُونُ زَیْنَهَا

آدَاهُمْ لِلْأَمَانَةِ

وَ أَقْضَاهُمْ لِلْحُقُوقِ

وَ أَصْدَقَهُمْ لِلْحَدِیثِ إِلَیْهِ

وَصَایَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ

تُسْأَلُ الْعَشِیرَةُ عَنْهُ فَتَقُولُ مَنْ مِثْلُ فُلَانٍ

إِنَّهُ لآَدَانَا لِلْأَمَانَةِ وَ أَصْدَقُنَا لِلْحَدِیثِ.

____________________________________

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 636

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۱۰:۵۳
محمد رضا اعظمی راد
-امام حسن عسگرى علیه السّلام به شیعیانش فرمود:
شما را سفارش مى‌کنم به:
رعایت تقواى الهى،پیشه کردن پارسایى در دین خود،
کوشش بسیار براى خدا،
راستگویى،
امانت پردازى به کسى که چیزى به شما سپرده خواه نیکوکار باشد و خواه بدکار،
انجام سجده‌هاى طولانى
و خوش همسایگى که محمّد صلّى اللّٰه علیه و آله بدین روش آمده؛
[باز هم سفارش مى‌کنم به اینکه:]در میان قبیله و عشیره‌هایشان نماز گزارید،
در تشییع جنازه‌هایشان حضور یابید،
از بیمارانشان عیادت نمایید
و حقوقشان را بپردازید؛
زیرا هر یک از شما که در دینش پارسا و در گفتارش راستگو باشد
و امانت مردم را بپردازد
و با آنان خوش اخلاقى نماید،
در این صورت گویند:
این یک شیعه است!
من از شنیدن آن جمله شادمان مى‌شوم.
از خدا پروا نمایید
و زینت[و مایۀ سرافرازى ما]باشید
نه مایۀ زشتى[و سرافکندگى]،
همۀ دوستى را به سوى ما بکشانید
و هر زشتى را از ما دور نمایید؛
زیرا هر خوبى که در حقّ‌ ما گفته آید ما شایستگى آن را داریم
و هر بدى که در بارۀ ما بر زبان آید ما چنان نیستم.
ما را در کتاب خدا حقّى است
و با رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله خویشاوندى است
و خداوند ما را پاک شمرده
و هیچ کس غیر از ما نمى‌تواند ادّعاى چنین مقامى را نماید
مگر اینکه دروغ پرداز باشد.
بسیار یاد خدا و یاد مرگ نمایید
و بسیار به تلاوت قرآن پردازید
و صلوات بر پیامبر صلّى اللّٰه علیه و آله فرستید؛
زیرا صلوات بر رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله ده حسنه دارد.
آنچه را به شما سفارش کردم در حفظ‍‌ آن بکوشید،
شما را به خدا مى‌سپارم و به شما درود مى‌گویم
وَ قَالَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ لِشِیعَتِهِ : 
أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ اَلْوَرَعِ فِی دِینِکُمْ
وَ اَلاِجْتِهَادِ لِلَّهِ
وَ صِدْقِ اَلْحَدِیثِ
وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ إِلَى مَنِ اِئْتَمَنَکُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ
وَ طُولِ اَلسُّجُودِ
وَ حُسْنِ اَلْجِوَارِ
فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ 
صَلُّوا فِی عَشَائِرِهِمْ
وَ اِشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ
وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ
وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ
فَإِنَّ اَلرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذَا وَرِعَ فِی دِینِهِ
وَ صَدَقَ فِی حَدِیثِهِ
وَ أَدَّى اَلْأَمَانَةَ
وَ حَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ اَلنَّاسِ
قِیلَ هَذَا شِیعِیٌّ 
فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ اِتَّقُوا اَللَّهَ
وَ کُونُوا زَیْناً
وَ لاَ تَکُونُوا شَیْناً
جُرُّوا إِلَیْنَا کُلَّ مَوَدَّةٍ
وَ اِدْفَعُوا عَنَّا کُلَّ قَبِیحٍ فَإِنَّهُ
مَا قِیلَ فِینَا مِنْ حُسْنٍ فَنَحْنُ أَهْلُهُ
وَ مَا قِیلَ فِینَا مِنْ سُوءٍ فَمَا نَحْنُ کَذَلِکَ
لَنَا حَقٌّ فِی کِتَابِ اَللَّهِ 
وَ قَرَابَةٌ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ 
وَ تَطْهِیرٌ مِنَ اَللَّهِ لاَ یَدَّعِیهِ أَحَدٌ غَیْرُنَا إِلاَّ کَذَّابٌ
أَکْثِرُوا ذِکْرَ اَللَّهِ
وَ ذِکْرَ اَلْمَوْتِ
وَ تِلاَوَةَ اَلْقُرْآنِ 
وَ اَلصَّلاَةَ عَلَى اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ 
فَإِنَّ اَلصَّلاَةَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ
اِحْفَظُوا مَا وَصَّیْتُکُمْ بِهِ
وَ أَسْتَوْدِعُکُمُ اَللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْکُمُ اَلسَّلاَمَ .
___________________________
تحف العقول
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۰۶:۴۰
محمد رضا اعظمی راد

یک روز پیغمبر معظم اسلام صلى اللَّه علیه و آله پس از خواندن نماز عصر در میان محراب عبادت نشست و مردم در اطراف آن بزرگوار نشستند.

در آن هنگام پیر مردى از مهاجرین عرب که لباسهاى کهنه‏اى پوشیده بود و از شدت ضعف و پیرى نمى‏توانست خویشتن را نگاهدارى نماید بحضور آن حضرت وارد شد، پیامبر مهربان اسلام متوجه وى گردید و از حال او جویا شد.

پیر مرد گفت: یا محمّد! من گرسنه‏ام، غذا بمن بده، برهنه‏ام، لباس میخواهم‏

تهیدست میباشم، مرا بى‏نیاز گردان! پیغمبر خدا فرمود: من که چیزى ندارم بتو عطا کنم ولى در عین حال.

الدال على الخیر کفاعله یعنى راهنماى خیر نظیر عامل خیر میباشد، برخیز بجانب خانه آن کسى برو که خدا و رسول را دوست دارد، خدا و رسول هم وى را دوست دارند، آن کسى که خدا را بر خویشتن مقدم میدارد، برو بجانب حجره فاطمه، حجره فاطمه اطهر با آن حجره‏اى که پیامبر اسلام جداگانه براى خود انتخاب کرده بود متصل بود.

رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله ببلال فرمود: برخیز و این اعرابى را بر در خانه فاطمه ببر، اعرابی با بلال هم راه شد، موقعى که بر در خانه فاطمه اطهر رسید با صداى بلند گفت:

السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و مختلف الملائکة و مهبط جبرئیل الروح الامین بالتنزیل من عند رب العالمین.

