منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت کاربران عزیز
در این مطالب این سایت
اول متن سخنرانی کوتاه مذهبی آمده
دوم نکات منبرستانی در مورد آن حدیث آمده
سوم متن عربی حدیث و سند آن آورده شده
چهارم فایل صوتی تصویری حدیث با اجرای خود حقیر آورده شده است و تصویر متناسب با روایت روی فایل ویدئویی قرار داده شده است
اگر برای هر یک از مطالب این سایت عنوان مناسبتر یا کلید واژه و یا موضوع مناسبتر یا نکته منبرستانی دقیقتر یا تصویری مناسبتر یا شعر یا ضرب المثلی متناسب با مطلب یافتید حتما در نظرات بنویسید و اگر تجربه سخنرانی دارید دریغ نفرمایید.
من خیلی خوشحال می شوم که از من انتقاد کنید چون انتقاد باعث پیشرفت است لذا یک سربرگ را به انتقاد و پیشنهاد اختصاص دادم ضمنا حقیر هیچ ادعایی در مورد سخنرانی ندارم. خواهشمندم آزادانه نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

ماجرای علوی مصری

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۲۴ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد بن على علوى حسنى - که از شیعیان ساکن مصر بود - مى گوید: گرفتار مشکلى بزرگ شدم و از این امر اندوهگین شدم، زیرا از من نزد حاکم مصر؛ احمد بن طولون، بدگویى کرده بودند. از ترس جانم به بهانه حج از مصر خارج شدم.

 

پس از اتمام حج از حجاج به عراق رفتم، حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) را زیارت کرده و به قبر شریفشان پناهنده و متوسل شدم همانجا مجاور شدم و جرات بازگشت به مصر را نداشتم، زیرا حاکم مصر مردى سخت گیر و ظالم بود. پانزده روز تمام در گرماى تابستان شب و روز مشغول دعا و تضرع بودم.

 

عصر جمعه اى در حالت خواب و بیدارى امام زمان (علیه السلام) را زیارت نمودم. ایشان با کمال لطف و مرحمت فرمود:پسرم! از فلانى می ترسى؟

 

عرض کردم: آرى آقا جان! مى خواهد مرا بکشد به همین خاطر به شما پناه آوردم و به خاطر قصد سوئى که دارد، از او شکایت دارم.

 

امام (علیه السلام) فرمود: چرا به طریقى که انبیاء گذشته (علیه السلام) هنگامى که دچار مشکلى مى شدند، بدان روش دعا مى کردند و خداوند اندوهشان را برطرف مى ساخت، به درگاه پروردگار خویش و پروردگار پدران خویش دعا نمى کنى؟

 

عرض کردم: آن دعا چیست؟

 

فرمود: همین شب جمعه بعد از اینکه غسل کردى و نماز شب را ادا نمودى، سجده شکر بجاى آور، آنگاه دو زانو بشین و این دعا را بخوان.آنگاه دعایى برایم خواندند، تا شب پنج شنبه پنج شب دیگر در همان حالت خواب و بیدارى به همان وقت به زیارت حضرت (علیه السلام) مشرف مى شدم، و ایشان همین سخن و همین دعا را تکرار مى فرمودند، تا اینکه کاملا آن را حفظ کردم.

 

فرداى آن شب که جمعه بود پس از غسل و تطهیر لباس و استعمال عطر، نماز شب را ادا نموده و همانطور که فرموده بودند پس از سجده شکر دو زانو نشستم و همان دعا را خواندم.عصر جمعه دوباره توفیق تشرف یافتم.

 

حضرت (علیه السلام) فرمود: اى محمد! دعایت مستجاب شد و دشمنت همان که از تو نزد او احمد بن طولون بدگویى کرده بود، هنگامى که دعایت به پایان رسید، کشت!صبح هنگام آخرین زیارت را به جاى آوردم، و با اباعبدالله الحسین (علیه السلام) ودا کرده و به طرف مصر به راه افتادم.

 

پس از عبور از اردن، در راه مصر مردى را دیدم که در مصر همسایه من بود. او مرد مومنى بود. وقتى از اوضاع مصر پس از خروجم پرسش نمودم، تعریف کرد که چگونه احمد بن طولون دستور داده او را دستگیر کرده و گردن بزنند و بدنش را به نیل بیفکنند.بعدها معلوم شد که بنا به قول جمعى از بستگان و برادران شیعه - قتل او درست در همان لحظه که من از دعا فارغ شده بودم صورت گرفته بود.

 

 

 مهج الدعوات، ص 334 و 335، ادعیه الامام العسکر؛ بحار الانوار، ج 51، ص ‍ 307.

 

  • محمد رضا اعظمی راد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">