فاطمه اطهر فرمود: و علیک السلام، تو کیستى؟ گفت: من پیرمردى از عرب هستم که از راه دور بسوى پدر تو آمده‏ام، اى دختر حضرت محمّد! من برهنه‏ام، گرسنه‏ام، با من همراهى کن، خدا تو را رحمت کند، آن موقع مدت سه روز بود که پیغمبر اعظم اسلام با حضرت على و فاطمه زهرا غذا نخورده بودند و رسول خدا از حال على و زهراء علیهما السّلام آگاه بود.

فاطمه زهرا علیها السّلام آن پوست گوسفندى را که حضرت حسنین علیهما السّلام روى آن میخوابیدند برداشت و به اعرابى عطا نمود و باو گفت: بگیر شاید خداى توانا بهتر از این را هم بتو عطا فرماید.

اعرابى گفت: اى دختر حضرت محمّد! من از گرسنگى بتو شکایت میکنم، تو یک پوست گوسفند بمن عطا میکنی، من این پوست را با این گرسنگى که دچارم شده‏

براى چه میخواهم!؟ راوى میگوید: وقتى حضرت زهراء این سخن را از اعرابى شنید گردن‏بند خویشتن را که فاطمه دختر حمزة بن عبد المطلب بعنوان هدیه برایش آورده بود از گردن خود باز کرد و باعرابى عطا نمود و گفت: این گردنبند را بگیر و بفروش، شاید. خداى مهربان بهتر از این را بتو عطا فرماید.

اعرابى پس از اینکه آن گردنبند را گرفت متوجه مسجد پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله شد. پیغمبر خدا در میان اصحاب نشسته بود. اعرابى گفت: یا رسول اللَّه! این گردن- بند را دخترت فاطمه بمن عطا کرد و گفت: این گردنبند را بفروش، شاید خدا بتو مرحمتى بفرماید.

پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله پس از اینکه گریان شد فرمود: چگونه خدا بتو مرحمتى نفرماید در صورتى که فاطمه دختر حضرت محمّد بزرگترین دختران حضرت آدم این گردنبند را بتو عطا کرده است! عمار بن یاسر بر خاست و گفت: یا رسول اللَّه! آیا اجازه میفرمائى من این گردنبند را بخرم؟ فرمود: بخر. اگر ثقلین در خریدن این گردنبند شرکت کنند خدا آنان را بآتش عذاب نخواهد کرد.

عمار گفت: اى اعرابى این گردنبند را چند میفروشى؟ گفت: به یک شکم نان و گوشت و یک برد (بضم باء) یمانى که عورت خود را بوسیله آن بپوشانم و با آن براى خدا نماز بخوانم و یک دینار که مرا باهل و عیال برساند.

عمار سهم غنیمت خیبر را که رسول خدا بوى عطا کرده بود فروخته و چیزى از برایش نمانده بود گفت: مبلغ بیست دینار و دویست درهم هجریه و یک برد یمانى و شتر راهوار خودم را که تو را بوطن برساند و یک شکم نان گندم و گوشت بتو میدهم. اعرابى گفت: اى مرد! تو چقدر باسخاوتى!! عمار او را برد و آنچه را که وعده داده بود بوى پرداخت.

وقتى اعرابى متوجه رسول خدا شد آن حضرت بوى فرمود: آیا سیر شدى؟

آیا بدن برهنه‏ات پوشیده شد؟ گفت: آرى، پدر و مادرم بفداى تو، من بى‏نیاز گردیدم.

رسول خدا به اعرابى فرمود: اکنون نسبت به این عطاى فاطمه جبران و تلافی کن! اعرابى گفت: پروردگارا، تو خدائى هستى ازلى، ما غیر از تو را نمى‏پرستیم تو از هر جهت رازق ما میباشى، بار خدایا بفاطمه اطهر عطائى کن که چشمى ندیده باشد و گوشى نشنیده باشد.

پیغمبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله پس از اینکه آمین گفت متوجه اصحاب خویشتن شد و فرمود: خدا این دعا را در دنیا در حق فاطمه زهراء مستجاب نمود، زیرا من پدر فاطمه هستم که احدى نظیر من نیست.

على شوهر فاطمه میباشد که اگر على نبود همسر و همانندى ابدا براى فاطمه اطهر نبود، خدا حسنین را بفاطمه زهرا عطا کرده که نظیر ایشان در عالم وجود ندارد؛ حسنین بزرگ سبطهاى پیامبران و بزرگ جوانان اهل بهشت هستند آنگاه آن حضرت بمقداد و عمار و سلمان که در مقابلش بودند گفت: آیا میخواهید بیش از این براى شما بگویم؟ گفتند: آرى یا رسول اللَّه.

رسول اعظم فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: هنگامى که فاطمه اطهر رحلت نماید و دفن شود و ملک در قبر از وى سؤال میکنند و میگویند: پروردگار تو کیست او خواهد گفت: پروردگار من خدا است. باو میگویند: پیغمبر تو کیست؟

میگوید: پدرم، بوى میگویند: ولی تو کیست؟ میگوید: همین علی بن ابى طالب که بر لب قبرم ایستاده است.

رسول خدا اضافه کرد و گفت: متوجه باشید تا بیش از این از فضائل فاطمه براى شما بگویم، خداى مهربان گروهى از ملائکه را مأمور نموده که فاطمه را از جلو، عقب، راست و چپ حفظ نمایند، این ملائکه که در زمان حیات فاطمه و نزد قبر او و موقع رحلت وى با او میباشند صلوات فراوانى بفاطمه و پدر و شوهر

و فرزندانش میفرستند.

کسى که مرا پس از فوت زیارت نماید گویا: مرا در زمان حیات زیارت کرده باشد، کسى که فاطمه را زیارت کند مانند این است که مرا زیارت کرده باشد، کسى که علی بن ابى طالب را زیارت کند مثل اینکه فاطمه را زیارت کرده باشد.

کسى که حسن و حسین علیهما السّلام را زیارت کند گویا: علی بن ابى طالب را زیارت کرده باشد، کسى که فرزندان حسنین علیهما السّلام را زیارت کند نظیر این است که خود ایشان را زیارت کرده باشد.

عمار گردن بند فاطمه زهرا را با مشک خوشبو نمود و آن را در میان یک برد (بضم باء) یمانى پیچید، سپس آن را بغلامى که نامش سهیم بود داد؛ وى را بدین لحاظ سهیم میگفتند که او را از سهم غنیمت خیبر خریده بود، و بوى گفت: این گردن بند را بگیر و بحضور پیامبر اعظم اسلام تقدیم کن، من تو را نیز بآن حضرت هدیه نمودم.

غلام پس از اینکه گردن بند را گرفت و بحضور رسول خدا آمد سخن عمار را بعرض آن حضرت رسانید، پیغمبر اکرم بآن غلام گفت: برو بجانب دخترم زهراء من تو را با این گردن‏بند بوى بخشیدم، هنگامى که غلام با آن گردن‏بند بحضور فاطمه اطهر آمد و مقاله پیامبر خدا را براى او شرح داد آن بانو گردن‏بند را گرفت و آن غلام را در راه خدا آزاد نمود.

غلام پس از اینکه آزاد شد خندید، فاطمه گفت: براى چه میخندى اى غلام گفت: بزرگى خیر و برکت این گردن‏بند مرا خندان کرد، زیرا گرسنه‏اى را سیر کرد، برهنه‏اى را پوشانید، فقیرى را بى‏نیاز کرد، غلام زر خریدى را آزاد نمود و بدست صاحب خویش بازگشت کرد!! 

أَخْبَرَنَا الشَّیْخُ أَبُو عَلِیٍّ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ فِیمَا أَجَازَ لِی رِوَایَتَهُ عَنْهُ وَ کَتَبَ لِی بِخَطِّهِ سَنَةَ إِحْدَى عَشْرَةَ وَ خَمْسِمِائَةٍ بِمَشْهَدِ مَوْلَانَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ: أَخْبَرَنِی أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ الْمَعْرُوفُ بِابْنِ الصَّقَّالِ:

قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْمُفَضَّلِ مُحَمَّدُ بْنُ مَعْقِلٍ الْعِجْلِیُّ القرمسی [الْقِرْمِیسِینِیُ‏] بِشَهْرَزُورَ قَالَ: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی الصُّهْبَانِ الْبَاهِلِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ:

صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ ص صَلَاةَ الْعَصْرِ

فَلَمَّا انْفَتَلَ جَلَسَ فِی قِبْلَتِهِ وَ النَّاسُ حَوْلَهُ

فَبَیْنَا هُمْ کَذَلِکَ

إِذْ أَقْبَلَ إِلَیْهِ شَیْخٌ مِنْ مُهَاجَرَةِ الْعَرَبِ

[عَلَیْهِ‏] سَمَلٌ قَدْ تَهَلَّلَ وَ اخْتَلَقَ

وَ هُوَ لَا یَکَادُ یَتَمَالَکُ ضَعْفاً وَ کِبَراً

فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَسْتَجْلِیهِ الْخَبَرَ

فَقَالَ الشَّیْخُ یَا نَبِیَّ اللَّهِ ص

أَنَا جَائِعُ الْکَبِدِ فَأَطْعِمْنِی

وَ عَارِی الْجَسَدِ فَاکْسُنِی

وَ فَقِیرٌ فَأَرِشْنِی

فَقَالَ مَا أَجِدُ لَکَ شَیْئاً

وَ لَکِنَّ الدَّالَّ عَلَى الْخَیْرِ کَفَاعِلِهِ

انْطَلِقْ إِلَى مَنْزِلِ مَنْ یُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ

یُؤْثِرُ اللَّهَ عَلَى نَفْسِهِ

انْطَلِقْ إِلَى حُجْرَةِ فَاطِمَةَ

وَ کَانَ بَیْتُهَا مُلَاصِقاً بَیْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص

الَّذِی یَنْفَرِدُ بِهِ لِنَفْسِهِ مِنْ أَزْوَاجِهِ

یَا بِلَالُ قُمْ فَقِفْ بِهِ عَلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ

فَانْطَلَقَ الْأَعْرَابِیُّ مَعَ بِلَالٍ

فَلَمَّا وَقَفَ عَلَى بَابِ فَاطِمَةَ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ

السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

وَ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِکَةِ

وَ مَهْبِطَ جَبْرَئِیلَ الرُّوحِ الْأَمِینِ‏ بِالتَّنْزِیلِ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

فَقَالَتْ فَاطِمَةُ ع مَنْ أَنْتَ یَا هَذَا؟

قَالَ شَیْخٌ مِنَ الْعَرَبِ

أَقْبَلْتُ عَلَى أَبِیکِ سَیِّدِ الْبَشَرِ مُهَاجِراً مِنْ شُقَّةٍ

وَ أَنَا یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ

عَارِی الْجَسَدِ

جَائِعُ الْکَبِدِ فَوَاسِینِی رَحِمَکِ اللَّهُ

وَ کَانَ لِفَاطِمَةَ وَ عَلِیٍّ فِی تِلْکَ الْحَالِ وَ رَسُولِ اللَّهِ ص ثَلَاثاً

مَا طَعِمُوا فِیهَا طَعَاماً

وَ قَدْ عَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَلِکَ مِنْ شَأْنِهِمَا

فَعَمَدَتْ فَاطِمَةُ ع إِلَى جِلْدِ کَبْشٍ مَدْبُوغٍ بالقرض [بِالْقَرَظِ]

کَانَ یَنَامُ عَلَیْهِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ ع

فَقَالَتْ خُذْ هَذَا أَیُّهَا الطَّارِقُ

فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یَرْتَاحَ لَکَ مَا هُوَ خَیْرٌ مِنْهُ

فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ شَکَوْتُ إِلَیْکِ الْجُوعَ فَنَاوَلْتِنِی جِلْدَ کَبْشٍ

مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِ مَعَ مَا أَجِدُ مِنَ السَّغَبِ

قَالَ فَعَمَدَتْ ع لَمَّا سَمِعَتْ هَذَا مِنْ قَوْلِهِ إِلَى عِقْدٍ

کَانَ فِی عُنُقِهَا أَهْدَتْهُ لَهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ عَمِّهَا حَمْزَةَ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ

فَقَطَعَتْهُ مِنْ عُنُقِهَا

وَ نَبَذَتْهُ إِلَى الْأَعْرَابِیِّ

فَقَالَتْ خُذْهُ وَ بِعْهُ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یُعَوِّضَکَ بِهِ مَا هُوَ خَیْرٌ مِنْهُ

فَأَخَذَ الْأَعْرَابِیُّ الْعِقْدَ وَ انْطَلَقَ إِلَى مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ

وَ النَّبِیُّ ص جَالِسٌ فِی أَصْحَابِهِ

فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَعْطَتْنِی فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ هَذَا الْعِقْدَ

وَ قَالَتْ بِعْهُ فَعَسَى أَنْ یَصْنَعَ لَکَ

قَالَ فَبَکَى النَّبِیُّ ص

وَ قَالَ لَا کَیْفَ یَصْنَعُ اللَّهُ لَکَ

وَ قَدْ أَعْطَتْکَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ سَیِّدَةُ بَنَاتِ آدَمَ

فَقَامَ عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ

فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ تَأْذَنُ لِی بِشِرَاءِ هَذَا الْعِقْدِ

قَالَ ص اشْتَرِهِ یَا عَمَّارُ

فَلَوِ اشْتَرَکَ فِیهِ الثَّقَلَانِ مَا عَذَّبَهُمُ اللَّهُ بِالنَّارِ

فَقَالَ عَمَّارٌ بِکَمْ هَذَا الْعِقْدُ یَا أَعْرَابِیُّ

قَالَ بِشُبْعَةٍ مِنَ الْخُبْزِ وَ اللَّحْمِ

وَ بُرْدَةٍ یَمَانِیَّةٍ أَسْتُرُ بِهَا عَوْرَتِی وَ أُصَلِّی فِیهَا لِرَبِّی

وَ دِینَارٍ یُبْلِغُنِی إِلَى أَهْلِی

وَ کَانَ عَمَّارٌ قَدْ بَاعَ سَهْمَهُ الَّذِی نَقَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ مِنْ خَیْبَرَ وَ لَمْ یَبْقَ مِنْهُ شَیْئاً

فَقَالَ لَکَ عِشْرُونَ دِینَاراً وَ مِائَتَا دِرْهَمٍ هَجَرِیَّةٌ

وَ بُرْدَةٌ یَمَانِیَّةٌ

وَ رَاحِلَتِی تُبْلِغُکَ إِلَى أَهْلِکَ

وَ شُبْعَةٌ مِنْ خُبْزِ الْبُرِّ وَ اللَّحْمِ

فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ مَا أَسْخَاکَ بِالْمَالِ

وَ انْطَلَقَ بِهِ عَمَّارٌ فَوَفَّاهُ مَا ضَمِنَ لَهُ

وَ عَادَ الْأَعْرَابِیُّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ أَ شَبِعْتَ وَ اکْتَسَیْتَ؟

قَالَ الْأَعْرَابِیُّ نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ اسْتَغْنَیْتُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی

قَالَ ص فَاجْزِ فَاطِمَةَ بِصَنِیعِهَا

فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ اللَّهُمَّ إِنَّکَ إِلَهٌ مَا اسْتَحْدَثْنَاکَ وَ لَا إِلَهَ لَنَا نَعْبُدُهُ سِوَاکَ

وَ أَنْتَ رَازِقُنَا عَلَى کُلِّ الْجِهَاتِ

اللَّهُمَّ أَعْطِ فَاطِمَةَ ع مَا لَا عَیْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ

فَأَمَّنَ النَّبِیُّ ص عَلَى دُعَائِهِ وَ أَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِهِ

فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى فَاطِمَةَ فِی الدُّنْیَا ذَلِکَ

أَنَا أَبُوهَا وَ مَا أَحَدٌ مِنَ الْعَالَمِینَ مِثْلِی

وَ عَلِیٌّ بَعْلُهَا وَ لَوْ لَا عَلِیٌّ مَا کَانَ لِفَاطِمَةَ کُفْوٌ أَبَداً

وَ أَعْطَاهَا الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ مَا لِلْعَالَمِینَ مِثْلُهُمَا سَیِّدَا شَبَابِ أَسْبَاطِ الْأَنْبِیَاءِ

وَ سَیِّدَا أَهْلِ الْجَنَّةِ

وَ کَانَ بِإِزَائِهِ الْمِقْدَادُ وَ ابْنُ عُمَرَ وَ عَمَّارٌ وَ سَلْمَانُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا فَقَالَ وَ أَزِیدُکُمْ؟

فَقَالُوا نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ

قَالَ ص أَتَانِی الرُّوحُ الْأَمِینُ یَعْنِی جَبْرَئِیلَ ع

وَ قَالَ إِنَّهَا إِذَا هِیَ قُبِضَتْ وَ دُفِنَتْ یَسْأَلُهَا الْمَلَکَانِ فِی قَبْرِهَا مَنْ رَبُّکِ؟

فَتَقُولُ اللَّهُ رَبِّی فَیَقُولَانِ مَنْ نَبِیُّکِ؟

فَتَقُولُ أَبِی فَیَقُولَانِ فَمَنْ وَلِیُّکِ؟

فَتَقُولُ هَذَا الْقَائِمُ عَلَى شَفِیرِ قَبْرِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَلَا وَ أَزِیدُکُمْ مِنْ فَضْلِهَا؟

إِنَّ اللَّهَ قَدْ وَکَّلَ بِهَا رَعِیلًا مِنَ الْمَلَائِکَةِ یَحْفَظُونَهَا

مِنْ بَیْنِ یَدَیْهَا وَ مِنْ خَلْفِهَا وَ عَنْ یَمِینِهَا وَ عَنْ شِمَالِهَا

وَ هُمْ مَعَهَا فِی حَیَاتِهَا وَ عِنْدَ قَبْرِهَا بَعْدَ مَوْتِهَا

یُکْثِرُونَ الصَّلَاةَ عَلَیْهَا وَ عَلَى أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا

فَمَنْ زَارَنِی بَعْدَ وَفَاتِی فَکَأَنَّمَا زَارَنِی فِی حَیَاتِی

وَ مَنْ زَارَ فَاطِمَةَ فَکَأَنَّمَا زَارَنِی

وَ مَنْ زَارَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ فَکَأَنَّمَا زَارَ فَاطِمَةَ

وَ مَنْ زَارَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَکَأَنَّمَا زَارَ عَلِیّاً

وَ مَنْ زَارَ ذُرِّیَّتَهُمَا فَکَأَنَّمَا زَارَهُمَا

فَعَمَدَ عَمَّارٌ إِلَى الْعِقْدِ وَ طَیَّبَهُ بِالْمِسْکِ وَ لَفَّهُ فِی بُرْدَةٍ یَمَانِیَّةٍ

وَ کَانَ لَهُ عَبْدٌ اسْمُهُ سَهْمٌ ابْتَاعَهُ مِنْ ذَلِکَ السَّهْمِ الَّذِی أَصَابَهُ بِخَیْبَرَ

فَدَفَعَ الْعِقْدَ إِلَى الْمَمْلُوکِ

وَ قَالَ لَهُ خُذْ هَذَا الْعِقْدَ

فَادْفَعْهُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَنْتَ لَهُ

فَأَخَذَ الْعِقْدَ فَأَتَى بِهِ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ أَخْبَرَهُ بِقَوْلِ عَمَّارٍ رَحِمَهُ اللَّهُ

فَقَالَ النَّبِیُّ ص انْطَلِقْ إِلَى فَاطِمَةَ فَادْفَعْ إِلَیْهَا الْعِقْدَ وَ أَنْتَ لَهَا

فَجَاءَ الْمَمْلُوکُ بِالْعِقْدِ وَ أَخْبَرَهَا بِقَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ

فَأَخَذَتْ فَاطِمَةُ ع الْعِقْدَ وَ أَعْتَقَتِ الْمَمْلُوکَ

فَضَحِکَ الْغُلَامُ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ ع مَا یُضْحِکُکَ یَا غُلَامُ؟

فَقَالَ أَضْحَکَنِی عِظَمُ بَرَکَةِ هَذَا الْعِقْدِ

أَشْبَعَ جَائِعاً

وَ کَسَا عُرْیَاناً

وَ أَغْنَى فَقِیراً

وَ أَعْتَقَ عَبْداً

وَ رَجَعَ إِلَى رَبِّهِ.
___________________________________

بشارة المصطفى لشیعة المرتضى (ط - القدیمة)، النص، ص: 138

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۷ ، ۰۶:۱۱
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا

حکم بن عتیبة گوید:

روزى در محضر امام باقر (علیه‌السّلام)

نشسته بودیم و اطاق نیز پر از جمعیت بود که

ناگهان پیرمردى که تکیه بر عصاى بلندى کرده بود

وارد شد و دم در ایستاد و گفت:

سلام و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد اى فرزند رسول خدا،

و پس از آن ساکت شد،

امام باقر (علیه‌السّلام) جواب سلام او را داده فرمود:

و علیک السّلام و رحمة اللَّه و برکاته.

پیرمرد رو به حاضرین کرده و به آنها نیز سلام کرد

و هم چنان ایستاد تا همگى جواب سلامش را دادند،

آنگاه روى خود را به امام باقر (علیه‌السّلام) کرده گفت:

اى فرزند رسول خدا مرا نزدیک‏ خود بنشان‏

که به خدا سوگند من شما را دوست دارم

و دوستدار شما را نیز دوست دارم،

و به خدا سوگند دوست داشتن شما و دوستانتان

به خاطر طمع‏ دنیائى نیست،

و به خدا من دشمن دارم دشمن شما را و از او بیزارم

و به خدا این دشمنى داشتن و بیزارى من از او

به خاطر پدر کشتگى نیست که میان من او برقرار باشد،

بخدا سوگند من حلال شما را حلال دانم

و حرامتان را حرام شمارم

و چشم به فرمان شما دارم

قربانت گردم آیا با این ترتیب در باره من امید به سعادت و نجات دارى؟

امام باقر (علیه‌السّلام) فرمود:

پیش بیا، پیش بیا، تا او را پهلوى خود نشانید

و سپس به او فرمود: 

اى پیرمرد همانا مردى به نزد پدرم على بن الحسین (علیهماالسّلام) شرفیاب شد

و این پرسشى که تو از من کردى او از پدرم کرد،

و پدرم به او فرمود:

اگر با این حال بمیرى

به رسول خدا (ص) و على و حسن و حسین و على بن الحسین (علیهم‌السّلام) وارد شوى

و دلت خنک شود و قلبت آرام گیرد و دیده‌‏ات روشن گردد

و با فرشتگان نویسنده گرامى با روح و ریحان از تو استقبال شود،

و این در وقتى است که جان به اینجاى تو رسد و با دست به گلویش اشاره فرمود

و اگر زنده بمانى آنچه را موجب چشم روشنیت هست ببینى

و در بالاترین درجات بهشت با ما خواهى بود.

پیرمرد گفت: چه فرمودى اى ابا جعفر؟

امام (علیه‌السّلام) همان سخنان را براى او تکرار کرد.

پیرمرد گفت: اللَّه اکبر!

اى ابا جعفر اگر بمیرم

به رسول خدا (ص) و على و حسن و حسین و على ابن الحسین (علیهم السّلام) درآیم

و دیده‏‌ام روشن گردد، و دلم خنک شود، و قلبم آرام گیرد،

و با فرشتگان نویسنده گرامى بروح و ریحان استقبال شوم،

هنگامى که جانم به اینجا رسد!

و اگر زنده بمانم ببینم آنچه را دیده‏‌ام بدان روشن گردد،

و با شما باشم در بالاترین درجات بهشت؟

این جملات را گفت و صداى گریه‏‌اش بلند و هاى، هاى، شروع کرد بگریه کردن

تا اینکه‏ روى زمین افتاد،

و حاضران در اطاق نیز که آن حال را از پیرمرد دیدند

شروع کردند به گریه و زارى

امام باقر علیه السّلام که چنین دید

با انگشت خود شروع کرد به پاک کردن قطرات اشگ از گوشه‌‏هاى چشم آن پیرمرد.

پیرمرد سر بلند کرد و به حضرت عرض کرد:

دستت را بمن بده قربانت گردم،

حضرت دستش را به پیرمرد داد،

و او دست آن حضرت را می‌بوسید و بر دیده و رخ خود می‌گذارد

سپس شکم و سینه خود را گشود و دست بر شکم و سینه‌‏اش گذارده برخاست،

و خداحافظى کرد و رفت،

امام باقر (علیه‌السّلام) نگاهى به پشت سر آن پیرمرد کرد،

و رو به حاضرین کرده فرمود:

هر که می‌خواهد مردى از اهل بهشت را ببیند به این مرد بنگرد.

حکم بن عتیبة گوید: من مجلس ماتم و عزائى مثل آن روز ندیدم.

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ

قَالَ حَدَّثَنِی رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَکَمِ بْنِ عُتَیْبَةَ

قَالَ: بَیْنَا أَنَا مَعَ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام) وَ الْبَیْتُ غَاصٌّ بِأَهْلِهِ

إِذْ أَقْبَلَ شَیْخٌ یَتَوَکَّأُ عَلَى عَنَزَةٍ لَهُ‏

حَتَّى وَقَفَ عَلَى بَابِ الْبَیْتِ

فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

ثُمَّ سَکَتَ

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام) وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

ثُمَّ أَقْبَلَ الشَّیْخُ بِوَجْهِهِ عَلَى أَهْلِ الْبَیْتِ

وَ قَالَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ ثُمَّ سَکَتَ

حَتَّى أَجَابَهُ الْقَوْمُ جَمِیعاً

وَ رَدُّوا عَلَیْهِ السَّلَامَ

ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام)

ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَدْنِنِی مِنْکَ

جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ

فَوَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِبُّکُمْ وَ أُحِبُّ مَنْ یُحِبُّکُمْ

وَ وَ اللَّهِ مَا أُحِبُّکُمْ وَ أُحِبُّ مَنْ یُحِبُّکُمْ لِطَمَعٍ فِی دُنْیَا

وَ اللَّهِ‏ إِنِّی لَأُبْغِضُ عَدُوَّکُمْ وَ أَبْرَأُ مِنْهُ

وَ وَ اللَّهِ مَا أُبْغِضُهُ وَ أَبْرَأُ مِنْهُ لِوَتْرٍ کَانَ‏ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ

وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِلُّ حَلَالَکُمْ وَ أُحَرِّمُ حَرَامَکُمْ

وَ أَنْتَظِرُ أَمْرَکُمْ

فَهَلْ تَرْجُو لِی جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام) إِلَیَّ إِلَیَّ حَتَّى أَقْعَدَهُ إِلَى جَنْبِهِ

ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا الشَّیْخُ

إِنَّ أَبِی عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ (علیه‌السّلام)

أَتَاهُ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ مِثْلِ الَّذِی سَأَلْتَنِی عَنْهُ

فَقَالَ لَهُ أَبِی (علیه‌السّلام)

إِنْ تَمُتْ تَرِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص

وَ عَلَى عَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ یَثْلَجُ قَلْبُکَ وَ یَبْرُدُ فُؤَادُکَ وَ تَقَرُّ عَیْنُکَ

وَ تُسْتَقْبَلُ بِالرَّوْحِ وَ الرَّیْحَانِ مَعَ الْکِرَامِ الْکَاتِبِینَ

لَوْ قَدْ بَلَغَتْ نَفْسُکَ هَاهُنَا وَ أَهْوَى بِیَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ

وَ إِنْ تَعِشْ تَرَى مَا یُقِرُّ اللَّهُ بِهِ عَیْنَکَ

وَ تَکُونُ مَعَنَا فِی السَّنَامِ الْأَعْلَى

فَقَالَ الشَّیْخُ کَیْفَ قُلْتَ یَا أَبَا جَعْفَرٍ

فَأَعَادَ عَلَیْهِ الْکَلَامَ

فَقَالَ الشَّیْخُ اللَّهُ أَکْبَرُ

یَا أَبَا جَعْفَرٍ إِنْ أَنَا مِتُّ أَرِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص

وَ عَلَى عَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع

وَ تَقَرُّ عَیْنِی وَ یَثْلَجُ قَلْبِی وَ یَبْرُدُ فُؤَادِی

وَ أُسْتَقْبَلُ بِالرَّوْحِ وَ الرَّیْحَانِ مَعَ الْکِرَامِ الْکَاتِبِینَ

لَوْ قَدْ بَلَغَتْ نَفْسِی إِلَى هَاهُنَا

وَ إِنْ أَعِشْ أَرَى مَا یُقِرُّ اللَّهُ بِهِ عَیْنِی

فَأَکُونُ مَعَکُمْ فِی السَّنَامِ الْأَعْلَى

ثُمَّ أَقْبَلَ الشَّیْخُ یَنْتَحِبُ یَنْشِجُ‏ هَا هَا هَا

حَتَّى لَصِقَ بِالْأَرْضِ

وَ أَقْبَلَ أَهْلُ الْبَیْتِ یَنْتَحِبُونَ وَ یَنْشِجُونَ لِمَا یَرَوْنَ مِنْ حَالِ الشَّیْخِ

وَ أَقْبَلَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام)

یَمْسَحُ بِإِصْبَعِهِ الدُّمُوعَ مِنْ حَمَالِیقِ عَیْنَیْهِ وَ یَنْفُضُهَا

ثُمَّ رَفَعَ الشَّیْخُ رَأْسَهُ

فَقَالَ لِأَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام) یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ

نَاوِلْنِی یَدَکَ

جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ

فَنَاوَلَهُ یَدَهُ فَقَبَّلَهَا وَ وَضَعَهَا عَلَى عَیْنَیْهِ وَ خَدِّهِ

ثُمَّ حَسَرَ عَنْ بَطْنِهِ‏ وَ صَدْرِهِ

ثُمَّ قَامَ

فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ

وَ أَقْبَلَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام) یَنْظُرُ فِی قَفَاهُ

وَ هُوَ مُدْبِرٌ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ عَلَى الْقَوْمِ

فَقَالَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ

فَلْیَنْظُرْ إِلَى هَذَا

فَقَالَ الْحَکَمُ بْنُ عُتَیْبَةَ لَمْ أَرَ مَأْتَماً قَطُّ یُشْبِهُ ذَلِکَ الْمَجْلِسَ.
__________________________________

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8، ص: 76

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۷ ، ۲۱:۰۲
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا

در روایت آمده که سرور زنان، فاطمه 

از پدر بزرگوارش حضرت محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله) پرسید:

اى پدر جان!

سزاى مردان و زنانى که نماز را سبک بشمارند، چیست؟

فرمود: اى فاطمه، هر کس چه مرد باشد و چه زن،

نمازش را سبک بشمارد،

خداوند او را به پانزده مصیبت گرفتار مى‏ نماید:

شش چیز در سراى دنیا،

و سه چیز هنگام مرگ،

و سه چیز در قبرش،

و سه چیز در قیامت هنگام بیرون آمدن از قبر.

مصیبتهایى که در دار دنیا بدان مبتلا مى‏‌گردد عبارتند از:

1- خداوند، خیر و برکت را از عمر او برمى‏‌دارد.

2- خداوند، خیر و برکت را از روزى‏اش برمى‏‌دارد.

3- خداوند (عزّ و جلّ) نشانه صالحان را از چهره او محو مى‏‌فرماید.

4- در برابر اعمالى که انجام داده پاداش داده نمى‌‏شود.

5- دعاى او به سوى آسمان بالا نمى‌‏رود و مستجاب نمى‌‏گردد.

6- هیچ بهره‏‌اى در دعاى بندگان شایسته خدا نداشته و مشمول دعاى آنان نخواهد بود.

و مصائبى که هنگام مرگ به او مى‏‌رسد بدین ترتیب است:

1- با حالت خوارى و زبونى جان مى‌‏دهد.

2- گرسنه مى‏‌میرد.

3- تشنه جان مى‌‏سپارد، به گونه‌‏اى که اگر آب تمام رودخانه‌‏هاى دنیا را به او بدهند، سیراب نگشته و تشنگى‌‏اش برطرف نخواهد شد.

و مصیبتهایى که در قبرش بدان گرفتار مى‌‏گردد بدین قرار است:

1- خداوند فرشته‏‌اى را بر او مى‌‏گمارد

تا او را در قبر نگران و پریشان نموده و از جایش برکند.

2- خداوند قبر را بر او تنگ مى‌‏گرداند.

3- قبرش تاریک مى‏‌شود.

و مصائبى که در روز قیامت، هنگام بیرون آمدن از قبر، بدان مبتلا مى‏‌شود، عبارت است از:

1- خداوند فرشته‏‌اى را بر او مى‌‏گمارد

تا در حالى که مردم به او مى‏‌نگرند، او را به رو بر زمین بکشد.

2- سخت از او حساب مى‌‏کشند.

3- خداوند هرگز نظر رحمت به او ننموده

و از بدی‌ها پاکیزه‏‌اش نمى‏‌گرداند،

و براى او عذاب دردناکى خواهد بود.

أَرْوِی بِحَذْفِ الْإِسْنَادِ

عَنْ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ فَاطِمَةَ ابْنَةِ سَیِّدِ الْأَنْبِیَاءِ

صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا وَ عَلَى أَبِیهَا وَ عَلَى بَعْلِهَا وَ عَلَى أَبْنَائِهَا الْأَوْصِیَاءِ

أَنَّهَا سَأَلَتْ أَبَاهَا مُحَمَّداً ص

فَقَالَتْ یَا أَبَتَاهْ

مَا لِمَنْ تَهَاوَنَ‏ بِصَلَاتِهِ‏ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ

قَالَ یَا فَاطِمَةُ مَنْ تَهَاوَنَ‏ بِصَلَاتِهِ‏ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ

ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِخَمْسَ عَشْرَةَ خَصْلَةً

سِتٌّ مِنْهَا فِی دَارِ الدُّنْیَا

وَ ثَلَاثٌ عِنْدَ مَوْتِهِ

وَ ثَلَاثٌ فِی قَبْرِهِ

وَ ثَلَاثٌ فِی الْقِیَامَةِ

إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ

فَأَمَّا اللَّوَاتِی تُصِیبُهُ فِی دَارِ الدُّنْیَا

فَالْأُولَى یَرْفَعُ اللَّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمُرِهِ

وَ یَرْفَعُ اللَّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِهِ

وَ یَمْحُو اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سِیمَاءَ الصَّالِحِینَ مِنْ وَجْهِهِ

وَ کُلُّ عَمَلٍ یَعْمَلُهُ لَا یُؤْجَرُ عَلَیْهِ

وَ لَا یَرْتَفِعُ دُعَاؤُهُ إِلَى السَّمَاءِ

وَ السَّادِسَةُ لَیْسَ لَهُ حَظٌّ فِی دُعَاءِ الصَّالِحِینَ

وَ أَمَّا اللَّوَاتِی تُصِیبُهُ عِنْدَ مَوْتِهِ

فَأَوَّلُهُنَّ أَنَّهُ یَمُوتُ ذَلِیلًا

وَ الثَّانِیَةُ یَمُوتُ جَائِعاً

وَ الثَّالِثَةُ یَمُوتُ عَطْشَاناً

فَلَوْ سُقِیَ مِنْ أَنْهَارِ الدُّنْیَا لَمْ یُرَوِّ عَطَشَهُ

وَ أَمَّا اللَّوَاتِی تُصِیبُهُ فِی قَبْرِهِ

فَأَوَّلُهُنَّ یُوَکِّلُ اللَّهُ بِهِ مَلَکاً یُزْعِجُهُ فِی قَبْرِهِ

وَ الثَّانِیَةُ یُضَیَّقُ عَلَیْهِ قَبْرُهُ

وَ الثَّالِثَةُ تَکُونُ الظُّلْمَةُ فِی قَبْرِهِ

وَ أَمَّا اللَّوَاتِی تُصِیبُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ

فَأَوَّلُهُنَّ أَنْ یُوَکِّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکاً یَسْحَبُهُ عَلَى وَجْهِهِ

وَ الْخَلَائِقُ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ

وَ الثَّانِیَةُ یُحَاسَبُ‏ حِساباً شَدِیداً

وَ الثَّالِثَةُ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ لَا یُزَکِّیهِ وَ لَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ.

_____________________________________

فلاح السائل و نجاح المسائل ؛ ص22

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۷ ، ۰۶:۴۵
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا

معاویه بن وهب می‌گوید:

برای تشرف به محضر امام صادق (علیه السلام) اجازه گرفتم.

وقتی وارد شدم دیدم آن حضرت مشغول نماز هستند.

منتظر نشستم تا نماز ایشان تمام  شد.

پس از پایان نماز، امام صادق سجده کردند

و شروع به مناجات با خدا نمودند

و عرضه داشتند:

ای کسی که ما را به کرامت و وصایت ممتاز کرد

و به ما وعده شفاعت داد

و علم گذشته و آینده را به ما عطا نمود

و دل‌های برخی از مردم را به ما متمایل ساخت

من و برادرانم و زیارت کنندگان

قبر اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را بیامرز.

زواری که برای نیکی به ما

و به امید به دست آوردن

پاداشی که در ایجاد پیوند با ما نهاده ای

و نیز شادکردن دل پیامبرت -که درود تو بر او خاندانش باد-

و فرمان برداری از ما و خشمگین کردن دشمنانمان

و به دست آوردن خشنودی ات

اموال خود را صرف کردند

و رنج سفر را بر پیکرهای خود هموار نمودند.

بار پروردگارا پس از جانب ما خشنودی ات را پاداش آنان قرار ده

و در شبان و روزان پاسشان دار

و در میان اهل و فرزندانی که در وطن برجای نهادند

بهترین جانشین برای آنان باش

و با آنان همراه باش و شر هر ستمگر سرکش

و هر آفریده ناتوان یا نیرومند

و نیز شر شیاطین جن و انس را از آنان به دور دار

و به آنان که ما را بر فرزندان

و اهل خویشان خود ترجیح دادند

بهتر از آنچه انتظار دارند. عطا کن. 
خدایا دشمنان ما بر زیارت و بیرون آمدن آنان خرده گرفتند،

ولی اینکار باعث نشد که نزد ما نیایند

و با مخالفان ما از در مخالفت وارد نشوند.

پس بر آن چهره‌هایی که آفتاب رنگشان

را دگرگون کرده رحمت کن

و آن گونه هایی را که بر قبر اباعبدالله نهاده می‌شود

مورد رحمت قرار ده

و آن دیدگانی را که به مهر ما گریان می‌شوند

مشمول مهر خود قرار ده

و آن دلهایی را که برای ما بی تاب شد

و سوخت

و فریادهایی را که برای ماست مشمول رحمت خود ساز.

پروردگارا من این جانها و این تنها را تا زمانی که

در روز تشنگی در کنار حوض کوثر ملاقاتشان کنیم

به تو می سپارم.

حضرت همانطور که در حال سجده بودند

این دعا را می‌خواندند

وقتی مناجات ایشان به پایان رسید عرضه داشتم:

فدایت شوم اگر این دعایی که از شما شنیده بودم

در حق کسی می بود

که اصلا خدا را هم نمی‌شناخت

به گمانم که آتش دوزخ را بهره‌ای در او نبود.

به خدا قسم آرزو کردم که کاش حج نمی‌گزادم

ولی به زیارت امام حسین (علیه‌السلام) رفته بودم.

حضرت فرمودند: تو چقدر به او نزدیکی،

پس چه چیز تو را از رفتن به آنجا باز می دارد؟

و فرمود: چرا اینکار را فرونهاده‌ای؟

عرضه داشتم:

جانم به قربانت:

نمی‌دانستم کار

(زائران اباعبدالله) تا این قدر ارجمند است.

حضرت فرمودند:

ای معاویه بن وهب کسانی که

در آسمان برای زائران ایشان دعا می‌کنند

بیشتر از کسانی هستند که در زمین برایشان دعا می‌نمایند.

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى وَ غَیْرُهُ

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ جَمِیعاً

عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ غَسَّانَ الْبَصْرِیِّ

عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ

وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ

عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا

عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُقْبَةَ

عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ

قَالَ: اسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام)

فَقِیلَ‏ لِی‏ ادْخُلْ‏ فَدَخَلْتُ‏

فَوَجَدْتُهُ‏ فِی‏ مُصَلَّاهُ‏ فِی‏ بَیْتِهِ‏

فَجَلَسْتُ‏ حَتَّى قَضَى صَلَاتَهُ

فَسَمِعْتُهُ

وَ هُوَ یُنَاجِی رَبَّهُ وَ یَقُولُ-

یَا مَنْ خَصَّنَا بِالْکَرَامَةِ

وَ خَصَّنَا بِالْوَصِیَّةِ

وَ وَعَدَنَا الشَّفَاعَةَ

وَ أَعْطَانَا عِلْمَ مَا مَضَى وَ مَا بَقِیَ

وَ جَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْنَا

اغْفِرْ لِی

وَ لِإِخْوَانِی

وَ لِزُوَّارِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ (علیه‌السلام)

الَّذِینَ أَنْفَقُوا أَمْوَالَهُمْ وَ أَشْخَصُوا أَبْدَانَهُمْ

رَغْبَةً فِی بِرِّنَا

وَ رَجَاءً لِمَا عِنْدَکَ فِی صِلَتِنَا

وَ سُرُوراً أَدْخَلُوهُ عَلَى نَبِیِّکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

وَ إِجَابَةً مِنْهُمْ لِأَمْرِنَا

وَ غَیْظاً أَدْخَلُوهُ عَلَى عَدُوِّنَا

أَرَادُوا بِذَلِکَ رِضَاکَ

فَکَافِهِمْ عَنَّا بِالرِّضْوَانِ

وَ اکْلَأْهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ

وَ اخْلُفْ عَلَى أَهَالِیهِمْ وَ أَوْلَادِهِمُ

الَّذِینَ خُلِّفُوا بِأَحْسَنِ الْخَلَفِ وَ اصْحَبْهُمْ

وَ اکْفِهِمْ شَرَّ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ

وَ کُلِّ ضَعِیفٍ مِنْ خَلْقِکَ أَوْ شَدِیدٍ

وَ شَرَّ شَیَاطِینِ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ

وَ أَعْطِهِمْ أَفْضَلَ مَا أَمَّلُوا مِنْکَ

فِی غُرْبَتِهِمْ عَنْ أَوْطَانِهِمْ

وَ مَا آثَرُونَا بِهِ عَلَى أَبْنَائِهِمْ وَ أَهَالِیهِمْ وَ قَرَابَاتِهِمْ

اللَّهُمَّ إِنَّ أَعْدَاءَنَا عَابُوا عَلَیْهِمْ خُرُوجَهُمْ

فَلَمْ یَنْهَهُمْ ذَلِکَ عَنِ الشُّخُوصِ إِلَیْنَا

وَ خِلَافاً مِنْهُمْ عَلَى مَنْ خَالَفَنَا

فَارْحَمْ تِلْکَ الْوُجُوهَ الَّتِی قَدْ غَیَّرَتْهَا الشَّمْسُ

وَ ارْحَمْ تِلْکَ الْخُدُودَ

الَّتِی تَقَلَّبَتْ عَلَى حُفْرَةِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام)

وَ ارْحَمْ تِلْکَ الْأَعْیُنَ الَّتِی جَرَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا

وَ ارْحَمْ تِلْکَ الْقُلُوبَ الَّتِی جَزِعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنَا

وَ ارْحَمِ الصَّرْخَةَ الَّتِی کَانَتْ لَنَا

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْدِعُکَ تِلْکَ الْأَنْفُسَ

وَ تِلْکَ الْأَبْدَانَ

حَتَّى نُوَافِیَهُمْ عَلَى الْحَوْضِ یَوْمَ الْعَطَشِ

فَمَا زَالَ وَ هُوَ سَاجِدٌ یَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ

فَلَمَّا انْصَرَفَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ

لَوْ أَنَّ هَذَا الَّذِی سَمِعْتُ مِنْکَ

کَانَ لِمَنْ لَا یَعْرِفُ اللَّهَ لَظَنَنْتُ أَنَّ النَّارَ لَا تَطْعَمُ مِنْهُ شَیْئاً

وَ اللَّهِ لَقَدْ تَمَنَّیْتُ أَنْ کُنْتُ زُرْتُهُ

وَ لَمْ أَحُجَّ

فَقَالَ لِی مَا أَقْرَبَکَ مِنْهُ

فَمَا الَّذِی یَمْنَعُکَ مِنْ إِتْیَانِهِ

ثُمَّ قَالَ یَا مُعَاوِیَةُ

لِمَ تَدَعُ ذَلِکَ

قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ

لَمْ أَدْرِ أَنَّ الْأَمْرَ یَبْلُغُ هَذَا کُلَّهُ

قَالَ یَا مُعَاوِیَةُ

مَنْ یَدْعُو لِزُوَّارِهِ فِی السَّمَاءِ أَکْثَرُ مِمَّنْ یَدْعُو لَهُمْ فِی الْأَرْضِ.[1]

____________________________

1. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏4، ص: 583

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۷ ، ۱۴:۰۳
محمد رضا اعظمی راد